• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

اگر کنکوری 94 بودم ... !

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع first amir
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : اگر کنکوری 94 بودم ... !

بچه ها یه چیزی الان یادم اومد ;D تو کنکور اصن وقتِ فکر کردن ندارین :-" کاملا" جدی :-" یعنی سوالی رو که بهتون میدن مخصوصا ریاضی و فیزیک باید همین که سوال رو خوندین شروع کنین به حل کردن.نه اینکه مثلا روش فک کنین تازه که از چه روشی حل میشه و اینا.یعنی تست خیلی باید زده باشین.خیلی باید آشنا باشین تا واقعا" بتونین سرِ کنکور سوالو حل کنین.به قولِ یکی از معلمامون میگفت کنکور حفظیات مبتنی بر درکِ ;))
تو این موردم سوالای کنکور سال قبل خیلی کمکتون میکنه. یعنی جوری باشه که به عید رسیدین سوالای کنکورای سال قبلو انقد زده باشین که حفظ باشین کلشو.جوری که اگه مثلا سوال یکی از سوالای ریاضی سال قبلو خوندن واستون جوابشو حتا شفاهی بگین بهشون.
در کل من اگه کنکوری 94 بودم هیچوقت نمیومدم تا خرداد سوال تالیفی حل کنم و فقط بخونم. بعد خرداد که شد تازه یادم بیفته کنکور بزنم.تازه بیشترشم بمونه :|
 
پاسخ : اگر کنکوری 94 بودم ... !

به نقل از سـوگـنـد :
اگر کنکوری 94 بودم هیچ وقت واس خاطر یه کنکور موهای عزیزمو کوتاه نمیکردم :|
افسردگی به خاطر موهای کوتاه بیشتر تاثیر گذاشت تا وقت گرفتن رسیدگی به موی بلند.
از این کارا نکنید که هیچ تاثیری نداره.تاکید میکنم هیج تاثیری!
من تصمیم داشتم کچل کنم :)
 
پاسخ : اگر کنکوری 94 بودم ... !

این همه کتاب نمی خریدم که الکی هم استرس بگیرم واسه نخوندنشون هم عذاب وجدان واسه پولشون هم اینکه الان ندونم چجوری جمعشون کنم 8-} ;D ;D
هر چی کتابامو جمع می کنم باز زاد و ولد می کنن :|
بعدش اینکه سعی می کردم عین آدم درس بخونم تابستون و کلی از وقت مفیدمو هدر ندم که : فلانی روزی دوازده ساعت درس میخونه / فلانی داره میره قلمچی ترزاشم 7900 ئه / من با این درس خوندنم به هیچ جا نمی رسم / نکنه معلمامون خوب نباشن ؟ / فلانی پارسال اونهمه خوند آخرش شد 4500 / و کلا خودمو درگیر حاشیه نمی کردم ... من به جرئت میتونم بگم نصف وقتمو تو تابستون گذاشتم واسه اینکه برنامه بریزم و آخرشم انجام ندادم .... سعی کنید فقط به یه روش ، یه آزمون ، یه موسسه ، یه مشاور اعتماد کنید .... از این شاخه به اون شاخه پریدن و دودلی واقعا مانع درس خوندنتون میشه ...
تابستون قلمچی ندادم که پشیمون نیستم ;D ;D
سعی کنید تابستون درسارو عمیق و مفهومی بخونید و تست براتون زیاد مهم نباشه ... نه مثل من ک از همون اول خودمو غرق کتاب تستا کردم .... و وقتی که یه کتابو شروع کردید بهش اعتماد کنید و هی حرص نزنید که نکنه اون یکی کتابه بهتر باشه که دوستم گرفته ؟!!
بیخودی استرس ب خودتون وارد نکنید ... کسی ک تابستون 12 ساعت درس میخونه هیچ تضمینی نیس که اردیبهشت هم ساعت مطالعه ش همین باشه ... و بر عکس ... اصلا از یه جاییی ب بعد ساعت مطالعه براتون دیگه بی ارزش میشه چون مهم اینه که اگر شما روزی 6 ساعت درس میخونی اون شش ساعت چقد برات بازدهی داشته .... من یه دوست داشتم روزی 14 ساعت تابستون میخوند ( از 4 صبح پا میشد ) ولی توی اون 14 ساعت همون درسایی رو میخوند ک من توی 7-6 ساعت میخوندم .... اینو بدونید که هر کس با توجه به تواناییش باید خودشو با بقیه مقایسه کنه ... بله .... B-) ;D ;D ;;)
اصلا و ابدا از همین الان همه چیو ب خودتون حروم نکنید .... تفریح در حد متعادل داشته باشید حتما ...
 
پاسخ : اگر کنکوری 94 بودم ... !

دوست دارم چندتا نکته رو بهتون بگم.

1) به هیچ وجه نشینید پای برنامه های تلویزیونی کنکورآسان است و فرصت برابرو اینها بعدم طرف برمیداره یه فرمول میگه مثلا واسه یه سواله شیش متری که فقط تو همون سوال جواب میده و خیلی مضحکه که آدم بخواد اونو یاد بگیره، البته اولش آدم وقتی میبینه یه سوال رو چه ساده حل کرد احساس خوبی بهش دست میده و ترغیب میشه که پیگیری کنه برنامه رو! وقت نذارید به هیچ وجه

2) هیچ وقت از دیگران نپرسید که چند ساعت میخونن! هستن افرادی که میرن پیش مشاور یا سال بالایی یا هر کی که صرفا بپرسن چند ساعت بخونیم خوبه! آخه خواهر یا برادرتونم با شما فرق داره! حتی خودتونم با خودتون فرق دارید ینی اینکه ممکنه من دیروز 10 ساعت خونده باشم و امروز 9 ساعت اما امروز از درس خوندنم راضی تر باشم و حس بهتری داشته باشم!

3) از امتحانای ترم یک بیرون نیاید، مگر اینکه نقطه ای از پیش یک نمونده باشه که مفهومی و عالی یاد نگرفته باشیدش!

4) بعد از عید بخصوص آخراش با هجوم موسسات، دی وی دی ها، کتاب های تکنیکی و خیلی تبلیغات رنگی(!) روبه رو میشید که باید به همشون بخندید و از کنارشون رد شید!

5) فک نکنید همه چی به مشاور و کتاب بیشترو آزمون و ... بستگی داره! تا آدم خودش نخواد هیچ اتفاقی نمیوفته! و اینطور مسائل فقط وقت آدمو تلف میکنه و فکرشو مشغول!

به دورانه کنکور عشق بورزید و از درس خوندنتون لذت ببرید، و به دیگران فخر بفروشید که ما کنکوری هستیم و کلی درس قشنگ هست که باید بخونیم!
موفق باشید.
 
پاسخ : اگر کنکوری 94 بودم ... !

*سعی کنید بدون مشورت نباشید! یه مشاور خوب مستمر برای طول سالتون پیدا کنید، منظورم از مشاور لزوما مشاور هایی که مرسومه نیست، میتونه برادر یا خواهر 2-3 سال بزرگترتون باشه، میتونه دوست سال بالاییتون باشه، ولی یکیو انتخاب کنید که خودتون حرفاش رو قبول دارید، یکی که میتونین بهش اعتماد کنین، و میدونین دلش میسوزه براتون و براش مهم هستین... ممکنه چنین مشاوری بیرون نباشه، ممکنه هم بین دوستاتون پیدا نکنید، ولی واقعا بهتون پیشنهاد میکنم یه مشاور خوب پیدا کنید، مشاور خوب باید بتونه "دوست" باشه! ینی شما رو به دید یه "مشتری" نگاه نکنه... من داشتم همچین کسی، خیلی دیر شد پیدا کردنش ولی داشتم به هر حال... و هنوز هم دوستم مونده... حتی هم دانشگاهی شدیم :)


** مواظب تبلیغات زیاد و خالی بندی ها و جوسازی های مشاورهای بیزنس-من، موسسات و انتشاراتی ها باشین... بهترین ها رو با فکر و مشورت های خوب انتخاب کنید...


*** یکی از مهم ترین مسائل سال کنکور کتابه، کتاب خیلیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ زیاده و واقعا گیج کننده میشه، دست این یکی اون یکی کتاب می بینین، از این و اون میشنوین زارت نرین کتاب بخرین، واسه هر درس با مشورت با یکی که موفق بوده، یا حتی نبوده ولی قبولش دارین یکی دو تا کتاب بخرید و سعی کنید از روی همون کتاب پیش برید و تمومش کنید، این شاخه به اون شاخه نکنید، مگه این که مطمئن شید اون کتاب رو اشتباه انتخاب کردید...


**** آزمون هاتون رو مستمر و درست بدید، سعی کنید از همون اول اشتباهاتتون رو بررسی کنید و ازشون درس بگیرید که دوباره تکرار نشه، این کار رو نذارید برای بعد که نزدیک کنکور ببینید کلی آزمون دادید و هیچ فایده یی نداشته...


***** نتیجه ی آزموناتون تا روز کنکور صرفا میتونه انگیزه دهنده یا نشون دهنده ی نقاط قوت و ضعف باشه، اگه یه بار، دو بار 5 بار بدترین آزمون عمرتون رو دادید نا امید نشید، اگه 5 بار هم 1 شدید مغرور نشید...


****** درستون رو با آرامش بخونید، استرسی نباشید که به این آزمون میرسم یا نه، استرسی نشید که فلان امتحان مدرسه یا مشاور رو چطور میدم، استرسی نشید که جواب خونواده یا معلمام یا مشاورمو چی بدم! جواب هیچ کس رو قرار نیست بدین، حتی بعد کنکور! زندگی خودتونه... بسازینش... سعی کنید جوری بخونید که روز کنکور بیشترین آمادگی رو داشته باشید... که مطمئن باشید حداکثر تلاشتون رو کردید!


******* چشم و هم چشمی بلاست... ایضا سال کنکور!


********یکی از دوستان بالا گفته بود سال کنکور خیلی به خدا نیاز دارین، کلا همیشه به خدا نیاز داریم! هواشو داشته باشیم، چون یه قدم بریم سمتش دو تا میاد سمتمون...

سال کنکور فقط خدا، خودت، خونواده ت... خط قرمز بکش دور همه چیز و همه کس... فاصله ت رو با همه حفظ کن... دوست خوب داری، دوست صمیمی داری، هرکی و هرکسی هست سال کنکور خیلی حساسه، سعی کن فاصله ی مناسبی داشته باشی که ضربه نخوری... تهش فقط خونواده ت فقط بهت اهمیت میده...






امیدوارم موفق باشید... :)
 
پاسخ : اگر کنکوری 94 بودم ... !

به نقل از سـوگـنـد :
اگر کنکوری 94 بودم هیچ وقت واس خاطر یه کنکور موهای عزیزمو کوتاه نمیکردم :|
افسردگی به خاطر موهای کوتاه بیشتر تاثیر گذاشت تا وقت گرفتن رسیدگی به موی بلند.
از این کارا نکنید که هیچ تاثیری نداره.تاکید میکنم هیج تاثیری!
به نقل از el@heh :
من تصمیم داشتم کچل کنم :)
به نقل از نیلوفر ب. :
~X(موهام كل ميكردم تااز خونه بيرون نرم ،ايپدمم به ديوار ميزدم ،ادبيات ميخوندم
به نقل از Mos :
مشاور عزیزمون اومده رو سن، میگه موها و ناخوناتونو کوتاه کنین، دلبستگی نداشته باشین. :دی :/
ینی چی؟
نه آخه ینی چی؟
موهامونو واسه چی کوتاه کنیم؟
روحیه کنکوری و امید زندگانی کجا میره وقتی آدم مو نداشته باشه؟ :دی
شما یه جایگزین واسه جایگاه "مو" در زندگی روزمره پیدا کن؛ من خودم اوّلین نفر به نشانه ی تسلیم و تضییع میرم موهامو میریزم تو سطل آشغال آرایشگاه.
نکنید لیدیز، نکنید؛ موهاتونو کوتاه نکنید. :دی
روحیه ی آدم به فنا میره.
 
پاسخ : اگر کنکوری 94 بودم ... !

به نقل از el@heh :
من تصمیم داشتم کچل کنم :)
تصمیم خوبیه :)) :)) منم فروردین کچل کردم ;)
 
  • لایک
امتیازات: MHO
پاسخ : اگر کنکوری 94 بودم ... !

چیز خاصی نمیگن شما راحت باش :)) :)) :)) ;D :)) :)) :))
البته شوخی کردم ا بعدا با کلی مطلب اینجا رو پر میکنم
 
پاسخ : اگر کنکوری 94 بودم ... !

یا حسین دوستان میگن 12 ساعت میخونم کمه :| نگاهم تو دوربین حس میشه الان؟؟ :| من تا امروز مسافرت بودم و از فردا هم مطمئنم 4 5 س نمیتونم بیشتر بخونم ....پیشنهاد؟؟؟ :-" :-"
 
پاسخ : اگر کنکوری 94 بودم ... !

من بگم؟

اول از همون اول واسه هر درس يك و فقط يك كتاب كمك درسى مى خريدم، جورى كه هر دفعه كه مى خوام درسى رو بخونم از روى همون كتاب بخونم. يه جورى كه بره توى حافظه ى تصويرى م. حتى اختصاصى ها.

عمومى ها رو از همون اول جدى مى گرفتم. به خصوص دينى.

از حاشيه مى كشيدم بيرون.

به تراز و درصد و اينا، حداقل تا بعد عيد، گير نمى دادم. ريلكس تر درس مى خوندم.

هيچ كس ته اش پرفكتِ پرفكت نخواهد بود، پس همون اول پيش فرضم رو مى ذاشتم بر اين كه نيازى نيست به صد در صدِ برنامه ام عمل كنم.

كلاً وسواس به خرج نمى دادم!
 
Back
بالا