• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

چرا ایشون می‌خنده؟

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع ibtkm
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : چرا ایشون می‌خنده؟

خب ذهنیت هر کی از ی جمله فرق داره دیگه!
مثلا من میگم "آسمون چقد خوشگله"
یکی رد میگه اره و میشه ازش ولی یکی دیگه آسمونو تصور میکنه!
این میتونه ی دلیل باشه!

اینکه اون فردی ک نخندید ممکنه واسش تکراری باشه و قبلا ک شنیده بوده خندیده کلی!

در ضمن دنیایی ک من دارم میبینم بخاطر افکار و تصوراتم با دنیای شماها فرق داره دیگه!
مث این میمونه ک من ی لباس انتخاب میکنم ولی شماها شاید ازش خوشتون نیاد!

ب ذهنیت فرد بستگی داره خب!
در ضمن اگه تو ی جمع ی جوک یا ی چیز خنده دار گفته بشه اگه هیشکی نخنده گاهی وقتا شمام جلوی خندتو میگیری!
همین دیگه ..
 
پاسخ : چرا ایشون می‌خنده؟

منم با پیش‌بینی کردن موافقم. به نظر من مغز ما طوری تکامل پیدا کرده که هر اتفاق نسبتاً مهمی رو ادامه بده و بقیه‌اش رو پیش‌بینی کنه، و این پیش‌بینی بر اساس شواهد و واقعیت‌هاست، پس ما انتظار چیزی رو داریم که با واقعیت ( و پیش بینی‌ای که کردیم ) جور دربیاد و در نتیجه می‌خندیم.
 
پاسخ : چرا ایشون می‌خنده؟

و همین پیش‌بینی های متفاوته که باعث می‌شه یکی به یه چیزی بخنده ولی کس دیگه نخنده.
اما یه سوال دیگه که پیش میاد، اینه که انتخاب عکس‌العمل نسبت به این پیشبینی‌های غلط توی مغز چه‌جوریه؟ یعنی چی می‌شه که یه چیز باعث خنده و یه چیز باعث ترس یا تعجب می‌شه؟ تحلیلش چه طوریه؟ عملی که انتخاب می‌شه چرا اون عمله خاصّه؟
 
پاسخ : چرا ایشون می‌خنده؟

دليلش اينه كه ما به حرف ها نميخنديم
من يه جا خوندم كه ما بيشتر توجه ميكنيم كي اون طنز رو يا هر حركتي كه باعث خندمون ميشه رو انجام ميده
در واقع مغز ما بعد به مدتي كه كسي رو ميشناسيم نتيجه ميكيره كه فردي جالبه و باعث خنده ميشه و ما وقتي با اون ادم هستيم جدا از حرفايي كه ميزنه ميخنديم در حاليكه شايد اينا رو يه نفر ديكه بيان كنه نخنديم
 
پاسخ : چرا ایشون می‌خنده؟

به نقل از نسترنّگار :
منم با پیش‌بینی کردن موافقم. به نظر من مغز ما طوری تکامل پیدا کرده که هر اتفاق نسبتاً مهمی رو ادامه بده و بقیه‌اش رو پیش‌بینی کنه، و این پیش‌بینی بر اساس شواهد و واقعیت‌هاست، پس ما انتظار چیزی رو داریم که با واقعیت ( و پیش بینی‌ای که کردیم ) جور دربیاد و در نتیجه می‌خندیم.
پس چرا وقتی یه نفر یه جوک تعریف میکتهُ شما قبل از تموم شدن ِحرفش منظورشو متوجه میشید(پیش بینی تون درست بوده) بازم میخندید؟
 
پاسخ : چرا ایشون می‌خنده؟

یا اصلا واضح تر از حرف سپیده، خیلی وقتا ما به چیزایی می‌خندیم که خودمون طراحیش کردیم، مثلا خودمون طراحی می‌کنیم که برای کسی اتفاقی بیوفته، بعد بایستیم وقتی افتاد بش بخندیم. اون چه‌جوری توجیه می‌شه؟
من فکر می‌کنم نهایتا تمام این پیشامدها توی ناخودآگاه ِ ما پیشبینی ِ غلط می‌شن (حتی اگر خودآگاه طراحیش کرده باشه). یعنی فکر می‌کنم ناخودآگاه ما نهایتا یکسری پیش‌فرض عادی داره که اگر خلاف اون انجام بشه، عکس‌العمل نشون می‌ده.

×سوال ِ پست بالای من همچنان باقیست.
 
پاسخ : چرا ایشون می‌خنده؟

به نقل از SaϔnA.M :
یا اصلا واضح تر از حرف سپیده، خیلی وقتا ما به چیزایی می‌خندیم که خودمون طراحیش کردیم، مثلا خودمون طراحی می‌کنیم که برای کسی اتفاقی بیوفته، بعد بایستیم وقتی افتاد بش بخندیم. اون چه‌جوری توجیه می‌شه؟
من فکر می‌کنم نهایتا تمام این پیشامدها توی ناخودآگاه ِ ما پیشبینی ِ غلط می‌شن (حتی اگر خودآگاه طراحیش کرده باشه). یعنی فکر می‌کنم ناخودآگاه ما نهایتا یکسری پیش‌فرض عادی داره که اگر خلاف اون انجام بشه، عکس‌العمل نشون می‌ده.

×سوال ِ پست بالای من همچنان باقیست.
خب آخه برچه اساسی میشه همچین چیزی گفت؟
 
پاسخ : چرا ایشون می‌خنده؟

من اساسی قرار ندادم، صرفا ماجرا رو از دید خودم تحلیل کردم و فکر کنم ما اینجاییم که همین‌کار رو بکنیم. فرضیات رو بذاریم کنار وقایع، حالا یا به جواب برسیم، یا نهایتا به یه سوال ِ هدفمند تر و منسجم‌تر.
 
پاسخ : چرا ایشون می‌خنده؟

به نقل از SaϔnA.M :
من اساسی قرار ندادم، صرفا ماجرا رو از دید خودم تحلیل کردم و فکر کنم ما اینجاییم که همین‌کار رو بکنیم. فرضیات رو بذاریم کنار وقایع، حالا یا به جواب برسیم، یا نهایتا به یه سوال ِ هدفمند تر و منسجم‌تر.
سوء ِتفاهم نشه، منظور از اساس اینه که خب وقتی تحلیل میکنی چیزیُ دلیلی وجود داره که این فرضت به نظرت درست میادُ بقیه نه؛ اون چیز یا نکته چیه؟
بعدم خُب طبق ِاین:
به نقل از SaϔnA.M :
من فکر می‌کنم نهایتا تمام این پیشامدها توی ناخودآگاه ِ ما پیشبینی ِ غلط می‌شن (حتی اگر خودآگاه طراحیش کرده باشه). یعنی فکر می‌کنم ناخودآگاه ما نهایتا یکسری پیش‌فرض عادی داره که اگر خلاف اون انجام بشه، عکس‌العمل نشون می‌ده.
یعنی ما هیچوقت نمی تونیم اساس ِکار یا بهتر ِبگم اینکه چی درسته از نظر ناخودآگاهمونُ پیش بینی کنیم؟
بعد چطوری خودش طراحی کرده خودشم به این نتیجه میرسه که غلطه؟
منظورت از پیش فرض ِعادی چیه؟
 
پاسخ : چرا ایشون می‌خنده؟

اگر احساس کنیم اتفاقی که داره میفته می‌تونه خطرناکه باشه، دیگه خنده‌دار نیست. مثلاً اگر ببینیم کسی داره از ده تا پله میفته، خنده‌دار نیست ولی اینکه یه نفر سُر بخوره و بیفته زمین خنده‌داره. هر دو تاشون هم اتفاق‌های غیر منتظره‌ای هستن که هر روز اتفاق نمی‌فتن.


فکر می‌کنم خنده رو یه جور دیگه هم می‌شه توجیه کرد: خندیدن به عنوان یک روش برای برقراری ارتباط. وقتی تنها هستیم خیلی کم‌تر می‌خندیم نسبت به وقتی که توی یه جمعی هستیم. مثلاً این‌جا:

خیلی وقتا ما به چیزایی می‌خندیم که خودمون طراحیش کردیم، مثلا خودمون طراحی می‌کنیم که برای کسی اتفاقی بیوفته، بعد بایستیم وقتی افتاد بش بخندیم. اون چه‌جوری توجیه می‌شه؟
 
Back
بالا