• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات تصویری!

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع lovesky
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : خاطرات تصویری!

سال قبل که سوم راهنمایی بودم بعد از امتحان دفاع کتابشو کل مدرسه باهم پاره کردیم.


0928f2d4ba7e.jpg



16a974d4d6d0.jpg



ebf197205c00.jpg
 
پاسخ : خاطرات تصویری!

اینم شاهکارهای پارسال ما رو در و دیوارای پاتوق مون:x
اونا که با ماژیک نوشته لات لات لاتم من الان ماژیکش پریده و دیگه نیس :-s
یادش بخیر
اون لاشه کتابه هم حرفه و آمادگی دفاعیه :-\

93223092604089390023.jpg

54744179373907001690.jpg

85067072917622022405.jpg

77364594821163473330.jpg

22056039343563200480.jpg

05992395613310207008.jpg

55877822839127528178.jpg
 
پاسخ : خاطرات تصویری!

این عکس و پارسال سر یه امتحان تستی گرفتیم که از عکس معلومه دیگه , امتحان کاملا سالم برگزار شد... :دی ;D ;D
اینجا هم من دارم پاسخنامه دوستمو پر میکنم دوستمم واسه من...
تازه 2 3 تا پاسخنامه دیگم رو میزه ;D :P

94583316695189368399.jpg
 
پاسخ : خاطرات تصویری!

shimi.jpg


المپیادی بودیم ... خوشال ، سرخوش ، با یه عالمه آرزو ... :‏)
 
پاسخ : خاطرات تصویری!

استعداد کاربکاتور کشیدن من که زنگ شیمی شکفته میشد!!! :))
;D ;D ;D
48099ca122f831be1.jpg


4809a62201d4d6722.jpg


4809c767a042af423.jpg


48096fea3f320cc54.jpg


4809df96042ec2505.jpg


6760zakss07irmj9g1y.jpg


cz35zaw9yu9pw1dytskc.jpg
 
پاسخ : خاطرات تصویری!

89213115821129191302.jpg



با مدرسه رفته بودیم مشهد شهربازی... چند ساعت اونجا بودیم. از اون‌جایی که بنده خیلی ترسو هستم ;D ؛ از اول تا آخرش سوار هیچی نشدم و فقط نشستم و بقیه رو تماشا کردم! :-" دو تا از معلمامون هم اومده بودن و آخراش دیگه از شدت سرما این‌طوری رفتن زیرپتو... :-"
منم نامردی نکردم و یه عکس گرفتم تا خاطره بشه. ;D
 
پاسخ : خاطرات تصویری!

خب این بابا لنگ دراز شاهکار امسالمونه!
تکیه کلام و چرت و پرتای امسالمون کلا داخلش نوشته شده!
باشد که رستگار شوید :>

u7joit6ridjjy6shjqu.jpg

tfbk3p4ysazkuzdurzz1.jpg


*ریسایز شد.
 
پاسخ : خاطرات تصویری!

DSC_0227_002.jpg

چند شب پیش داشتم آرشیوامو نیگا می‌کردم، این عکس رو پیداش کردم. در واقع خیلی اتفاقی گرفته شده این.
برای همایش رضا صادقی پارسال، همین موقع‌ها، رفته بودیم مشهد. مسابقه برگزار شد و آخرش سخنران‌های مختلفی صحبت کردن. اگه اشتباه نکنم خود مدیر مرکز شهیدهاشمی‌نژاد1 هم به عنوان مدیر مرکزی که مجری اصلی برنامه بوده، سخنرانی کرد. کلی ازش تشکر شد به خاطر برنامه و تو اهدای جوایز و اینا همکاری کرد. اختتامیه تموم شد و تصمیم گرفتیم بعدش تا شب نشده یه سر بریم حرم. خیلی فاصله‌ی زمانی کمی بود بین حرم رفتن ما و اختتامیه. تو حرم داشتیم دنبال یه نمای مناسب می‌گشتیم که عکس بندازیم. من اصلن حواسم به آدمای اطراف نبود. یهویی مسئولمون یکی از خادمای اون‌جا رو دید و باهاش دست داد و سلام و احوال‌پرسی خیلی گرمی کردن. این عکسم همون لحظه گرفته شد. من تعجب کردم چه‌جوری یکی رو می‌شناسه این‌جا. نشناختمم کی بود اون لحظه. بعدن که با دوستم داشتیم عکسا رو نیگا می‌کردیم ازش پرسیدم: "کی بود این؟". گفت: "مدیر شهیدهاشمی‌نژاد بود دیگه. همونی که چند ساعت پیش تو مراسم بود.". من که ایشون رو نمی‌شناسم زیاد؛ ولی خیلی برام تاثیرگذار بود مدیر یکی از پرافتخارترین مدارس کشور که شاید کمتر از یه ساعت پیش یکی از بزرگ‌ترین همایشای دانش‌آموزی در سطح کشور رو برگزار کرده بود و تو اختتامیش بود و کلی اون‌جا بهش احترام می‌ذاشتن، در عرض این مدت کمِ بعد از مراسم اومده بود حرم، لباس خادمی پوشیده بود و بدون این‌که کسی بشناستش و بدون تقریین هیچ اسم‌ورسمی داشت خادمی می‌کرد.
 
پاسخ : خاطرات تصویری!




خلاقیت من سر کلاس دینی >) >)
 
پاسخ : خاطرات تصویری!

kr8b9wrh0lt05am3gcir.jpg

اینجا مدرسه راهنمایی ماست گویا..البته ی روز بعد امتحانا....هعی..پیر شدیم
38ahm24b8fx5vmotg30s.jpg

آخیییییییییی :x
دلم برای همه اینایی ک تو این خاطه ان تنگ شده...خیلیاشونو خیلی وقته ک ندیدم :)
 
Back
بالا