من وقتی توی موقعیت جدیدی قرار میگیرم، معمولا به این فکر میکنم که افراد مقابلم چی تو ذهنشون میگذره، یا به عبارت دیگه اگر من جای اونا بودم به چیا فکر میکردم
و خب مثلا توی ارائه، افرادی که سرکلاس بهشون ارائه میدم، به گرمی هوا فکر میکنن، به اتفاقات قبل کلاس، به وضع گشنگی و سیریشون و ناهار احتمالی، به اینکه بعد کلاس باید چه کارهایی بکنن و به نوتیفیکیشن های سوشال مدیاشون فکر میکنن، حتی بعضیا ممکنه به مبحثی که ارائه میدم هم فکر کنن ولی تقریبا هیچکس به من و اینکه استرس دارم و ممکنه سوتی بدم و ... فکر نمیکنه، به عبارت دیگه فاقد اهمیت هستم

امتیازات: mostafa84