• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

درک موقعیت در فضا

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع نسترنگار
  • تاریخ شروع تاریخ شروع

نسترنگار

کاربر خاک‌انجمن‌خورده
ارسال‌ها
2,367
امتیاز
7,069
نام مرکز سمپاد
فرزانگان ۱ تهران
رشته دانشگاه
پزشکی بهشتی
چرا پیانیست ها میتونن چشم هاشون رو ببندن و پیانو بزنن؟

چرا وقتی داریم تایپ میکنیم لازم نیست به صفحه نگاه کنیم؟

اصلاً چرا وقتی داریم راه میریم لازم نیست همیشه به پاهامون نگاه کنیم و مراقب قدم زدنمون باشیم؟
 
پاسخ : حس عمقی؟!

اولی چون که مدت زمان زیاد با پیانو کار کردن و جای هر دکمه (بهش چی میگن :دی ) رو دیگه خوب میدونن



دومی چون که داریم به کیبورد نگاه می کنیم و اطمینان داریم که داریم چی می نویسیم

سومی هم فکر کنم به خاطر این باشه که با پاهامان مواظب هستیم. :دی



همش از خودم بود اگه اشتباه بود بخشید نظرم بود
 
پاسخ : حس عمقی؟!

اولی: مثل این میمونه که بخوای چشمت رو ببندی و از اتاقت بیای بیرون. آشناست!
سوال: چرا پیانیست ها دوست دارن چشماشون رو ببندن وقتی پیانو میزنن؟ آیا با چشم بسته آدم احساس بیشتری داره؟(مرتبطه؟)
دومی: همون قبلی
سومی: چون مخچه مون مواظب راه رفتنمون هست. ما معمولاً با یه ریتم ثابت راه میریم و مخچه اون ریتم رو برامون حفظ میکنه. هرجا لازم شد از اون ریتم ثابت خارج شیم از چشم کمک میگیره و باز مدل راه رفتن رو تنظیم میکنه.
 
پاسخ : حس عمقی؟!

خب درسته که جای هر کلید رو خوب میدونن ولی چطوری مغزشون میتونه تصمیم بگیره الان باید کدوم کلید رو فشار بده بدون اینکه به کلید ها نگاه کنه؟ این نگاه نکردن این جا مهمه.

نه همه به کیبورد نگاه نمیکنن؛ تایپیست ها که اصلاً نگاه نمیکنن! من نگاه نمیکنم ;D ولی همچنان مغز من خودش تصمیم میگیره کِی، کدوم دکمه صفحه کلید رو فشار بدم! پس حفظ بودن محل هر کلید و دکمه کافی نیست! یه چیز دیگه هم لازمه؛ چی؟

این سومی که گفتی یعنی چی؟! مغزمون چی کار میکنه که لازم نیست هر قدمی که میخوایم برداریم به پاهامون نگاه کنیم که اون قدم رو داریم کجا میذاریم؟ چرا آدما موقع راه رفتن لازم نیست کل وقت به پاهاشون نگاه کنن؟!

اصلاً چرا موقع رانندگی راننده ها به جای اینکه به فرمون نگاه کنن به جاده نگاه میکنن؟ چجوری بدون نگاه کردن به پدال ها رانندگی میکنن؟!
 
پاسخ : حس عمقی؟!

واسه کیبورد : تناقض ایجاد کردی چرا؟ :دی
اولش گفتی بدون اینکه به صفحه نگاه کنن حالا میگی بدون اینکه به کیبورد نگاه کنن؟ :دی


واسه ماشین :

خوب می تونی بفهمی که چه طور زاویه ای داره دست هات و با چند بار تکون دادنش دیگه نگاه نمیکنی



یه سوال تازه :

شبیه کیبورده.
چرا مثلا وقتی داری تو پلی استیشن با دسته بازی می کنی اصلا به دسته نگاه نمی کنیم؟
 
پاسخ : حس عمقی؟!

به نقل از ParNiaN.D :
اولی: مثل این میمونه که بخوای چشمت رو ببندی و از اتاقت بیای بیرون. آشناست!
سوال: چرا پیانیست ها دوست دارن چشماشون رو ببندن وقتی پیانو میزنن؟ آیا با چشم بسته آدم احساس بیشتری داره؟(مرتبطه؟)
دومی: همون قبلی
سومی: چون مخچه مون مواظب راه رفتنمون هست. ما معمولاً با یه ریتم ثابت راه میریم و مخچه اون ریتم رو برامون حفظ میکنه. هرجا لازم شد از اون ریتم ثابت خارج شیم از چشم کمک میگیره و باز مدل راه رفتن رو تنظیم میکنه.
نظر منم همینه
سومی رو که مطمئنم همینه
اولی ها رو هم فک کنم از رو عادت باشه و تمرین همین B-)
 
  • لایک
امتیازات: TMNT
پاسخ : حس عمقی؟!

ببخشید اشتباه کردم اول کاری. منظورم اینه که بدون نگاه کردن به صفحه کلید تایپ میکنیم.

برای پیانو : پرنیان : با عرض پوزش نه مرتبط نیست ;D یه کم دیگه بریم جلوتر مشخص میشه چرا ;;) درسته که از روی عادت هم هست ولی ما مغزمون رو عادت میدیم که جای هر کلید کجاست ولی همچنان سوال اینه که مغز ما چجوری باعث میشه دستامون این کار رو انجام بدن؟! درسته که خود هر چی پیانیست مهارت بیشتری داشته باشه بهتر میتونه این کارو انجام بده ولی در درجه اول چطور؟!

اونی که شماها برای راه رفتن میگین فرق داره، به اون میگن equilibrioception و برای حفظ تعادل انجام میشه ( گوش داخلی و این حرفا) ولی چجوری ما میتونیم پاهامون رو جای درست بذاریم بدون اینکه بهشون نگاه کنیم؟!

در حقیقت این قضیه انقدر توی رفتارهامون مهمه که اصلا نمیبینیمش!
 
  • لایک
امتیازات: TMNT
پاسخ : حس عمقی؟!

در حقیقت این قضیه انقدر توی رفتارهامون مهمه که اصلا نمیبینیمش!

سوال نسترنگار اینه که چرا به این جواب که "چون عادت کردیم و جاشون رو بلدیم" قانع میشید؟!

یعنی واقعا این جواب می تونه به ما کاملا بگه که واقعا چرا و چطور میشه که به کیبرد نگاه نمی کنیم؟!

لازمه که با حد بالاتری از درون نگری [nb]توضیح اینکه درون نگری چیه رو توی پست اول تاپیک اندکی در باب نوروساینس دادم، حتما بخونیدش.[/nb]بهش نگاه کنین شاید تونستین به توجیه عمقی تری از این قضیه برسید که واقعا چرا و چطور؟ به علاوه برای اونها که اطلاعات در مورد آناتومی و عملکرد های مغز دارن؛ می تونن بحث رو از جنبه عصب شناسی اش هم بررسی کنن.

لازم نیست جواب شما جواب درستی باشه. فقط تحلیل کردن و استفاده از درون نگری ایه که مهمه.


ویرایش: این زیری ربطی به مسیر کلی تاپیک نداره، در مورد همون درون نگریه چون گفتم شاید یه سری حوصله نکنن برن و بخوننش و البته خیلی هم مهمه، پس اینجا نقل قول کردم:

اول می خوام یکم در مورد درون نگری بگم! قبل از هرچی اینکه درون نگری با درون گرایی فرق داره. سعی می کنم با مثال بگم تا ملموس شه. اول یه نگاه به این لیست بندازین:

چرا از عنکبوت می ترسیم؟ (چی عنکبوت یا سوسکه که مثلا باعث میشه از اونا بترسیم اما از مورچه نترسیم؟!)
دژاوو يا آشنا پنداري (چرا دچار دژاوو می شیم؟)
چرا ایشون می‌خنده؟ (چرا می خندیم؟ چی میشه که می خندیم؟)
تمرکز (تمرکز چیه؟! چی میشه که یکی تمرکز بالاتری داره؟ حواس پرتی چیه؟!)
بیش فعالی ( یه آدم بیش فعال چه مرگشه؟!
ترس (ترس چیه؟)
خواب (خواب ها چطور به وجود میان؟ چرا اصلا نیاز به خواب داریم و ...)
قبول منطق دیگران
درک سرعت گذر زمان از دیدگاه دیگران (چرا بعضی وقتا درک ما از گذشت زمان تغییر می کنه؟)
آیا واقعا کشتن لذت بخش است؟ (چرا مثلا برخی قاتلین خیلی راحت آدم می کشن؟ چیه که برای بعضی ها کشتن یه لذته اما برای بعضی ها یه کابوسه؟! چرا جک قاتل از کشتن و تیکه پاره کردن لذت می برد؟!)
وسواس (ذهن یه وسواسی چطوری عمل می کنه؟)
چرا خمیازه مسریه؟؟؟


اینا همه اش سوالاتیه که خود شماها توی بعضی از تاپیک ها طرح کرده بودید و روش بحث کردید. درون نگری همون توانایی ای هست که فرد باهاش می تونه چیزایی مثل سوالات بالا رو طرح کنه و یا توانایی اینکه چقدر می تونه تحلیلشون کنه. درون نگری متناسبه با توانایی فرد در ایده پردازی در مورد پدیده های ذهنی. اینجا خیلیا فک می کنن تیزهوشن - حالا کار ندارم تا چه حد درست فک می کنن - اما شده اصلا تا حالا از خودتون بپرسین ما که مثلا تیزهوشیم، چی مون تیزه؟! این هوش چیه که تیزه؟! چیزای زیادیه که کنار هم میاد تا هوش رو بسازه و یکی از اون چیزایی که تیزه همون درون نگری شماست.

درون نگری همون چیزی که باعث شده علومی مثل فلسفه و روانشناسی پدید بیاد! بعضیا معتقدن پیشرفت کم علم نوروساینس به خاطر اینه که اصولا مغز نمی تونه خودش رو بفهمه! جف هاوکینز، یه نظریه پرداز در حیطه نوروساینس، در یکی از سخنرانی هاش به شکل تحقیرآمیزی این دیدگاه و طرفدارانش رو به باد انتقاد گرفت!

مطمئنا مغز می تونه خودش رو بفهمه و هرچی درون نگری در سطح بالاتری باشه، مغز بهتر می تونه خودش رو بشناسه. بهترین نظریه پردازان نوروساینس کسانی می تونن باشن که درون نگری بالایی در درک اعمال ذهنی و تحلیل کردنشون دارن.
 
پاسخ : حس عمقی؟!

کیبرد برای اینه که اولا جای حروف رو میدونی و مهم تر از اون اینکه برای همه ی کلمات رایج توی ناخودآگاهت یه پیشفرضی داری . یعنی میخوای تایپ کنی "نسترنگار" دیگه حتی نمیخواد یه ثانیه فکر کنی "ن" کجاست ، "س" کجاست و ... چون از دستورالعمل تایپ کلمات توی ذهنت یه پیشفرضی داری و کاری که مغزت باید بکنه کپی کردن دوباره اون پیش فرضه .
اما پیانو ، وقتی یه آهنگی رو مثلا خیلی زیاد بزنی و بشنوی ، زدنش میره توی ناخودآگاهت ، دیگه فکر نمی کنی " اینجا کدوم نت بود ؟ " چون مغزت برای اون چیزی که داری میزنی یه پیشفرض داره و اون رو کپی می کنی رو دستات . همین باعث میشه حتی به خودت بیای ، ببینی داری پیانو میزنی با اینکه کلا تو یه فکر دیگه‌ای هستی . با چشم بسته هم همینطوره ، دست تو می دونه اینجا چه قدر باید تکون بخوره تا رو نت ِ فُلان فرود بیاد (!) ، واسه همین دیگه اشتباهی به نت بغلیش نمیخوره . ( البته این نظر خودم بود راجع به پیانو ، شاید بقیه اینجوری نباشن :دی)
رانندگیم مثلا اینجوریه ، کار خیلی آسونی نیستا ، دنده عوض کردنا و اینا ، ولی انقدر راننده ها انجامش دادن ، دیگه نمی خواد فکر کنن سر پیچ باید چی کار کنن ، ناخودآگاه دستشون دنده رو عوض می کنه .
 
پاسخ : حس عمقی؟!

در مورد پيانو من نظرمُ ميگم:
ببينيد كسي كه پيانيسته يعني گام هارو بلده، گام چيه؟ گام يه سري هارموني و نظم هايي هستن كه يك حالت آهنگ گون رو براي ما به وجود ميارن. اين گام ها توي سبك فولك و لايت خيلي كمك ميكنن براي زدن و اينكه نگاه نميكنن كلاً غلطه! توي كلاسيك نگاه كردن واقعاً نيازه! مخصوصاً سطوح پيشرفته كه كلاً تمپوي تندي دارن
علاوه بر گام، آكورد ها هم كه نوعي نظمن كمك ميكنن
حالا مبحثي كه بحثِ انتظار و برآورده شدنه
شما وقتي توي هر سازي نت "سي" رو بزنين، اين صدا براي شما يك انتظار به وجود مياره كه با زدن ِ"دو" ي بعد از "سي" اين حالت ارضا ميشه و ديگه مغز منتظر نيست كه بعد از اين دو نت ، نت ديگه اي نواخته بشن
ولي اگه تعداد نتا بيشتر و حتي چنتا همزمان بشه و ريتمي پيدا كنه، مغز همين جور دنبال ارضا شدنه كه باعث ميشه چيزي به نام "آهنگ" به وجود بياد.
پيانيست كسيه كه "آهنگ" هاي قبلي زيادي زده كه به همين نحو به وجود اومدن... پس خودش در هنگام نواختن قطعه اي كه "حفظش" كرده و به كمك همين انتظارها كارشُ انجام ميده
البته بايد اينو هم در نظر گرفت كه تمرين بالاي انگشتا، رابطه هاي عظيمي بين عضلات و نورون هاي حركتي ايجاد ميكنن كه باعث ميشه در حد امكان نگاه نكنن
 
Back
بالا