الان میگین woww چه پست طولانیای لابد ید طویلی تو تلویزیون داره ولی خب
مسابقه جزیره بود اسمم در اومد گفتن فردا عصر حاضر باش زنگ میزنیم
شب تلفن خونهمون یهو خاموش شد (حالا بماند چطور) رفتیم تلفن قدیمی سیمدار رو آوردیم وصل کردیم تا فردا
یارو میگفت 4ثانیه اختلاف تصویر داری ولی هی نگو
حالا مجریه هی میپرسید چپ یا راست زمانم هم داشت میرفت تصویر هم داشتم
فاصله تلفنم تا تلویزیون زیاد بود سیمش نمیرسید نقشه رو دقیق ببینم
خلاصه بنده در بازی های تصویری گند زدم

پرتابش رو که همیشه تو خونه میگفتم و درست میشد، حواسم به پرتاب اول نبود و مختصات هارو قاطی کردم مثلا خواستم عجله کنم ولی گند زدم (پیام اخلاقی: عجله کار را خراب میکند دوستان)
پازلم زمانم تموم شد نرسیدم بخدا سخته وقتی چیزی رو نمیبینی حلش کنی (بهانه تراشی

)
زو رو خوب کشیدم یارو گفت نفس بکش زمانو نگه داشتیم خالهام گفت نگه نداشته بودن زهرا (نامردا با احساسات من بازی کردین

)
فقط سوالا رو جواب دادم مثل آدم(سوالای کلاس هشتم:))
یه هیدر نامی هم بود که یارو گفت از مامانت پرسیدی از شدت استرس گفتم آره (مامانم اون لحظه: وات؟

)
پولمم نفهمیدم چیشد بابام اختلاسش کرد گویا :)
البته درمورد زمان بعضی موقع ها خیلی نگه میدارن و لطف میکنن به بازیکن و بعضی موقع ها نه
بستگی به حوصله یاروها(عوامل) داره (مثلا یبار طرف بازیش گرفت گاری رو اینور اونور کرد از زمان دختره کم شد و انگار هم نه انگار)
-------------------------------
یبارم جلو حرم باهام مصاحبه کردن درمورد شب لیله الرغائب (از اینا که سوال میکنن و میگی عه چه جالب نمیدونستم) اجازه انتشارشم دادم ولی نپرسیدم کجا پخش میشه

-------------------------------
تو بچگی کانون میرفتیم یبار از این خالههای مدادرنگی اومدن برای ضبط ایتم و بچه ها صف کشیدن و بنده در صف ایستادن رو در شان خودم ندیدم(نمیدونم چم بود اعصاب نداشتم فکر کنم قرار بود تو کانون باشم بعد چون تکراری میشد بردن بیرون)
ولی م رفت و در آیتم عبور از خیابون حضور بهم رسانید
که موقع پخشش ما ندیده بودیم و زنداییم ضبطش کرده بود
خواستم بگم از کودکی پشت پا زدم به موقعیت هام

-------------------------------
اهان امسالم برای رای گیری تو صف بودیم خانومه با ذوق گفت عزیزم رای اولی هستی؟ تو همون جمله اول پوکرفیسی گفتم نه و اینم پر :)
(البته ح.ب تعریف کرده بودم)