• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

برگزیده مکالمات

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع naseri
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : برگزیده مکالمات

مکالمه دوستم و دبیر ادبیات:
دبیر: معشوقه گل چیه ؟
دوستم : زنبور
دبیر: :-L بلبله
دبیر: نماد گل سرخ چیه ؟
دوستم : عشق
دبیر: X-( خون شهداء
بقیه بچه ها: :)) =))
 
پاسخ : برگزیده مکالمات

چنتا بچه ی تخس تو مترو: شما دوم دبیرستانی؟
- به خودم مربوطه!
- ما سوم راهنمایی ایم
- به خودتون مربوطه
- (با لحن تمسخر) به خودم مربوط...
- بله!
-با تو نبودیم!
-به خودتون مربوطه!
--------------------------------------------
معلم وقتی عصبانی شده و میگه من قصد ندارم منفی بدم...
بچه من فعلا قصد...(ندارم منفی بدم)
من:ازدواج ندارم!
پ.ن:جمله معلم و منو پشت سر هم بخونید!
 
پاسخ : برگزیده مکالمات

مكالمه اي بينه من و پدرم:
من در حاله گوش دادن به موزيكه اَدِل: ... =D>
بابام در حاله وارد شدن به اتاقم:دخترم به جا گوش دان به صدايه اين خواننده هايه لا ابالي(!) بيا سالنو يه جارو بكش...! ^-^
من:پدر اين اسمش ادله نه لاابالي!!! ;D
بابام: X-(
من:چشم :-/
.
.
. چند دقيقه بعد:
من درحاله جارو كشيدن بيخه گوشه بابام،بابام در حاله گوش دادن به موزيك از pmc
بابام:خاموشش كن يه ديقه،صدا اين زنه خيلي قشنگه بيا يه ذره گوش كن...قشنگ نيست؟؟؟ :-?
من:پدر من به صدايه اين لاابالي گوش نميدم! ;D
بابام:حالا اسمش چي هست؟ميشناسيش! :x
من:ادل!!! :-"
بابام: :o
من: :))
بابام: X-(
من: ;D
 
پاسخ : برگزیده مکالمات

مامانم:"طوبی،یه شونه یا یه برس بهم بده"
من:"کدومش خب؟ شونه یا برس؟ :-? "
مامانم:" شونه بهتره،شونه بیار... "
من:"شونه ندارم،فقط برس دارم :دی "
مامانم:" :| خب دیگه چرا میپرسی؟ همونو وردار بیار دیگه..."
من: :-"
 
پاسخ : برگزیده مکالمات

این ایده ی مسخره خودمه :
- این قدر گشنمه که یه گاو می تونه منو بخوره
- منظورت اینه که یه گاو رو می تونی بخوری؟
- نه دیگه خنگ که نیستم می فهمم ;D اون قدر گشنمه که اون قدر لاغر شدم که گاو می تونه منو بخوره!
 
پاسخ : برگزیده مکالمات

آخر کلاس،من و دوستم داریم از در کلاس میریم بیرون:
دوستم:خانوم خسته نباشین!
من بلافاصله:خانوم سلامت باشین!
:)) ;D X_X
 
پاسخ : برگزیده مکالمات

ديروز وقتي داشتم مودم رو روشن ميكنم
من: بابا شيطونه ميگه دگ نرم اينترنت و مثه آدم بشينم درسمو بخونم شبا بيدارنمونم 8-^
بابام: اعوذ ب الله بگير درست ميشه ;D
:)) :)) =D>
 
پاسخ : برگزیده مکالمات

دوستم يه چند وقتي بود مودمشو جمع كرده بود،بعدش از يه هفته قبل تاسوعا عاشورا ميخواست دوباره راش بندازه هر چي ميگشت مودمشو پيدا نميكرد...!بعد روز عاشورا زنگ زد 2030 (مخابرات اصفهان) كه درخواست يه مودم جديد بده...
دوستم:سلام...ميخواستم درخواسته يه مودم بدم.البته قبلا يه مودم خريديم اما به دلايلي ميخوام دوتا داشته باشم...!
(چيه؟؟؟انتظار نداريد كه دوستم به اقاهه ميگفت مودممو دادم بابام جمع كنه...حالا هرچي ميگرديم پيدا نميكنيم!!!)
اقاهه:خاااااانوم!امروز عاشوراااااااس...مارم مخابرات مجبور كرده اينجا باشيم و ...
دوستم:منم فكر نميكنم دليله حضورتونو پرسيده باشم...!
و چنين شد كه دوستم قطع ميكنه و ميده باباش دوباره بزنگه...!
نتيجه گيري:
مخابرات=سازمان جوانان ناكام
+جناب حميد شجاعي!پرسيدم جواب نداديد...اگر مشكلي هست ديگه خودتون زحمته تركيبه پستارو بكشيد!تشكر ;D
 
  • لایک
امتیازات: ALISC
پاسخ : برگزیده مکالمات

مامانم غذا رو از تو يخچال آورد بيرون گرم کنه. بعد که دوباره رفت تو آشپز خونه ديد نيست.
به خواهرم ميگه: سارا تو قابلمه رو گذاشتي تو يخچال? :-?
خواهرم: نه بابا، فکر کردي من از اين شعورا دارم?!
:))
 
پاسخ : برگزیده مکالمات

ببخشید,فک کنم آدرسُ اشتباه اومدم؛انجمن ِ خلاقیّت؟!
 
Back
بالا