پاسخ : چگونه یک دانشجو شویم؟!
من احساس ميكنم در حق اين پست اجحاف شده. : )) از ارغوان خواهشمندم بياد اين كانسپت اعتياد و تاثيراتش بر بودجه ماهانه و سالانه دانشجويان رو بررسى كنه.
عهههه. من ندیدم این پست رو. با تشکر از موبو. [صدای تشویق حضار]
به عنوان یه معتاد عرض میکنم؛ معتادی که چهار سال تموم نزدیکِ مواد بوده و تفریحی استفاده میکرده[nb]بههرحال یه فرزانگانیک ه و یه ولشدنِ فرزانگانیها بعد از مدرسه در کافههای انقلاب ((:[/nb] ولی در طول ترم یک گرفتار این بلای خانمانسوز شده و الان در حال ترک ه.
از اونجایی که دانشگاه قشنگمون خیلی امکانات تفریحیش زیاد ه، و از اونجایی که آدم در طول ترم یک همهش میخواد با دوستهای جدیدش بره بیرون و معاشرت کنه، پنجتایی روانهی کافههای اون اطراف میشدیم هر روز. هر روز که میگم، واقعاً منظورم «هر روز» ه آ. ذرهای اغراق نمیکنم. بعد حسّ ماجراجوییمون هم گل میکرد، میرفتیم کافه کشف کنیم. ((: من به شخصه چهار سال اونطرفا میپلکیدم خیلی جاها رو بلد بودم، ولی خب دوستان که بلد نبودن ""-: بعد مجبور میشدیم همه رو بریم ""-: مجبوووور بودیم، میدونید، مجبوووور ""-:
آقا خلاصه بگم، در طول یکی دو هفتهی اولی که من داشتم با دوستهای جدیدم معاشرت میکردم، حوالی 400هزارتومن تنهایی خرج کردم. "-: و تمامِ فقری که الان گریبانگیرم شده به خاطر همون ه. "-:
نتیجهی اخلاقی:
الف) به تفریحات سالم بیندیشید. نرید کافه خودتون رو دستیدستی فقیر کنید.
ب) یا پلیتکنیک نیاید، یا عادت کنید که زیر آفتاب[nb]اشاره به پارکعمران[/nb] بشینید با دوستهای جدیدتون معاشرت کنید، یا بشینید توی راهروهای دانشکده معاشرت کنید.
پ) نرید کافه خودتون رو دستیدستی فقیر کنید.
ت) نرید کافه خودتون رو دستیدستی فقیر کنید.
[تیتراژ پایانی: جملهی «معتاد مجرم نیست، بیمار است.» با حروف درشت قرمز روی بکگراند سیاه به نمایش درمیآید.]
× ذرهای شوخی نمیکنم در این پست. جدّی حواستون باشه زیاده از حد کافهبازی نکنید. :ی