جین آستن

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع فاطمه م.
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : جین آستن

کلاسیک َن دیگه!

تمام ِ ویژگی هاش تو همین یه جمله خلاصه می شه!
 
پاسخ : جین آستن

کسی کتاب "ساندیتون" رو خودنه؟معرکس اونم
 
پاسخ : جین آستن

ب نظر من غرور و تعصب از همه قشنگ تر بود
اما به نظر من یه خوبی ای که کارای جین آستن داره اینه که خیلی راحت میشه با شخصیتاش همذات(املا؟؟) پنداری کرد
 
پاسخ : جین آستن

من فقط غرور و تعصبشو خوندمك به نظرم فوق العاده بود
خيلي قشنگ تونسته بود شرايط اجتماعي اون زمانهاي انگلستان رو توصيف كنه و داستانش خيلي باور پذير بود
 
پاسخ : جین آستن

غرور و تعصبشو خوندم! بدم نیومد! میشد خوندش ;D
اما در حدی نبوذ که برم سراغ بقیه نوشته هاش....... :-??
 
پاسخ : جین آستن

من سه چهار تا از کتاباش رو خوندم،کلا خوشم نیومد،
یه بار یه کسی می گفت رمانای جین آستن درباره چندتا دختره که دنبال شوهر میگردن!
 
پاسخ : جین آستن

راستش من اصن از غرور و تعصب خوشم نيومد،
شخصيت هاش خوب بود.مثلا من از آقاي بنت خيلي خوشم اومد.ولي داستان ماجراي خاصي نداره و خواننده رو وادار به ادام دادنش نميكنه در حالي كه كتاب هاي خواهران برونته هيجان بيشتري دارن.
ماجراي عاشقانه خوبي هم نداره. كلا جالب نيس. :|
 
پاسخ : جین آستن

همشون عالیین من هر سال داییم 3 تاشو واسه تولدم خری تا اینکه تموم شدن و داییم رو ب کتاب های دیگه ای آورد ;D
ولی بازم میگم غرور و تعصب کتاب مورد علاقمه!!!
 
پاسخ : جین آستن

من غرور و تعصب رو خوندم. کتاب قشنگیه.
اما هدف همه خانم های کتاب ازدواج بود در نهایت.
شخصیت های سطحی هم داشت اما مثلا شخصیت دارسی رو عالی توصیف کرده بود.
به نظر من شاهکار نیست اما دلنشینه به نوعی
 
8->با اینکه رمانهاش شبیه همن و اخرش تا حدی قابل پیش بینیه اما بازم کاراشو دوس دارم و به جز «ترغیب» بقیشونو خوندم و فیلم یا مینی سریالشونو هم دیدم... :D
اما خب ازونجایی ک تو زمانهای مختلفی خونده بودم ( سنین مختلف ) و مودم هر سری فرق میکرد :D و هرکدومو با ی سرعت متفاوت خوندم و فیلماشونم دیدم باعث شد نظرم یه مقدار با بقیه متفاوت باشه :-"
مثلا من «منسفیلدپارک» ک ۵۰۰ صفحه بود تو یه نصفه روز تموم کردم...! ولی ا‌ِما هم ۵۰۰ ص بود و نزدیک یه ماه طول کشید ک تمومش کنم!
و خب موقعی ک منسفیلدپارکو خوندم یه کنکوری دپرس و افسرده بودم، وقتی نورثنگرابی رو خوندم تازه کنکور داده بودم و داشتم از استرس میمردم اما وقتی «عقل و احساس» رو خوندم دانشجو بودم و عقلم ی کم اومده بود سر جاش. :D
و خب همه ی اینا مجموعا باعث شد ک من یه کتابو کمتر یا بیشتر دوس داشته باشم و خب در نظرم اینه ک «ا‌ِما» و «نورثنگرابی» چون شخصیت اصلیشون ینی اما وودهاوس و کاترین مورلند رو خیلی دوس داشتم و باهاشون ارتباط برقرار کردم و فیلم وسریالشونم دوس داشتم.

درکنار جین آستن کتابای خواهران برونته رو هم خیلی دوست دارم ولی حیف ک هنوز به جز «جین ایر» و «بلندی های بادگیر» کتاب دیگه ای ازشون نخوندم اما کتاب بعدی ک میخوام برم سراغش «مستأجر وایلدفل هال» هست ک نویسنده ش خواهر کوچیکشون ینی آن ه ک ب گفته خیلیا در حقش کم لطفی شده و رمانهاش چیزی از دو تا خواهر بزرگترش ینی شارلوت و امیلی کم ندارن.
 
آخرین ویرایش:
رمان هاش خیلی لوس و خاله زنکی هستن. هم جین آستین هم خواهران برونته. ولی خب احتمالا سبک زندگی اون زمان واقعا اینطوری بوده. اصلا نمیتونم باهاش ارتباط برقرار کنم. اما فقط میخواد شیپ کنه:eek: ولی خب رمانی مثل زنان کوچک با اینکه یکم خاله زنکی هم هست ولی خب خیلی جذابه و شخصیت هاش چیزی واسه یاد دادن و دنبال کردن دارن. تنها هدف زندگیشون هم رابطه نیست:-"
 
Back
بالا