
واسه ما اولش اینجوری بود که اینقدر حرفای ترسناک می زدن و هی میگفتن با هم حرف نزنین تو دانشگاه و خدا ناراحت میشه و اینا که من سکته کرده بودم فکر میکردم وارد حوزه علمیه شدم

بعد کلا هم همه چیز جد ابود و موقع راه رفتن هم حتی پسرها از یه سمت دیگه راه می رفتن دخترها از سمت مخالف که خدای ناکرده همو نبینن!!
ولی وقتی ترم شروع شد، همون روز دوم ترم فهمیدیم نخیر از این خبرا نیست...
سر کلاس زبان ما عین تو فیلمها جدا نشسته بودیم. دخترها جلو نشسته بودن و پسرها ردیف های عقب تر. بعد استادمون خانوم بود اومد سرکلاس گفت این چه وضعشه.بعد شروع کرد جاهای خالی بین دخترهارو با پسرها و بالعکس پرکردن

)))
خلاصه جو کلا از روز دوم عوض شد

سال ما با 157 منطقه1 بومی قبول نشده بودن!
ولی پارسال فکر کنم در این حد هم دیگه نبوده

89 هم دوستم با 168 منطقه1 جزء نفرات آخر بود.اون که صد در صد

بع دیه چیز جالب اینکه دوستم میگفت نرم افزار شریف فقط تغییر رشته از برق رو میپذیره! (که اتفاقا هر سال به نسبت زیاد اتفاق می افته از برق به نرم افزار تغییر رشته. میگفتن با معدلهای بالا از مکانیک هم حتی قبول نمیکنن

واسه آی تی قبول میکنن.
)