پاسخ : نوستالـــژی
نوستالژی یعنی سر سفره ی افطار به یاد اون قدیم تر ها که با مادر بزرگ،پدر بزرگ و عمو و عمه و ... دور هم می نشستیم تلوزیون "ربنا" پخش می کرد، وقت اذان نماز جماعت می خوندیم[که البته من به محض شروع شدن اذان اول یه عالمه آب سرد می خوردم بعد می رفتم برای نماز!]
نوستالژی یعنی صدای اذان گفتن "موذن زاده اردبیلی"
نوستالژی یعنی همین "ربنا" گفتن ما(و تلوزیون!)
نوستالژی یعنی شربت و شیرینی دادن های توی محله
نوستالژی یعنی بوی آش و شله زرد و حلیم نذری که برکتش انقدر زیاد بود که تا ده تا کوچه اونور تر به همه می رسید
نوستالژی یعنی همه ی چیزای خوب