
به نقل از تـارا :خیلی اوقات آدم دوست داره فرار کنه از جایی که همه می شناسنش.معمولا به سیبری، جنگل و ...
این میتینگ ها هم شخصا برای من همین جنبه رو داره.بودن با آدمایی که نمی شناسنت و نمی شناسیشون!گاهی این آدما می خورن بهت، گاهی نمی خورن.گاهی می خوره تو ذوقت و ترجیح میدی بری جایی که می شناختنت، گاهی نه.
من راضی بودم از آدمایی که امروزم باهاشون گذشت و تشکر می کنم که باعث شدن فعلا بیخیال سیبری شم![]()


)

به نقل از PanterA :ما هم که نمیشناختیمت اصن بعد دو سال بودن تو موسیقی.![]()
الانم دیر نشده . برو سیبری زودتر.![]()
یا کسی رد نمی شه، یا اگه رد شه، همچین حالشو می گیرم که دیگه برنگرده
من فقط پارسا رو دیدم، نمی دونستم توام هستی 
به نقل از AGHA YASIN :اولا نظر لطفته. ثانیا نذار آبروتو ببرم که چه سوتیه خفنی دادی تو مافیا![]()
من چه می دونم خب!
آرمان خیلی جدی گیر داده بود و کاملا هول شده بودم و اصن نمی دونستم چی بگم!
دیگه یه دری ورییی بافتم 
) جای دفاع از من، "آره، آره، این مافیاس"!! 
به نقل از tezar :خیلی خوب بود.جرئت یا حقیقت و والیبال هم خیلی چسبید.میتینگ هم تا 7 حدودا طول کشید شایعه نسازین باو:چشمک
ممنون از هماهنگی و اینا..جای همگی خالی بود! :)


خواهش میکنم !!!به نقل از تـارا :آبرویی مونده مگه؟!من چه می دونم خب!
آرمان خیلی جدی گیر داده بود و کاملا حول شده بودم و اصن نمی دونستم چی بگم!
دیگه یه دری ورییی بافتم
تو برو بمیر (ببخشید البته) جای دفاع از من، "آره، آره، این مافیاس"!!
![]()




)
همش قرار بود تو یه روز تموم شه؟

)






کاربر شجاعی که نمیاد وسط دوتا قر بده ؟؟؟به نقل از مَِهدی.ش :نشان کاربر شجاع من کوش؟

