• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

تاثیر ترک ها در تاریخ ایران

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع hamidsoltan
  • تاریخ شروع تاریخ شروع

آیا تاثیری که ترک ها بر تاریخ ایران داشتن مثبته ؟


  • رای‌دهندگان
    14
  • Poll closed .
پاسخ : تاثیر ترک ها در تاریخ ایران

به نقل از #Alireza# :
این در مورد تورک های آذربایجان درست نیست اصلا!
اگه اینجوری باشه حداقل یه شباهتی در چهره ها هم باید باشه دیگه!حداقل یه جزیی!
مثلا ازبکها یا قرقیزها و...الان شباهت دارند به اونا(از لحاظ چهره و اینا)
ولی ماها نه...

وقتی که میگن تورکها به اینجا(ایران) مهاجرت کردند منظور ماها نیستیم!
ریشه و تمدن ما تورکها برمیگرده به تمدن سومری ها...
حتی زبات تورکی هم شاخه ای زبانهای سومریه
خب چهره که اصلا دلیل قانع کننده ای نیست ، چون به هر حال در طول زمان و شرایط آب و هوایی تغییر میکنه!
اتفاقا دقیقا شما (بعنی ترک های ساکن شما غرب ایران) نژادشون به ترک های ترکستان بر میگرده.
در واقع در زمان سلجوقیان ، خانواده های مختلف سلجوقی هر کدوم به قسمتی از سرزمین ایرتن فرستاده شدن (چنانکه اواخر حکومت سلجوقی میبینیم هر قسمتی از ایران رو گروهی از همین ها اداره می کنن و بعد از همه ی مغول هم همینطور!)
در مورد زبان ولی نمیدونم ! می پرسم ! ;D
 
پاسخ : تاثیر ترک ها در تاریخ ایران

ببینید من این را نمی گویم بلکه تاریخ می گوید،ما تا قبل از اسلام چه در ایران چه در ترکیه کنونی و چه در بین النهرین ترک نداشته ایم.بعد از اسلام ترک های شمال ایران به عنوان برده و یا همسر ((همسر هارون الرشید)) و یا در صورت مسلمان شدن وارد ایران می شدند.
اگر حکومت های ترک را در ایران بررسی کنیم به نظر من بدین صورت است:

غزنویان -مثبت
سلجوقیان -مثبت
خوارزمشاهیان-منفی
ایلخانان-مثبت
تیموریان-مثبت
آق قویونلوها-منفی
قراقویونلوها-منفی
صفویه-منفی
افشاریان-مثبت
قاجاریه-منفی
 
پاسخ : تاثیر ترک ها در تاریخ ایران

چه تقسیم بندی خوب و گویایی! البته به نظر من تاثیرات مثبت و منفی هم ارزش نیستن؛ مثلا نمیشه تاثیری که قاجار ها روی ایران داشتن رو با تاثیر خوارزمشاهیان مقایسه کرد. و یک چیز دیگه ای هم که هست اینه که بعضی تاثیرات ریشه دار بودن.
 
پاسخ : تاثیر ترک ها در تاریخ ایران

تاثیر ما خیلی هم مثبت بوده! :P :-[ :-[
 
پاسخ : تاثیر ترک ها در تاریخ ایران

به نقل از ارنواز :
خب چهره که اصلا دلیل قانع کننده ای نیست ، چون به هر حال در طول زمان و شرایط آب و هوایی تغییر میکنه!
اتفاقا دقیقا شما (بعنی ترک های ساکن شما غرب ایران) نژادشون به ترک های ترکستان بر میگرده.
در واقع در زمان سلجوقیان ، خانواده های مختلف سلجوقی هر کدوم به قسمتی از سرزمین ایرتن فرستاده شدن (چنانکه اواخر حکومت سلجوقی میبینیم هر قسمتی از ایران رو گروهی از همین ها اداره می کنن و بعد از همه ی مغول هم همینطور!)
در مورد زبان ولی نمیدونم ! می پرسم ! ;D
منم میدونم قانع کننده نیست!

میشه منبع معتبر بدین؟!

در مورد زبان که میگین ریشه اش زبان چینیه بگم که زبان چینی یه جوریه که مثلا میخوان یه فعلیو صرف کنن کل ساختار فعل عوض میشه..
ولی در زبان تورکی همه کلمات و افعال از آخر گسترش پیدا میکنن یعنی کلا باهم ساختارشون فرق داره!
 
پاسخ : تاثیر ترک ها در تاریخ ایران

به نقل از #Alireza# :
منم میدونم قانع کننده نیست!

میشه منبع معتبر بدین؟!

در مورد زبان که میگین ریشه اش زبان چینیه بگم که زبان چینی یه جوریه که مثلا میخوان یه فعلیو صرف کنن کل ساختار فعل عوض میشه..
ولی در زبان تورکی همه کلمات و افعال از آخر گسترش پیدا میکنن یعنی کلا باهم ساختارشون فرق داره!


در مورد زبان! زبان ترکی تغییرات زیادی رو پذیرفته! برای همینه که آثار قدیمیه زیادی ازش به جا نمونده! دقت کنید بعضی از فعل های ترکی هم در تغییر صرف ساختارشون عوض میشه!

ولی در مورد منبه برای مهاجرت ترکها! من یه بار تو BBC در موردش شنیدم! یه بارم یه کتاب رو نصف و نیمه خوندم! سعی میکنم براتون پیداش کنم!
 
پاسخ : تاثیر ترک ها در تاریخ ایران

به نقل از no one :
در مورد زبان! زبان ترکی تغییرات زیادی رو پذیرفته! برای همینه که آثار قدیمیه زیادی ازش به جا نمونده! دقت کنید بعضی از فعل های ترکی هم در تغییر صرف ساختارشون عوض میشه!

ولی در مورد منبه برای مهاجرت ترکها! من یه بار تو BBC در موردش شنیدم! یه بارم یه کتاب رو نصف و نیمه خوندم! سعی میکنم براتون پیداش کنم!
میشه چند تا از اون فعل هایی رو که میگین به ما هم بگین یاد بگیریم؟!
 
پاسخ : تاثیر ترک ها در تاریخ ایران

به نقل از ارنواز :
اتفاقا دقیقا شما (بعنی ترک های ساکن شما غرب ایران) نژادشون به ترک های ترکستان بر میگرده.
در واقع در زمان سلجوقیان ، خانواده های مختلف سلجوقی هر کدوم به قسمتی از سرزمین ایرتن فرستاده شدن (چنانکه اواخر حکومت سلجوقی میبینیم هر قسمتی از ایران رو گروهی از همین ها اداره می کنن و بعد از همه ی مغول هم همینطور!)

آذربایجانیان بسیار به سایر ایرانیان قرابت دارند، گرچه زبانشان ترکی است. دی‌ان‌ای ساکنین بومی منطقه تفاوتی با دیگر نقاط ایران ندارند،[۱۰۵] و مذهب آنان شیعه است که آنان را از دیگر ترک‌زبانان که سنی هستند متمایز می‌گرداند. علاوه بر این به همراه دیگر اقوام ایرانی نوروز، سال نو ایرانی را با شکوه جشن می‌گیرند.

تاریخ پیش از اسلام
نوشتار اصلی: آتروپاتکان

پیش از آمدن مادها، می‌توان به حکومت ماننایی‌ها اشاره کرد. زبان ماننایی‌ها روشن نیست اما بخشی از نامهای سرداران آنها آریایی است[۶۸] و در کل، زبان واحدی در بین ماننا حاکم نبود. اما، ماننایی‌ها بر تحت نفوذ ایرانی-شدن قرار داشتند و نامهای ایرانی مانند دیاکو و بغدادتی و اودکی و ازآ همگی نامهای ایرانی هستند که در میان آنها دیده می‌شود. همچنین در این دوره، می‌توان به حکومت اورارتویی اشاره کرد که اندکی از بخشهای آذربایجان غربی را شامل می‌شدند.

با آمدن اقوام آریایی مادها[۶۹] به فلات ایران، اقوام غیرآریایی با ایشان آمیخته شدند و در یک اتحاد، پادشاهی ماد را به وجود آوردند.

مادها که تأثیر عمیقی بر تاریخ منطقه آسیای غربی گذاشت که مهم‌ترین آن نابود کردن حکومت آشور بود.

ماد از دو بخش ماد کوچک و ماد بزرگ تشکیل می‌شد. که ماد کوچک آذربایجان امروزی است و ماد بزرگ شامل همدان، تهران، کرمانشاه و اصفهان می‌شود. پایتخت ماد هگمتانه (همدان امروزی) بود که تلفظ آن به یونانی اکباتان نامیده می‌شد. مادها نخست دولت متمرکز و مقتدر را در فلات ایران پایه گذاری کردند و در داخل و خارج فلات ایران آغاز به گسترش قلمروی خویش کردند.[نیازمند منبع]

گسترش قلمرو ماد هم زمان شد با قدرت گیری پارسیان در جنوب غربی ایران. نیاکان هخامنشیان با پادشاهان ماد در ارتباط بودند و عقیده بر این است که فرمانبردار مادها بوده‌اند. به گونه‌ای که وقتی پادشاه ماد از اقدامهای کورش بزرگ که نواده دختری او بود خبردار شد و اورا به هکمتانه فراخواند، خودداری کورش از رفتن به دربار ماد به عنوان سرکشی وی برداشت شد. برخورد پارسیان و مادها سرانجام به سرنگونی پادشاهی ماد انجامید که البته نقش گروهی از درباریان ماد که با کورش همکاری می‌کردند تأثیر فراوان در این رخداد داشت.[نیازمند منبع]

در زمان هخامنشیان، ماد کوچک (آذربایجان) به عنوان یکی از ساتراپ‌ها اداره می‌شد. در اوایل دولت هخامنشی، بعد از خودکشی کمبوجیه[نیازمند منبع] در مصر و آشوب در شاهنشاهی، ماد نیز شورش کرد. این شورش به سختی توسط داریوش سرکوب شد. در اواخر دوران هخامنشی و هم زمان با لشکر کشی اسکندر به ایران ساتراپ ماد کوچک فردی بود به نام آتورپات (آذرباد)، وی توانست ماد کوچک را از حمله اسکندر حفظ کند. بعد از آن ماد کوچک به نام او ماد آتورپاتن یا آتورپاتگان نامیده شد.[نیازمند منبع]

در زمان سلوکیان و اشکانیان آذربایجان خودمختاری نسبی داشت. که البته اساس کشورداری سلوکیان و پس از آن اشکانیان بر استقلال نسبی استان‌ها استوار بود. در زمان سلوکیان به نظر می‌رسد خاندان آتروپاتن هم چنان بر آذربایجان حکم می‌راندند.

در زمان اشکانیان وضعیت حکومت آذربایجان چندان روشن نیست ولی می‌توان حدس زد مانند دیگر نقاط ایران تحت سیطره خاندانهای زمیندار(فئودال) با نفوذ و مطیع اشکانیان اداره می‌شده‌است. مشکل آذربایجان در زمان اشکانیان یورشهای سهمگین آلانها و گرجیها از قفقاز بود. که باعث ویرانی و غارت فراوان می‌شدند. برای دفع ایشان شاهنشاهان اشکانی خود وارد کارزار می‌شدند.

در زمان ساسانیان آذربایجان اهمیت ویژه‌ای یافت. یکی از سه آتشکده معتبر ساسانیان، آتشکده آذرگشنسب، در شیز واقع در آذربایجان قرار داشت. پادشاهان ساسانی در ایام سختی به زیارت آن می‌شتافتند و هدایای بسیار تقدیم می‌کردند. این آتشکده نشانه اتحاد دین و دولت بود و نماد دولت ساسانی بشمار می‌رفت. در بیشاپور کازرون کتیبه‌ای وجود دارد که نام خاندانهای فئودال اوایل حکومت ساسانیان در آن ثبت شده‌است. برای آذربایجان از خاندانی به نام وراز Varaz نامبرده شده‌است که گویا محل اقتدار ایشان آذربایجان، آران و ارمنستان بوده‌است.[نیازمند منبع]

در زمان حکومت ساسانیان، اقوام ترک نژاد خزر به قفقاز وارد شدند. قباد پدر انوشیروان با تلاش فراوان ایشان را عقب راند و دژهای مستحکمی در دربند قفقار برای جلوگیری از یورشهای آنها بنا کرد، رومیان نیز هر ساله مبالغی برای نگهداری این دژها به دولت ساسانی می‌پرداختند.[نیازمند منبع] از رویدادهای مهم آذربایجان در زمان ساسانیان جنگ سرنوشت ساز بهرام چوبین با خسروپرویز در این استان بود که به شکست بهرام انجامید. دیگر رویداد مهم وارد شدن هراکلیوس امپراتور روم به آذربایجان بود که منجر به ویرانی آتشکده آذرگشنسب شد.[نیازمند منبع]


یاقوت حموی (درگذشته ۶۲۶ ق.) می‌نویسد: «ابن مقفع گفته‌است آذر به زبان پهلوی نام آتش است و بایگان، نگهدار آن که روی هم معنای آن آتشکده یا نگاهدارندهٔ آتش می‌شود و این درست‌تر است زیرا آتشکده در این ناجیه بسیار بوده‌است... مردم آن نیکوروی‌اند و گونه‌های ایشان به سرخی مایل است و پوستی لطیف دارند. ایشان را زبان مخصوصی است که آذری گویند و جز خودشان کس آن را نمی‌فهمد.»[۷۰]
پس از حمله اعراب

در زمان حمله اعراب در مدارک رومی و ارمنی نام سپاهبد و شاهزاده آذربایجان رستم پسر فرخ هرمز آورده شده‌است. که البته با توجه به متن شاهنامه در بخش نامه رستم فرخزاد به برادرش به نظر می‌رسد درست باشد.

چو نامه بخوانی تو با مهتران/برانداز و برساز لشکر بران

همی تاز تا آذرآبادگان/ دیار بزرگان و آزادگان

همیدون گله هرچه داری ز اسب/ببر سوی گنجور آذرگشسب

ساسانیان پی درپی از اعراب شکست خوردند و در قادسیه رستم فرخزاد کشته شد. در ۶۲۲ میلادی در نهاوند (دروازه ماد آتورپاتن) پیروزان سردارایرانی بار دیگر با عربها مقابل شد. جنگی سخت رخ داد، ولی شکست به ایرانیان افتاد. آنگاه ماد آتورپاتن (آذربایجان) در برابر حمله اعراب بی دفاع گشت و اثری از لشکر شاهنشاهی نماند.[نیازمند منبع]

اعراب به آذربایجان نیز مانند دیگر نقاط ایران سرازیر شدند. به نظر می‌آید در قرنهای اول و دوم هجری تعدادشان در آذربایجان زیاد بوده‌است. کسروی این امر را به دو دلیل دانسته یکی اینکه مردمان آذربایجان بسیار پایداری کردند به گونه‌ای که مسلمانان آذربایجان را به عنوان(الاراضی المفتوحه عنوه) یعنی «سرزمین‌های به زور گرفته شده» می‌شمردند که در فقه حکم خاص دارد. و دوم سرسبزی این دیار. از عشیره‌های عرب که در قرون اول و دوم هجری به آذربایجان وارد شدند بنوتغلب، یمانیان و حمدانیان ثبت شده‌است. آذربایجان در قرنهای ابتدایی ورود اسلام به ایران از کانونهای عمده مقاومت وشورش ایرانیان در برابر اعراب و عمال خلیفه بود و مردمانش همه گاه در حال زد و خورد با تازیان بودند.[نیازمند منبع]

معروف‌ترین این قیامها، قیام خرمدینان در حدود آذربایجان و جبال است. بنیانگذار این قیام جاوید بن سهل بود که سپس توسط بابک خرمدین به اوج رسید. ازدواج بابک با دختر واساک یکی از شاهزادگان ارمنی اتحاد عظیمی را در شمال بر ضد عباسیان ایجاد کرد. خرمدینان مدت طولانی توانستند در مقابل خلیفه و سرداران عرب مقاومت کنند و چهار بار سپاه بزرگ خلیفه را مغلوب کردند. در نهایت خلیفه سردار ایرانی‌تبار خود خیذر بن کاووس (افشین) شاهزاده اشروسنه (در شمال غرب تاجیکستان امروری) را برای دفع بابک فرستاد. افشین با حیله به قلعه بابک دست یافت بابک به ارمنستان گریخت اما سهل ابن سنباط شاهزاده ارمنستان او را به دشمنان فروخت. بابک را به بغداد بردند. وی پس از شکنجه، کشته شد. کشف ارتباط و همداستانی میان افشین، بابک و مازیار در نهایت به سقوط و مرگ افشین نیز منجر شد.[نیازمند منبع]
 
پاسخ : تاثیر ترک ها در تاریخ ایران

درباره این متنی که گذاشتین:

لطفا قسمت های مهم رو بولد کنین که مشخص باشه.

منبع ویکی پدیاست آیا؟
 
پاسخ : تاثیر ترک ها در تاریخ ایران

به نقل از نـــیـــــرمـــــان :
ببینید من این را نمی گویم بلکه تاریخ می گوید،ما تا قبل از اسلام چه در ایران چه در ترکیه کنونی و چه در بین النهرین ترک نداشته ایم.بعد از اسلام ترک های شمال ایران به عنوان برده و یا همسر ((همسر هارون الرشید)) و یا در صورت مسلمان شدن وارد ایران می شدند.
اگر حکومت های ترک را در ایران بررسی کنیم به نظر من بدین صورت است:

غزنویان -مثبت
سلجوقیان -مثبت
خوارزمشاهیان-منفی
ایلخانان-مثبت
تیموریان-مثبت
آق قویونلوها-منفی
قراقویونلوها-منفی
صفویه-منفی
افشاریان-مثبت
قاجاریه-منفی
 
Back
بالا