• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

اولین نشست ادبی سایت

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع stevendeljoo
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
وضعیت
موضوع بسته شده است.
پاسخ : اولین نشست ادبی سایت

ربط مصرع6و7به هم ومعنی بیت8 چیه؟


مصرع 6 و 7 میگه زمانی که هر کسی مرگ را شیرین تر از عسل می چشد انسانیت نمود پیدا میکنه ... خاک هم که طاهر و پاکه و با خون انسان واقعی نجس نمیشه


البته کار اشتباهیه بیت رو معنی کردن ... اگه قرار بود به نثر برگردونده شه که شاعر منظمش نمیکرد


و در مورد بیت 8 .... کل شعر که 6 بیته :-"


اگه مصرع 8 منظورته داره میگه شمشیرها منو در بر بگیرین :)

پ.ن : نتونستم موافقت شدیدمو با یاسین ابراز نکنم :-"
 
پاسخ : اولین نشست ادبی سایت

اقای دارسی میگه جدا باشه اشکال نداره تو غزل،به نظر من خ هم اشکال داره،کارای جناب نظری عالیه،بیت به بیت عالیه،ولی کل یک شعر هیچ وخت قدر هر بیت عالی نمیشه...

البته این صرفا نظر منه :-"

و نظر خ های دیگه :-پی


@دارسی:بله من یه مقدار نا شفاف گفتم :-"
 
پاسخ : اولین نشست ادبی سایت

یه شعر دیگه از فاضل نظری که به نظر کم قوت تر از قبلی میاد :

آن کشته که بردند به يغما کفنش را
تير از پي تير آمد و پوشاند تنش را

خون از مژه ميريخت به تشييع غريبش
آن نيزه که ميبرد سر بي بدنش را

پيراهني از نيزه و شمشير به تن کرد
با خار عوض کرد گل پيرهنش را

زيبا تر از اين چيست که پروانه بسوزد
شمعي به طواف آمده پرپر زدنش را

آغوش گشايد به تسلاي عزيزان
يا خاک کند يوسف دور از وطنش را

خورشيد فروزان شده در تيرگي شام
تا باز به دنيا برساند سخنش را
 
پاسخ : اولین نشست ادبی سایت

به نقل از sahere :
اقای دارسی میگه جدا باشه اشکال نداره تو غزل،به نظر من خ هم اشکال داره،کارای جناب نظری عالیه،بیت به بیت عالیه،ولی کل یک شعر هیچ وخت قدر هر بیت عالی نمیشه...

من اینو گفتم والا! «تو غزل ایراد خاصی نیس بیت ها معنای مستقل هم داشته باشنا:-"
____

خب اینکه خاصیت خود غزله و اصن بخاطر همین معنای مستقل داشتن، میشه جای ابیات رو اغلب عوض کرد و معروفه دگ!

معنای کل هم البته باید حفظ شه، اما اینکه تا چه حد این وحدانیت در کل غزل دیده شه، شدت و ضعف داره در اشعار مختلف. حالا شما مثلا میگی هرچی بیشتر باشه، بهتره.
اما اینجا هم تم اصلی ک روز عاشوراست، وحدت رو ایجاد کرده اما قبول دارم اونقدرا نیس.

پ.ن: فاضل هم داره غزل هایی ک کلش هم عالی باشه ها! :-?
.
 
پاسخ : اولین نشست ادبی سایت

راس میگه این داداش ما


پیوستگی یا محور طولی تو غزل معاصر خیلی هم واجب نیست و حتی قوت داشتنش موجب تعبیر روایی غزل و نقصش میشه :)
 
پاسخ : اولین نشست ادبی سایت

چه مشکلی داره تعبیر روایی در غزل؟ :-؟
 
پاسخ : اولین نشست ادبی سایت

دیگه غزل نیست قصه ست


غزل روایی نزد بسیاری از صاحب نظرای غزل معاصر پسندیده نیست و غزل حساب نمیشه
 
پاسخ : اولین نشست ادبی سایت

می آیم از رهی که خطرها در او گم است
از هفت منزلی که سفرها در او گم است
از لا بلای آتش و خون جمع کرده ام
اوراق مقتلی که خبرها در او گم است
دردی کشیده ام که دلم داغدار اوست
داغی چشیده ام که جگرها در او گم است
با تشنگان چشمه احلی من العسل
نوشم ز شربتی که شکرها در او گم است
این سرخی غروب که همرنگ آتش است
توفان کربلاست که سرها در او گم است
یاقوت و دُر صیرفیان را رها کنید
اشک است جوهری که گهرها در او گم است
هفتاد و دو ستاره غریبانه سوختند
این است آن شبی که سحرها در او گم است

باران نیزه بود و سر شهسوارها
جز تشنگی نکرد علاج خمارها

بند اول ترکیب بند با کاروان نیزه علیرضا قزوه
 
پاسخ : اولین نشست ادبی سایت

دوستان قراره راجب شعرا بحث کنیم نه لایک...
بعد هم عزیزانی که گفتن میان...توقع میرفت که بیان.
نکته بعد هم اینکه من مد نظرم همچین روندی نبود،نمیدونم اگر ادامه پیدا کنه تصحیحش میکنیم.
چنتا شعر دیگه میذارم بعد هم به اتمام میرسونیم احتمالا نشست رو...
 
پاسخ : اولین نشست ادبی سایت

یک ذوالفقار افتاده و حیدر ندارد
این پیشوای کیست مردم !؟سر ندارد
افتاده روی خاک پیشانی خورشید
افلاک میسوزد اگر سر برندارد
ای آب ،مهر فاطمه !تر کن زمین را
یک خشک لب افتاده و مادر ندارد
در پیچ و تاب علقمه عباس جاریست
اما کسی دستان آب آور ندارد
از اسب می افتد زمین ،دریای احساس
اما زمین خشکیده و باور ندارد
امروز میفهمم غریبی چیست آقا !
یک ذوالفقار افتاده و حیدر ندارد...
دکتر هادی منوری
 
وضعیت
موضوع بسته شده است.
Back
بالا