• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

مشاوره انتخاب رشته دانشگاه -گروه ریاضی

اول بزن مدیریت مالی
بعد بزن مدیریت صنعتی
بعد بزن مدیریت بازرگانی
بعد بزن حسابداری

حسابداری کارش ثبت و ضبط و تحلیل و مدیریت هزینه و درآمد شرکت ها و سازمان هاست. روحیه منظم و دقیق میخواد که از کار تکراری بدش نیاد. کار با اعداد و اسناد و فاکتور ایناست. فکر نمیکنم خیلی به روحیه بچه های سمپاد بخوره. ولی خب میتونی تو ارشد بری مدیریت مالی یا بقیه مدیریت ها. حسابداری معمولی کار پیچیده ای نیست. ولی کارهای حرفه ای تری هم دارند مثل حسابرسی و حسابداری های تخصصی. درآمد و حقوق خوبی دارند ولی یکم امکان ارتقا شغلیش پایینه.

اون ترتیبی که بالا گفتم واسه اینه که آپشن های بیشتری در اختیارت میگذاره.


خوابگاه که الان همه میدن. حالا بعضیا مینویسن تعهدی نداریم ولی میدن. بگو اگر خوابگاه ندادن انتقالی میگیری رجایی. کاری نداره!
بابا یه آدم بزرگتر بیار صحبت کنه باهاشون. مگه کشکه! همه آرزوشونه رتبشون اینقدر خوب بشه بعد تو اینو بسوزونی!؟
اصلا بدون اطلاع اونها بزن و بگذارشون تو عمل انجام شده. آدم مگه چند بار تو زندگیش قراره انتخاب رشته کنه؟!
می خوام وقتی ترتیبشو اوکی کردم بفرستم برای یه مشاور شاید اون بگه حیفه و اینا و با خانوادم صحبت کنه
آقا @باحال خوش منم مشکل تو رو دارم بعد چند تا راه داره
۱ گند بزنی تو مصاحبه ات
۲ دست ببری تو انتخاب رشته ات
۳ راه دیگه ای نیست

من که ترجیح میدم اگه قراره در آینده به کسی فش بدم بخاطر انتخاب اشتباهم به خودم فش بدم
و میدونم که هر کدوم از دو راه رو انتخاب کنم اخرش بعضی موقع ها پشیمون میشم پس کاری را میکنم(البته مطمئن نیستم هنوز :)) ) که واقعا دلم باهاشه
ببین حتی اگه مصاحبه رو گند بزنم باید برم باهنر چون نمی زارن اصلا تهران رو انتخاب کنم به جز رجایی
حداقل اگه برم رجایی چهار سال تهرانم اگه برم آموزش فیزیک چهار سال مشهدم


میدونین اگه بهشون بگم مثلا کار آزاد میگن ثبات نداره
بگم آزمون استخدامی میگن پارتی بازیه
و هر کدوم از اینا رو بگم موج نماد بی عرضگیه که میاد طرفم میگن فلانی رفت فلان رشته الان دعا میکنه معلم بود
فلانی رفت فلان رشته الان بیکاره
پدر و مادر من معلم بودن هر دوتاشون واقعا ترسو هستن و شانس ریسک رو حتی به بچه هاشونم نمیدن
پدر من تعصبیه و یه روستایی توقعی ندارم به حرفام گوش کنه یا آدم حسابم کنه
 
ببین در مورد کامپیوتر، خیلی این تصور هست که میشه خود آدم یاد بگیره و کار کنه و اینها. نمیگم تصور درست یا غلطیه. ولی اول برنامه نویسی فقط برنامه نویسی وب و اپلیکیشن اینا نیست. الان خیلی بحث هوش مصنوعی و ماشین لرنینگ و پردازش تصویر و اینجور چیزا ترند هستن تو این زمینه. اینا مفاهیم ریاضی و آمار و جبر عمیقی دارن که بلد نباشی، عملا کار خاصی نمیتونی بکنی. و بهترین و خفنترین آدمهای این زمینه تو دنیا هم همه تحصیلات آکادمیک دارن تو بهترین دانشگاه‌های دنیا. حتی همون بکند و فرانت اند و وبسایت و اپ هم با چند تا دانشجوی کامپیوتر صحبت میکردم، اینطوری بودن که بعد از واحدهایی که پاس کردن تو دانشگاه مثل پایگاه داده و امثالهم، خیلی خیلی بهتر تونستن کار بکنن تو حرفه خودشون.
جدای از این، کلا دانشگاه مهمترین چیزش اون جو و شبکه افراد و دانشجوها و اساتیدی هست که میشناسی. من اگه دانشگاه نمریفتم خیلی چیزا رو ممکن بود یاد بگیرم خودم و خیلی چرت و پرت‌ها رو نخونم. ولی احتمال 99 درصد اصلا علایقمو نمیشناختم (چون نمیدونستم خیلی چیزا وجود دارن)، اونقدری جو رقابت نمیگرفت منو، اونقدری از بقیه نمیتونستم کمک بگیرم و ایده بگیرم و تلاش کنم. پس اینکه برم بیرون یاد بگیرم و مشغول به کار بشم، در حالت کلی میشه‌ها، ولی من حداقل خیلی خیلی از دانشجوهای کامپیوترمون دیدم که تو دیوار و کافه بازار و شیپور و بلد و نشان و مایکت و اینجاها کار میکنن، و اتفاقا تو درساشون هم آدمای قوی ای هستن.
یه مورد دیگه اینه که قبولی کامپیوتر سخته تو جای خوب. کنکور ریاضی در کل رقابتش از تجربی حتما کمتره، تعداد شرکت کننده هاش سه چهار برابر کمترن. ولی کامپیوتر جای خوب قبول شدنش واقعا سخته. یعنی رتبه مثلا از 1000 بیاد 500 خیلی ساده تره تا از 200 بیاد 100.
در مورد مدیریت که گفتی، نمیدونم میشه قبول شد یا نه. میدونم که یکی میگفت با 2000 ریاضی میشه روانشناسی علامه خوند و تو انسانی باید رتبه خیلی خفنی داشته باشی. (راست و دروغش پای خودش. ولی با توجه به سطحی که من دیدم، احتمالا اینا همسطح باشن واقعا تو دانشگاه).
توی این حوزه مدیریت و اینا کار زیاد هست واقعا، مخصوصا اگه خوب باشی. اینجوری نیست بگم راحته، یا مدرکتو گرفتی میبرنت میشوننت به عنوان مدیر. توی خیلی از شرکتهای کوچیک و بزرگ باید تلاش کنی و خودتو نشون بدی و ارتقا بگیری. تو تیم بازاریابی و تبلیغات و اینها فعالیت کنی تا رزومه جمع کنی و هی بری جاهای بهتر و پله پله بری بالا. استارتاپ هم فکر کنم جوّش تو ایران خیلی خوابید نسبت به 5 6 سال پیش که امید داشتن همه. ولی کلی فضای کار اشتراکی و شتابدهنده هست که همچنان با قدرت دارن ادامه میدن. یه حوزه دیگه هم کارای مالی هستن. مثلا خیلی از همکلاسیهای ما میرفتن تو کارگزاریهای بورس کار میکردن، شرکتهای بیمه‌ای و حسابداری و اینها. حقیقت ایران اینه که پول تو این صنعتهاست الان. کارگزاریها یه ارقامی گردش مالی دارن که غیر قابل تصوره!
من دو تا TA داشتم تو اون دانشکده. دوتاش کسایی بودن که خوب کار کرده بودن واقعا و با اساتید لینک بودن. یکیشون سر یه پروژه ای رفته بود تو هلدینگ شستا و یه کاری کرده بود و دیده بودن خوبه رفته بود اونجا مشغول بود، یکیشون هم فرانسه و آلمانی و انگلیسی بلد بود و با بورس اراسموس یه سال پاریس رفته بود، الان تو تیم منابع انسانی هایپراستاره. یا استاد خودمون جوونتری‌هاش تو تیم بازاریابی اسنپ بوده اون موقع که تازه اومد ایران (4 سال پیش).
من اطلاعاتم و تجربیات و شنیده‌ها و دیده‌هام در اين حد بود. به نظرم با يه سري دانشجوی "سال آخر" کارشناسی و "ارشد" این رشته‌ها صحبت كن اگه ميشناسی. یکی از اقوام بود مدیریت خونده بود و میگفت میتونستم برم یه رشته تخصصی تر، بعدا برم یه MBA بزنم تنگش و همون درسها رو فشرده‌تر بگن بهم (نمیدونم باز چقدر درسته این. قطعا همون تجربه که نمیشه، ولی برای کسب و کار این خیلی جوابه
خیلی خیلی خیلی ممنون ازت بابت مشاوره کاملت :)
 
آره کار معلمی تضمین شده‌ست . ولی چی رو تضمین میکنه؟ یه شغل پایه که چندان جای پیشرفتی نداره و یه درآمد مینیمم . زندگی سراسر ریسکه ، خیلی موقعیت‌های بهتری میتونی داشته باشی که منجر به اتفاقای هیجان‌انگیزتر و رویاهای بزرگ‌تر بشن .
ریسک توی خانواده ی من ممنوعه فقط چیزی که تضمین شده مهمه
همین الانش به برادر بزرگترم با وجود امکانش اجازه نمیدن مهاجرت کنه و بره چون ریسکه
 
ریسک توی خانواده ی من ممنوعه فقط چیزی که تضمین شده مهمه
همین الانش به برادر بزرگترم با وجود امکانش اجازه نمیدن مهاجرت کنه و بره چون ریسکه
این چیزی که میگم صرفا ربطی به انتخاب رشته نداره :‌)
مگه ما چقدر فرصت داریم برای ساختن دنیای خودمون؟ چند بار میتونی هجده ساله باشی و تصمیم بگیری برای آینده و آرزوها و هدف‌هات؟ چند بار حق داری مسیر زندگی رو طی کنی؟ هیچ برگشتی نیست . این یه شانسی رو که داری طوری استفاده کن که آخر بازی حس نکنی از ترس باخت ، اصلا بازی نکردی و یه گوشه به تماشای بازی بقیه وایسادی .
 
ریسک توی خانواده ی من ممنوعه فقط چیزی که تضمین شده مهمه
همین الانش به برادر بزرگترم با وجود امکانش اجازه نمیدن مهاجرت کنه و بره چون ریسکه
اگه محکم وایسی و بگی فلان رشته رو میخوام و اگه در اینده کارم نداشتم مسئولیتش کاملا با خودم و هیچ غری بهتون نمیزنم که چرا منو راهنمایی نکردین و اینا هم قبول نمیکنن؟
من یه کیس مشابهی در اطرافیان داشتم که مشکل مشابه داشت ولی تهش اینجوری تقریبا اوکی شد... ینی خانواده کلا علت مقاومتشون این بود که حس میکردن بچه شون هم خودش نگرانه و میترسه و حس میکردن بعدا در اینده غرشو به اونا میزنه.

یا حتی اگه از اشنایان (دور و نزدیک) که رشته‌‌ای که دوست داری هستن و کارم دارن پیدا کنی و به اونام بگی که با خانواده صحبت کنن میتونه مفید باشه به نظرم. وقتی کیس‌هایی که در اطراف ادم رخ میده رو ببینن ممکنه تاثیر بهتری بذاره روشون.
 
اگه محکم وایسی و بگی فلان رشته رو میخوام و اگه در اینده کارم نداشتم مسئولیتش کاملا با خودم و هیچ غری بهتون نمیزنم که چرا منو راهنمایی نکردین و اینا هم قبول نمیکنن؟
من یه کیس مشابهی در اطرافیان داشتم که مشکل مشابه داشت ولی تهش اینجوری تقریبا اوکی شد... ینی خانواده کلا علت مقاومتشون این بود که حس میکردن بچه شون هم خودش نگرانه و میترسه و حس میکردن بعدا در اینده غرشو به اونا میزنه.

یا حتی اگه از اشنایان (دور و نزدیک) که رشته‌‌ای که دوست داری هستن و کارم دارن پیدا کنی و به اونام بگی که با خانواده صحبت کنن میتونه مفید باشه به نظرم. وقتی کیس‌هایی که در اطراف ادم رخ میده رو ببینن ممکنه تاثیر بهتری بذاره روشون.
مشکل اینه اطرافیان یا معلمن یا اگه نیستن میگن کاش بودیم
 
مشکل اینه اطرافیان یا معلمن یا اگه نیستن میگن کاش بودیم
خودت باید شجاعت به خرج بدی. همین. بابا زندگیه خودته! پدر مادر در حد مشورت و نظر می تونن در انتخاب رشتت دخالت کنند. این حق تو هست که بعد از تحقیق درباره رشته ها و حرف یدن با آدما ها خودت انتخاب کنی. زندگی سراسر ریسکه. اصلا چجوری میخوای تو این دنیا دوام بیاری وقتی انقدر ترسو هستی؟ اصلا چرا انقدر خودتو زجر دادی که به نسبت رتبت خوب بشه؟ با رتبه خیلی بدتر هم به معلمی میرسیدی. ترسو بودن خیلی با محافظ کار بودن و سنجش درست فرق داره. زندگیه خودته. مامانت ۲۰ سال دیگه میاد به بچه ها درس بده؟ نه. تویی و فقط تویی و هیچ کس قرار نیست مسیر تو رو برات زندگی کنه. اگه در سمتی که دوست داری حرکت کنی سختی هاشم شیرینه ولی اگه مسیر اجباری باشه زهر هست. کاش ترسو نباشی‌.
 
واقعا درست نیس به ادمی تو این شرایط بگین ترسو:-"جلوی پدر مادر وآیستادن تو این سن مخصوصا تو دخترا خیلی خیلی سخته.مخصوصا که خانواده ادم شهرستانی باشن...
یعنی یه عمر به حرف یکی دیگه زندگی کردن از این کار آسون تره ((: ؟؟
بیخیال!!! همه مون میدونیم که بالاخره آدم یه راهی پیدا میکنه حرف خودشو ببره جلو با یواشکی دست بردن تو انتخاب رشته با جدی و مستقیم حرف زدن با مشاور با خیلی چیزا
ماها یی که داریم بهش این پیشنهادا رو میدیم که دختر نیویورکی با خانواده از بدو تولد روشن فکر نیستیم ((: من هر دو تا رشته ای که خواستم برم تو کارشناسی با خونوادم بحثشو داشتم تو یکیش خودم ته دلم ترسیدم برم بخونم بعد گفتم خونوادم نذاشتن تو یکی خودم جرئت کردم برم گفتم پای انتخابم هستم هر چی بشه
 
گفتم پای انتخابم هستم هر چی
میدونی راهش که هست بالاخره یه کارایی میشه کرد من به شخصه میترسیم که نتونم پای حرفم بمونم میترسم هر چی گفتن راست باشه میترسم که تر بزنم (اموجی که راه میره)
واقعا الان احمق تر از که یه تصمیم درست بگیرم (اموجی که راه میره)
 
میدونی راهش که هست بالاخره یه کارایی میشه کرد من به شخصه میترسیم که نتونم پای حرفم بمونم میترسم هر چی گفتن راست باشه میترسم که تر بزنم (اموجی که راه میره)
واقعا الان احمق تر از که یه تصمیم درست بگیرم (اموجی که راه میره)
بیشتر از اون که از چیزایی که بگی بترسی از زمان میترسی ، فکر میکنی اگه 21-22 سالت یا حتی بیشتر بشه و بفهمی که اشتباه کردی تو بین اون همه جمعیت تنها آدمی هستی که قراره برگرده مسیر رو و از اول شروع کنه فکر میکنی آدما تو اون سن دیگه تکلیفشون با خودشون روشنه و یه عده دارن میرن دنبال کار یه عده اپلای و قراره با انگشت نشون داده بشی بابت برگشتنت به عقب من خیلی سال تو این سایت بودم بچه های زیادی رو دیدم کسی بود که 10 سال بود پرستاری میکرد یهو تصمیم گرفت بره پزشکی بخونه بچه ی فرهنگیان داشتیم سال آخر انصراف داد و رفت کنکور تجربی الان رشته ش رو بی نهایت برابر اون معلمی دوست داره حجم زیادی از بچه ها تازه سال 3 و 4 رشته شون میفهمن محیط کارشون با شخصیتشون خیلی تفاوت داره حتی فارغ التحصیل هایی که اصلا سمت کارای مرتبط با رشته شون نرفتن
سعی کن دلیل هات رو برای رفتن و نرفتن رشته هایی که مدنظرته روی کاغذ بنویسی ببینی چقدرش منطقیه وقتی میاد رو کاغذ راحت تر میتونی بررسی شون کنی
ولی خب از من میشنوی از اشتباه کردن نترس از این بترس که بخوای همه ی عمرت از اشتباه کردن بترسی !
 
Back
بالا