پاسخ : زن ناموس مرد نیست !
به نقل از m-hadi :
خب اول از همه با مصداق بحث مشكل دارم،معني ناموس چيه؟ آبرو !
زن بدون شك آبروي مردشه
وقتي حق رو به دليل غرور بيشتر زن به مرد ميدن كه از يك زن خواستگاري كنه اون زن تبديل به آبروي مردش ميشه
تعهد ازدواج يه تعهد متفاوت با تعهد هاي ديگس،زن و مرد پيمان ميبندن تا هميشه مال هم باشن،خيانت در هر صورتي قبيحه،دليلش هم خب واضحه
مرد و زن هردو به اين حركت واكنش نشون ميدن
كم نيست مرگ مردهايي توسط همسر هاشون به دليل خيانت!
اما خب بحث چند همسري به سادگي توجيه ميشه،مرد توانايي كار كردن بيشتر رو داره و ميتونه چندبار ازدواج كنه! الان خانوم ها ميگن خب اين عادلانه نيست،ولي جوابش اينه شما مجبور نيستيد پيشنهاد هر مردي رو بپذيريد و بايد با چشم باز تصميم بگيريد،روزي كه به يه مرد اعتماد كرديد ديگه بايد اطمينان داشته باشيد بهش چون حقش طبق شرع و نه اخلاق اينه كه ميتونه بازهم ازدواج كنه...
برخورد احساسي يا افراطي با اين قضيه وجود داره ولي برخورد منطقي از نظر من وجود نداره!
در ازدواج بايد عشق و اعتماد به نهايت برسه!اگر نرسيد اشتباه زن يا مرديه كه بهش خيانت شده بخاطر اينكه اون فرد رو به زندگيش راه داده
این متن از خودم نیست!!!
اما خیلی منطقی به نظر میرسه که عیناً کپی میکنم تمامی ببخش ها رو جواب داده :)
دراینجا ماباید اندکی متمدنانه بیاندیشیم که نه زن مال زرخرید پدران و برادران و شوهران است و نه آنها صاحب «مال و ملک» اند. باید وباید درنهایت، ما مردها این نکته را یادبگیریم که اولا این تعصب چرند را کنار بگذاریم و برای توجیه جنایت مان مسئله
دفاع از آبرو و شرف را مطرح نکنیم. دوماً خیلی از ماها در روز، کارهائی انجام میدهیم که بیشتر شرف و آبرورا به خطر میاندازد تا خلاف عهد و پیمان خطا رفتن یک زن، مانند دروغ گفتن، کلاهبرداری، دزدی از کار و نظیر آنها! به نظر من اگر ما مرتکب یکی ازاین کارهای ناشایست بشویم، شرف و آبرو بیشتر به خطر میافتد. یک کمی عمیق تر دراین باره فکر کنیم، معقول تر است.
آیا بهتر نیست که ما مردها قبل از هر چیز، مفهوم ناموس و شرف و آبرو را یاد بگیریم؟ آیا ناموس و آبرو و شرف فقط در آن خلاصه میشود که زنان، دختران وخواهران خود را به عنوان کالای زرخرید کنترل کنیم و اگر آنچه که ما تصور میکنیم راه خلاف رفتند، برای حفظ آبرو، شرف و ناموس، حتی آنها را به قتل برسانیم؟!
به نظرِ همه انسانهای برابر خواه، نه! اگر ما خود مرتکب چنین خطائی بشویم یا دروغ بگوئیم، کلاه برداری بکنیم و یا از کار بدزدیم و برای زندگی مرفه تر وجدان و شخصیت را بفروشیم، شرف و آبروی ما نخواهد رفت؟
اگر زن وخواهر و یا دختر ما راه خطا وخلاف نرم اجتماعی برود آبرو و شرف خودش رفته نه ما (البته اگر زن و دختر رو انسانی مستقل حساب کنیم). پس کاری احمقانه و دور ازتمدن است اگر خاطی چه زن و چه مرد را حتی تهدید کنیم تا چه رسد به قتل. بنا بر این و قبل از همه اگر برای جلوگیری از بر باد رفتن آبرو مرتکب قتل شویم و خود را نیز بکشیم، آبروی خانواده بیشتر میرود و من نوعی حتی مرده، قاتل محسوب میشوم.
یک نکته را باید بدانیم و مجدداً تکرار میکنم اگر به فرض مثال زن من نوعی، عهد و پیمانی را که روز اول بستهایم بشکند و دست به چنین کار خلاف عرفی بزند،
آبرو و شرف خود را برده است نه من را و اگر من با کنایه مردم با خبر شوم، در آن صورت سه حالت دارد. اولا درخلوت ازخود میپرسم که چنین کاری در عمر عهد و پیمانم نکردهام؟! اگر مرتکب شدهام، باید این خواری را پذیرفته وسکوت کنم، لذا شرف وآبروی هردوی ما رفته است. دوماً اگر من نوعی خود، واقعا کاری خلاف عهد و پیمان نکرده باشم، اما طرف مرتکب این خطا شده و شرف و آب روی خود را زیر سئوال برده است. من نوعی باید از خود بپرسم اشکال در کجای کار است؟ من چه عیبی دارم که شریک این زندگیم با آبرو و شرف خود قمار کرده است؟ این نیز دو حالت دارد یا من خشونت نشان دادهام و او از من بیزار شده و یا او آدمی از نظر شخصیتی ضعیف است و نا آگاهی و غریزه جنسی بر او غلبه کرده. حالت سوم من به اصلاح خود بر میآیم و یک بار کژروی را از هر دو جانب میبخشیم و یا ما ضعیف هستیم و اصلاح ناپذیر (حالت دوم)، در آنصورت خیلی دوستانه از هم جدا میشویم نه همدیگر را تهدید کنیم و نه به قتل برسانیم یا او مرا و یا من بعد از ارتکاب جرم خودم را نیز بکشم.
متأسفانه تا کنون نرم اجتماعی این گونه به ما آموخته است که خودمان چشم چرانی کنیم و انواع کار غیر عرف را انجام دهیم، اما این عمل را از شریک زندگی سلب میکنیم و این کمی بی انصافی است. اگر پای بند به شخصیت انسانی هستیم، باید خود این کار را نکنیم و یا اگر ضعیف هستیم، حق نداریم مانع طرف شویم. بقول معروف یا رومی رومی باید بود و یا زنگی زنگی بود. یعنی یا باید با ضعف وخواری پذیرفت، آنگونه که برخی از آدمهای ضعیف یا به قول شرقیها بی غیرت اروپائی میکنند و یا دوستانه راه جدائی را انتخاب کرد که در این رابطه خط دیگری وجود ندارد. انسان باید از خود بپرسد آیا این حق را به زنان خواهیم داد که ما را به قتل برسانند، اگر خود مرتکب خطائی شدیم؟! بدون شک نه! پس خود نیز این حق را نداریم شریک زندگی را از زنده ماندن محروم کنیم.
اگر ما خود انسانی رفتار میکنیم و پای بند به عهد و پیمان روز اول هستیم، تازه شرف، آبرو و انسانیت را رعایت کردهایم و اگر شریک زندگی من نوعی رعایت نمیکند، اولاً آن گونه که ذکرش رفت، شرف و آبروی خودش را میبرد، نه شرف مرا. دوماً، باید علل را بجویم که چکار کردهام این شریک زندگی من عهد و پیمانش را بامن به هم زده و با شرف و آبروی خود بازی میکند؟ اگر واقعا عملی خلاف عرف انجام ندادهام، بنا بر این با چنین کسی که با آبرو شرف خانواده و فرزندان مشترک بازی کند، حاضر به زندگی مشترک نخواهم بود.
× دکتر گلمراد مرادی