اولین باری که پشت فرمون نشستین رو یادتونه ؟
خاطرشو تعریف کنین .
مثلا بگین :
ماشین خاموش شد یا نه ؟
چقدر التماس کردین تا پشت فرمون بشینین؟
اصلا چی شد پشت فرمون نشستین ؟
نق هایی که سرتون زدن . ^-^
بابام سوییچو داد بم گف برو از تو ماشین سبدو بیار منم بادختر عموهام رفتم.یه هو جو مارو گرفت که سبدو با ماشین ببریم.آخه ماشین تو خیابون اصلی پارک شده بود. منم تا اون موقع پشت فرمون نشسته بودم و کلاچ و ترمزم تشخیص نمیدادم. جون یه عده رو گرفته بودم دستم.یه چرخی زدیم بعد برگشتیم خونه ی عموم
نمیدونید بابام چه دععوایی کرد باهام
من: :-[ :-[
بابام: X-(
فامیل:
من خواب بودم بابام اومد گف بریم رانندگی بعد من گفتم بلــــــــــــــــــــــــــــــــــه؟
بعد که رفتیم هر چی میومدم ماشینو روشن کنم میپرید
بعدش دیگه رفتم یکی پیچید جلوم منم میخواستم کم نیارم رفتم گذاشتم دنبالش B-)
بابامم دیگه از ترس نمیدونست چیکار کنه بعدش که رسیدم به ماشینه یه بوق 5 دقیقیه ای زدم
دیگه هر موقع به بابام میگم بریم میگه تو اول یاد بگیر ماشینو روشن کنی بعد حال ملتو بگیر
من یه روز همینجوری از سر شوخی به بابام گفتم میشه من پشت فرون بشینم بابامم قبول کرد منم مونده بودم بعدمن رفتم میخواستم نشون بدم که مثلا یه چیزایی سرم میشه نشستم بابامم کنارم نشست استارت زدم بعد میخواستم را بیفتم پامو که از رو کلاج برداشتم به امید این بودم که ماشین را بیفته ولی دیدم که ترمز دستی کشیده بود
من
بابام
ولی بالاخره یاد گرفتم ولی جرئت ندارم با سرعت بیشتر از 20 کیلومتر درساعت برم
من اصلا نمی خواستم پشت فرمون در این سن بشینم .( 13 سالگی )
نمی دونم چرا بابام به سرش خورد که مارو بنشونه پشت رون .
ما هم نشستیم . ماشین رو هم عالی راه انداختیم . ولی روز اول برادرم که 4 سال کوچکتر از منه خیلی گیر می داد.
ولی خاطره های اولین دور زدنم با حاله .
یه جایی بود که می بایستی کلا 180 درجه دور بزنی . خلوت بود . منم که اولین بار بود که دور میزدم . مث فیلم های اکشن . بدون اینکه ترمزو کلاچ رو بگیرم یه دور 180 درجه زدم .
نمی دونی چقدر باحال بود . همه به یه طرف چپ شدن .
یه دوری بود که خودم تو کفش موندم
اولین باری که پشت فرمون نشستم یه صبح زود جمعه بود با پدرم رفته بودیم سر خاک مادر بزرگش بهشت رضا پدرم دید خیلی خلوته گذاشت بشینم پشت فرمون خیلی خوش گذشت بعد پدرم گفت ببین شاید بیشتر کسایی که این تو خوابیدند به خاطر بی احتیاطی تو رانندگی بوده باشه پس عبرت بگیر وتند نرو
من با بابام بودم تو ماشین 6-7 سالم بود
بابام پیاده شد از ماشین بره یه چیزی بگیره
منم که شیطون
پاشدم رفتم پشت فرمون سویچم که رو ماشین
اصلا شرایط واسه شیطونی عجیب جور بود
جلو ماشینمون هم یه ماشین دیگه بود
هیچی منم سویچ رو چرخوندم ماشین خورد به ماشین جلویی خاموش شد
بابامم همون موقع از مغازه اومد بیرون ^#^
کار خودم رو تموم شده میدونستم ^#^
راننده جلوییم پیاده شد
بابا چیزی که بهم نگفت هیچ کلی بهم خندید راننده جلویم به علت شجاعت زیادم شکلات بهم داد
در اون لحظه تو دلم عروسی بود
خدا رحمم کرد بابام از اون موقع بدون سویچ از ماشین پیاده نمیشه