تو کوچه های زمستون باهوای سرد بیرون
میخونی از ته دل با شعر برف و بارون
تو فصلی که برگی رویه شاخه نیست تو فصلی که گل خوابه و شب بلند
رویه آسمون دستاتو باز کن به هر چی غمه توی دنیا بخند...
دوست دارم فقط چشاتو وا کنی ، تا ببینی که چقدر دوست دارم
همه خوبیاتو باور میکنم ، نمیتونم بی تو طاقت بیارم
زیر بارون نفساتو دوست دارم ، بوی خوب تورو بارون میگیره
با تو زندگی چه رویایی میشه ، با تو این قلب یخی جون میگیره
اسم مرا صدا بزن به قصه دعوتم بکن
به خواب روی شانه ات بیا بد عادتم بکن
جان جوانیه مرا پیر ترانه کرده ای زبان احساس مرا تو عاشقانه کرده ای
مرا به خلوتت ببر ،جان بده به نگاه من
ببوس تا پاک شود در عشق تو گناه من
قدم هاتو یکم آهسته بردار
یکم آهسته تر دوری کن از من
ببین حال خوشی اصلا ندارم
یکم سربسته تر قلبم رو بشکن
.
.
مراقب باش ک چیزی جا نذاری
نگاکن چن تا عکس مونده رو دیوار
داره له میشه دنیا زیر پاهات
قدم هاتو یکم اهسته بردار