- ارسالها
- 642
- امتیاز
- 9,090
- نام مرکز سمپاد
- فرزانگان2
- شهر
- کرمان
- سال فارغ التحصیلی
- 1400
- دانشگاه
- شهید رجایی
- رشته دانشگاه
- مهندسی کامپیوتر
می خوام وقتی ترتیبشو اوکی کردم بفرستم برای یه مشاور شاید اون بگه حیفه و اینا و با خانوادم صحبت کنهاول بزن مدیریت مالی
بعد بزن مدیریت صنعتی
بعد بزن مدیریت بازرگانی
بعد بزن حسابداری
حسابداری کارش ثبت و ضبط و تحلیل و مدیریت هزینه و درآمد شرکت ها و سازمان هاست. روحیه منظم و دقیق میخواد که از کار تکراری بدش نیاد. کار با اعداد و اسناد و فاکتور ایناست. فکر نمیکنم خیلی به روحیه بچه های سمپاد بخوره. ولی خب میتونی تو ارشد بری مدیریت مالی یا بقیه مدیریت ها. حسابداری معمولی کار پیچیده ای نیست. ولی کارهای حرفه ای تری هم دارند مثل حسابرسی و حسابداری های تخصصی. درآمد و حقوق خوبی دارند ولی یکم امکان ارتقا شغلیش پایینه.
اون ترتیبی که بالا گفتم واسه اینه که آپشن های بیشتری در اختیارت میگذاره.
خوابگاه که الان همه میدن. حالا بعضیا مینویسن تعهدی نداریم ولی میدن. بگو اگر خوابگاه ندادن انتقالی میگیری رجایی. کاری نداره!
بابا یه آدم بزرگتر بیار صحبت کنه باهاشون. مگه کشکه! همه آرزوشونه رتبشون اینقدر خوب بشه بعد تو اینو بسوزونی!؟
اصلا بدون اطلاع اونها بزن و بگذارشون تو عمل انجام شده. آدم مگه چند بار تو زندگیش قراره انتخاب رشته کنه؟!
ببین حتی اگه مصاحبه رو گند بزنم باید برم باهنر چون نمی زارن اصلا تهران رو انتخاب کنم به جز رجاییآقا @باحال خوش منم مشکل تو رو دارم بعد چند تا راه داره
۱ گند بزنی تو مصاحبه ات
۲ دست ببری تو انتخاب رشته ات
۳ راه دیگه ای نیست
من که ترجیح میدم اگه قراره در آینده به کسی فش بدم بخاطر انتخاب اشتباهم به خودم فش بدم
و میدونم که هر کدوم از دو راه رو انتخاب کنم اخرش بعضی موقع ها پشیمون میشم پس کاری را میکنم(البته مطمئن نیستم هنوز) که واقعا دلم باهاشه
حداقل اگه برم رجایی چهار سال تهرانم اگه برم آموزش فیزیک چهار سال مشهدم
میدونین اگه بهشون بگم مثلا کار آزاد میگن ثبات نداره
بگم آزمون استخدامی میگن پارتی بازیه
و هر کدوم از اینا رو بگم موج نماد بی عرضگیه که میاد طرفم میگن فلانی رفت فلان رشته الان دعا میکنه معلم بود
فلانی رفت فلان رشته الان بیکاره
پدر و مادر من معلم بودن هر دوتاشون واقعا ترسو هستن و شانس ریسک رو حتی به بچه هاشونم نمیدن
پدر من تعصبیه و یه روستایی توقعی ندارم به حرفام گوش کنه یا آدم حسابم کنه


) که واقعا دلم باهاشه


جلوی پدر مادر وآیستادن تو این سن مخصوصا تو دخترا خیلی خیلی سخته.مخصوصا که خانواده ادم شهرستانی باشن...
