Hashie
کاربر نیمهحرفهای

- ارسالها
- 235
- امتیاز
- 1,732
- نام مرکز سمپاد
- شهید مدنی
- شهر
- تبریز
- رشته دانشگاه
- مهندسی کامپیوتر
پاسخ : "جان" مقدم بر "انديشه" است؟
من تقریباً همه ی مثالهایی رو که آوردین قبول دارم . با این قسمت هم موافقم که گفتین "این کشتن در راه اندیشه فقط کشتار بیشتر آورده" اما به هر حال خوب یا بد (که برای من 100٪ بد!) اندیشه ی طالبان به همون قوت باقیه. منظورم این بود که زور در مقابل اندیشه همیشه کم میاره.
بعد اینکه کشته شدن در اثر جوگیر شدن فرق داره با کشته شدن در نتیجه ی فکر کردن. کاری که طالبان میکنه اینه که بمبی رو که میشه با کنترل از راه دور ترکوند، به افرادش میبنده ! حتی در صورت درست بودن عقیده ی طالبان، این کار به خودی خود جنایته ! اما وقتی هست که یه نفر سر یه دوراهی گیر میکنه که "یا سازش میکنم و اندیشه م میمیره، یا میمیرم و اندیشه م میمونه" . اونوقت حالت دوم انتخاب هر آدم با عزت نفسیه.
قسمت اول حرفتون که گفتین سعی دارم اندیشه رو بکشم برام مبهم بود. برای من اندیشه چیز مقدسیه. منظورتونو نفهمیدم از اون قسمت.
قسمت آخر هم که سیاسیه که من نه سررشته ای از سیاست دارم، نه علاقه ای.
به نقل از مازیمون :ببینید شما با قبول اینکه برای اندیشه میشه جان رو هم گرفت دارید خود اندیشه رو سعی می کنید نابود کنید.
هیتلر سعی کرد یهودی هارو نابود کنه. چون مخالفه اندیشه ی مسیحیش بودن!
مسلمون های عثمانی سعی کردن ارمنی های عثمانی رو نابود کنن!
ایران بهایی هارو نابود می کنه و از بین میبره چون مخالفه اندیشه اسلامین!
ایران سنی کشی می کرد چون مخالف اندیشه ی شیعه بودن!
عثمانی ها شیعه کشی می کردن چون مخالفه اندیششون بود!
هندو ها مسلمون هارو و همزمان مسلمون ها هندو هارو!
این کشتن در راه اندیشه فقط کشتار بیشتر اورده.
باعث چه چیز جز فلاکت و بدبختی شده ؟
دو کشور ایران و عثمانی رو ۲۰ سال به جون هم انداخته.
الان گروه طالبان، حماس، حزب الله، القاعده، داعش همه در راه جان رو بی ارزش در مقابل اندیشه میدونن.
ببینید اندیشه ای که باعث بشه جان افراد به خطر بیافته خودش شروع یک دیکتاتوری هست. خودش داره به زور خودشو قدرتمند می کنه تا باقی اندیشه هارو خاموش بکنه. یعنی خودش تبدیل به یک ظالم خواهد شد. همونطوری که جمهوری وقتی کناره اسلامی قرار گرفت صرفن اسمش جمهوری موند و به جای جمهوری اسلامی ایران شد دیکتاتوریه رهبریه ایران.
من تقریباً همه ی مثالهایی رو که آوردین قبول دارم . با این قسمت هم موافقم که گفتین "این کشتن در راه اندیشه فقط کشتار بیشتر آورده" اما به هر حال خوب یا بد (که برای من 100٪ بد!) اندیشه ی طالبان به همون قوت باقیه. منظورم این بود که زور در مقابل اندیشه همیشه کم میاره.
بعد اینکه کشته شدن در اثر جوگیر شدن فرق داره با کشته شدن در نتیجه ی فکر کردن. کاری که طالبان میکنه اینه که بمبی رو که میشه با کنترل از راه دور ترکوند، به افرادش میبنده ! حتی در صورت درست بودن عقیده ی طالبان، این کار به خودی خود جنایته ! اما وقتی هست که یه نفر سر یه دوراهی گیر میکنه که "یا سازش میکنم و اندیشه م میمیره، یا میمیرم و اندیشه م میمونه" . اونوقت حالت دوم انتخاب هر آدم با عزت نفسیه.
قسمت اول حرفتون که گفتین سعی دارم اندیشه رو بکشم برام مبهم بود. برای من اندیشه چیز مقدسیه. منظورتونو نفهمیدم از اون قسمت.
قسمت آخر هم که سیاسیه که من نه سررشته ای از سیاست دارم، نه علاقه ای.




