Khorshidkhanom_Bahram
آفتابه ، ولی سرده
کوش خورشید خانومه هرزه
با کدوم یکی از ستاره های اسمون من خوابیده که نیست رفته
شاید پشت ابره
منم منتظر نمیمونم که بیاد بیرونو ببینمش
میرم پشت ابرها تا بگیرمش توی بغلم آخ سوختم
اخرین باری که دیده بودمت
توی صفحه نمیدونم چندم کتاب نقاشیم بود
یادش بخیر
ایکاش چیده بودمت
مثل گل ای کاش چیده بودمت
خب واسم تعریف کن با ابره جلوت رابطه ت چطوره
شنیدم واسه اینکه کسی نمیتونه ببینت
برخورده یه خورده بهت
این فاصله دوره
بیا به هم نزدیکتر بشیم تا دست بکشم روی موهای بورت
به تو محرم شدم با نورت
منم ساکن این شهر ، مسافر غریب تو خونه ، وارث یه درد
از چیدن سیب درخت تو اسمونت
مردم من میگن که خورشید خانوم هنوز خوابه ولی عکست هنوز
گوشه اتاق خدا تو قابه ، هرروز پا میشه و گردشو میگیره و میگه
به قول زمینیا خورشید تا ابد پشت ابر نمیمونه
نه نه نمیمونه
نه برو عقب منو بغلم نکن
منو اروم میکنی
بذار داد بزنم به همه بگم که یه روز میای بیرون از پشت ابر زمینو جارو میکنی
بگو میای لعنتی، بگو میای لعنتی ،
بگو میای
بگو میای ، بگو میای ، بگو میای
بگو میای ، بگو میای
بگو میای
....
نگران نباش ، من هوای تورو دارم خانوم ،
از پشت ابر یهو نیا بیرون ، دستتو بده به من خیلی اروم یکم اروم باش
از ابر جلوت دلگیر نباش ، که من حاصل بارش بارون هام
تو این چند ساله جات خیلی خالی بود
وای خیلی عالی بود ، اون وقتا که بودی
من افتادم پایین جات خیلی خالی بود
افتاب بود ولی سرد ، این اسمون واسه تو جا دار ، بود ولی تنگ
بگو میای لعنتی ، بگو میای لعنتی ، بگو میای
بگو میای لعنتی ، بگو میای لعنتی ، بگو میای