جناب نماینده
سرکار نماینده
زری
نونوش (نیوشا بود)
چاردیواری(خونه مون!!)
کراوات(یه آقاهه ترم یکیه که با کت و شلوار و کراوات اومده بود دانشگاه)
رنگارنگ(آنتن و جاسوس دو جانبه مون)
منم یه بار سرجلسه امتحان بود امتحانو دادم به بغل دستیم گفتم یه لحظه کتابتو بده برم بیرون کلاس یه نگاهی بندازم ببینم چه دسته گلی به اب دادم . کتاب و گرفتم زیر صندلی بود بنده خدا واسه تقلب گذاشته بود که مراقب یه کم شل بگیره بازش کنه از رو کتاب بنویسه . اغا جلو مراقب گفتم داداش یه لحظه کتابتو ببرم یه نگاهی بندازم بهش اونم نمیشد بگه نمیدم خخخخخخ . گفت ببر . کتابو بردم بیرون حالا جدا از اینکه چه اراجیفی تحویل استاد دادم تو امتحان بماند هرچی منتظر بودم نیومد کتابشو ببره گفتم اشکال نداره بعدا بهش میدم . خلاصه چندروز بعد دیدمش ولی کتابش همرام نبود گفتم شمارمو سیو کن بعدا زنگ بزن بیارم بدم بهت کتابود .
هیچی دیگه جلو چشم خودم با اسم کتاب دزد سیو کرد خخخخخخخ ملت اعصاب ندارن