- ارسالها
- 3,733
- امتیاز
- 75,976
- نام مرکز سمپاد
- فرزانگان زینب:)
- شهر
- تهر
- سال فارغ التحصیلی
- 95
- دانشگاه
- پادوا
- رشته دانشگاه
- روان شناسی
پاسخ : تکست های ِ ماندگار
از رپ خوشم نمیاد معمولن . ولی این فرق داره . اونقدر فرق داره که بخوام بیست بار پشت هم پلی کنمش و خسته نشم .
از زبون مو :)
من و تو هر دو تو اسارتیم
من اسیر یه سر
تو اسیر یه دست
من و تو هر دو بدون تصمیم
من و تو هر دو حاضر تقدیر
دل به من نبند
من یه روزی توو بادم
یه روز زیر شونه م
یه رووزی آزادم
تقدیرم این بود نگاهم کنی
هی بلند شم و تو کوتاهم کنی
کندی نکن
کار تو بریدنه
نترس ، کار من دوباره روییدنه
اگه نبری و دم از جنگ بزنی
شاید یه گوشه تو انبار زنگ بزنی
این منم یه آه ، زندونی سر
یه روز سیاه ،یه روز سفید ، یه روز..مرگ
صدای دستای آهنیت رسید به گووشم
وقتی اومدم بیرون از زیر تل سر
آزاادی چه بی تضمیینی
توی سلولای تو در تووی بیماریا
زندونیا زندون بان زندونیای زندون بان زندونیا
زیر تل کنار باقی موها
تو آرامش الکی چروکیدم
دستام سپر سرم شده بود اما
زیر این سنگر دروغی پوسیدم
من یه تار موو پر از ترک مورفین تل
تن به حقیقت فردای قیچی دادم
تویی همون قیچی خسته از بریدن
پر از فریاد "نمی خواام قیچی باشم "
من و تو هر دو تو اسارتیم
من و تو هر دو زخمی عادتیم
شاید با بریدنات بیمه شم
توی آینه ی تکرارت دیده شم
اما واسه من یه راه دیگه هست
شاید سقووط ، شاید ریزشم
این سقووط آغاز آزادیه
باید بتونم بی خیال این ریشه شم
یا که توی دست باد مسموم نیفتم
آاخ که رهایی حقیقتی نیست
♡من و تو طبیعتمون مخالف همه
قرارمون اونجا که طبیعتی نیست♡
ترک / علی سورنا
از رپ خوشم نمیاد معمولن . ولی این فرق داره . اونقدر فرق داره که بخوام بیست بار پشت هم پلی کنمش و خسته نشم .
از زبون مو :)
من و تو هر دو تو اسارتیم
من اسیر یه سر
تو اسیر یه دست
من و تو هر دو بدون تصمیم
من و تو هر دو حاضر تقدیر
دل به من نبند
من یه روزی توو بادم
یه روز زیر شونه م
یه رووزی آزادم
تقدیرم این بود نگاهم کنی
هی بلند شم و تو کوتاهم کنی
کندی نکن
کار تو بریدنه
نترس ، کار من دوباره روییدنه
اگه نبری و دم از جنگ بزنی
شاید یه گوشه تو انبار زنگ بزنی
این منم یه آه ، زندونی سر
یه روز سیاه ،یه روز سفید ، یه روز..مرگ
صدای دستای آهنیت رسید به گووشم
وقتی اومدم بیرون از زیر تل سر
آزاادی چه بی تضمیینی
توی سلولای تو در تووی بیماریا
زندونیا زندون بان زندونیای زندون بان زندونیا
زیر تل کنار باقی موها
تو آرامش الکی چروکیدم
دستام سپر سرم شده بود اما
زیر این سنگر دروغی پوسیدم
من یه تار موو پر از ترک مورفین تل
تن به حقیقت فردای قیچی دادم
تویی همون قیچی خسته از بریدن
پر از فریاد "نمی خواام قیچی باشم "
من و تو هر دو تو اسارتیم
من و تو هر دو زخمی عادتیم
شاید با بریدنات بیمه شم
توی آینه ی تکرارت دیده شم
اما واسه من یه راه دیگه هست
شاید سقووط ، شاید ریزشم
این سقووط آغاز آزادیه
باید بتونم بی خیال این ریشه شم
یا که توی دست باد مسموم نیفتم
آاخ که رهایی حقیقتی نیست

♡من و تو طبیعتمون مخالف همه
قرارمون اونجا که طبیعتی نیست♡
ترک / علی سورنا










