خواستم برای چشم تو شعری بگویم، ولی نشد
یکباره بگویم می خواهمت و رها بشوم، ولی نشد
آرامش نگاه تو آرامش من را گرفته است
می خواستم یک آن، دل به دریا بزنم، ولی نشد
فکر و خیال و هر چه که دارم پر از "تو" است
خواستم یکبار "تو" را "ما" تصور بکنم، ولی نشد
من پای خنده و لبخندهای تو جان می دهم ببین
ای آنکه...