• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

تکست‌هایِ ماندگار

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع EhsanJ
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
خودت می خوای بری خاطره شی اما دلت میسوزه
تظاهر میکنی عاشقمی این بازیه هر روزه
نترس آدم دم رفتن همش دلشوره میگیره
دو روز بگذره این دلشوره ها از خاطرت میره
بهت قول میدم سخت نیس لااقل برای تو
راحت باش دورم از تو و دنیای تو
راحت باش هیچ کس نمیاد جای تو
دلشوره دارم من واسه فردای تو
از عشق هر چیزی که میشناسم و از من گرفتی
تا تو باقیمونده ی احساسم و از من گرفتی و
میخوای من باشی و یادت بره مایی وجود داره
خودت آماده ی رفتنی و ترست نمیزاره
اصلا نترس راحت برو بی من
هیچکی به جز تو منو یادش نیس
فک کردی کی از من خبر داره
راحت برو هیچکی حواسش نیس
بهت قول میدم سخت نیس لااقل برای تو
راحت باش دورم از تو و دنیای تو
راحت باش هیچکس نمیاد جای تو
دلشوره دارم من واسه فردای تو
محسن یگانه _بهت قول میدم
 
آدم هرچی‌ کثیف تر ، عزیز تر و خوبه
اینجا هرکی یه رنگ غلیظ زد به خودش
برو حاجی مارو بیخیال
میکاپ فیلم سینمایی به ما نمیاد
نظرمو جلب نمیکنه صدای زیاد
من از هیچ آدمی نگاه نمیخوام
برام مهم نی نظرت
وقتی بودنت از دو متری ضرره
ببینن پات شله هلت میدن همه
همسایه شد اون که بیشتر اجاره میداد
هه
همه جا اینه یا اینجا اینه !؟
جلو چشم رییس لک هارو می سابیمش
میگن حلال واری وزنه جیب پایینه
هرکی جایی رسیده کیف قاپیده
کشور بده ، دولت بده
دوست داره بگه و به کسی مهلت نده
بهش میگی صبح پاشو میگه خُب سختمه
بعد میخواد کُلاشو دید ببینه تووش کفتر هه


همه زندگیم همین شهره
با این حال أ این شهر میرم
اینجا فقط وعده وعید میدن
همه حریفه تمرین هم دیگن
مگه راهی هست !؟!؟
با اینکه توو قلبم جنگه میذارم میرم هرچی هست
سخت شد برام أ وقتی که فهمیدم
هرجا برم راضی تر از اینم


شایع-موندم
 
این شهر تا همیشه بوی ما رو میده
بیرونمون نمیکنه چون توی ما رو دیده
جای ما نیست توی قاب و شیشه
این همه داستان عجیب قبل ما بوده
پس لابد میشه

پس لابد میشه
پس لابد میشه...

فوق العاده
 
وقتی ﻛﻪ دﻟﺘﻨﮓ میﺷﻢ و ‫همراه تنهایی ﻣﻴﺮم داغ دﻟﻢ ﺗﺎزه ﻣﻴﺸﻪ
زﻣﺰﻣﻪﻫﺎی ﺧﻮﻧﺪﻧﻢ، ‫وﺳﻮﺳﻪﻫﺎی ﻣﻮﻧﺪم، ‫ﺑﺎ ﺗﻮ ﻫﻢ اﻧﺪازه ﻣﻴﺸﻪ…
ﻗـﺪ ﻫﺰارﺗﺎ، ﭘﻨﺠﺮه ‫ﺗﻨﻬﺎیی آواز میﺧﻮﻧم
‫دارم ﺑﺎ کی ﺣﺮف می زﻧﻢ؟ ‫نمی دوﻧﻢ، نمی دوﻧﻢ
‫اﻳﻦ روزا دﻧﻴﺎ واﺳﻪ ﻣﻦ، از ﺧﻮﻧﻤﻮن کوچیک ﺗﺮه
‫ﻛﺎش میﺗﻮﻧﺴﺘﻢ ﺑﺨﻮﻧﻢ ﻗـﺪ ﻫـﺰارﺗﺎ ﭘﻨﺠﺮه…
ﻃﻠﻮع ﻣﻦ ﻃﻠﻮع ﻣﻦ، ‫وقتی ﻏﺮوب ﭘﺮ ﺑﺰﻧﻪ ، ﻣﻮﻗﻊ رفتن ﻣﻨﻪ ،‫
ﻃﻠﻮع ﻣﻦ ﻃﻠﻮع ﻣن، وقتی ﻏﺮوب ﭘﺮ ﺑﺰﻧﻪ ‫، ﻣﻮﻗﻊ رفتن ﻣﻨﻪ
‫ﺣﺎﻻ ﻛﻪ دلتنگی داره، ‫رﻓﻴﻖ ﺗﻨﻬﺎﻳﻴﻢ ﻣﻴﺸﻪ
‫ﻛﻮﭼﻪﻫﺎ ﻧﺎرﻓﻴﻖ ﺷﺪن
ﺣﺎﻻ ﻛﻪ میﺧﻮام ﺷﺐ و روز، ‫ﺑـﻪ ﻫـﻢ دﻳﮕﻪ دروغ ﺑﮕﻦ ‫ﺳـﺎﻋﺖ ﻫﺎ ﻫـﻢ دﻗﻴﻖ ﺷﺪن
ﻃﻠﻮع ﻣﻦ ﻃﻠﻮع ﻣﻦ ‫وقتی ﻏﺮوب ﭘﺮ ﺑﺰﻧﻪ ﻣﻮﻗﻊ رﻓﺘﻦ ﻣﻨﻪ، ‫
ﻃﻠﻮع ﻣﻦ ﻃﻠﻮع ﻣن وقتی ﻏﺮوب ﭘﺮ ﺑﺰﻧﻪ ‫ﻣﻮﻗﻊ، رﻓﺘﻦ ﻣـﻨﻪ...
طلوع-سیاوش قمیشی
 
دل ریخته - شهریار قنبری
روز پاییزی میلاد تو در یادم هست
روز خاکستری سرد سفر یادت نیست
ناله ی نا خوش از شاخه جدا ماندن من
در شب آخر پرواز خطر یادت نیست
تلخی فاصله ها نیز به یادت ماندست
نیزه بر باد نشسته ست و سپر یادت نیست

یادم هست ….. یادت نیست ……

خواب روزانه اگر درخور تعبیر نبود
پس چرا گشت شبانه در به در یادت نیست
من به خط و خبری از تو قناعت کردم
قاصدک کاش نگویی که خبر یادت نیست

یادم هست …… یادت نیست ……

عطش خشک تو بر ریگ بیابان ماسید
کوزه ای دادمت ای تشنه مگر یادت نیست
تو که خود سوزی هر شب پره را میفهمی
باورم نیست که مرگ بال و پر یادت نیست
تو به دلریختگان چشم نداری بی دل
آنچنان غرق غروبی که سحر یادت نیست

یادم هست …… یادت نیست......
 
باشه طناب رابطه پاره نشه که ما به اعدام بمیریم توی هم

نفس
 
حسین بیشتر از آب تشنه لبیک بود. افسوس که به جای افکارش، زخم های تنش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند.

اگ بجای زخم های امام حسین پیام روز عاشورارو درک میکردیم این همه ظلم وعذاب نمی دیدیم

از دستی زخم هاشو بما نشون دادن ن پیامشو تا بتونن هرکاری ک دلشون میخاد سرمون دربیارن و مارا از حق خودمون منع کنند

نتیجشم شده ی کشور افسرده دردمند و همیشه نیازمند
با کلی عقده و فساد
#عاشورا
 
مسافر خسته ی من بار سفر رو بسته بود
تو خلوت آیینه ها به انتظار نشسته بود
می خواست که از اینجا بره اما نمی دونست کجا
دلش پر از گلایه بود ولی نمی دونست چرا
ولی نمی دونست چرا...
 
Back
بالا