• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

من یک آدم منزوی هستم !!!؟

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع baseri
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
ارسال‌ها
2,821
امتیاز
6,856
نام مرکز سمپاد
فرزانگان 6
شهر
تهران
سال فارغ التحصیلی
1394
مدال المپیاد
نانو
دانشگاه
علوم پزشکی البرز
در هشتم آوریل 1994 جسد کرت کویین با مغز متلاشی شده و یک شاتگان در کنارش در خانه اش یافت شد و در مدارک رسمی پلیس، علت مرگ، خودکشی اعلام شد. این اتفاق در حالی روی داد که کرت کویین، خواننده و عضو مشهور گروه «نیروانا»، از همیشه مشهورتر بود و بسیاری حتی برای دیدن چند ثانیه ای او سر و دست می شکستند.

این اتفاق چرا روی داد؟ کرت چرا خودش را از پای درآورد؟ او در نامه ای که کنار جسدش یافتند، از دخالت رسانه ها در زندگی شخصی اش گلایه کرده و آشکارا احساس تنهایی کرده بود. چرا شخصیتی مثل کرت کویین، با این همه طرفدار و زندگی پرتلاطم باید احساس تنهایی کند؟

نشانه های منزوی بودن چیه؟
چه دلایل و عوامل در بوجود آمدنش دخیل هستند؟
چطوری میشه پیشگیری کرد؟
و چطور میشه اگر مزوی هستیم باهاش مقابله کنیم؟ 8-^


می گویند افراد به سه دلیل منزوی می شوند. دلیل اول آن است که آنها احساس می کنند که هم صحبتی نمی توانند داشته باشند یا گفتگوی با خویشتن را از گفتگوی با افراد دیگر، بیشتر دوست می دارند. به قول حافظ «دلا خو کن به تنهایی، که از تن ها بلا خیزد/ سعادت آن کسی دارد که از تن ها بپرهیزد».

اما کسانی دیگر هم هستند که به دلیل انزوایی که جامعه بر آنها تحمیل می کند، به کنجی می خزند و تنهایی خودخواسته ای ندارند. این دسته، نه تنها از بیرون احساس تنهایی می کنند، که از درون هم خالی اند. در نتیجه تنهایی دردآوری دارند. دسته سوم، افرادی هستند که تنهایی منفعل دارند.

تنهایی این دسته از افراد به این دلیل نیست که بخواهند تنها باشند. حتی در بسیاری از موارد، جامعه هم فرد را نفی نمی کند. در این شرایط سوم، فرد به انزوا پناه می برد چون می خواهد از این مسیر، توجه دیگران را به خود بیشتر جلب کند. این امکان وجود دارد که افرادی که از جامعه دور می شوند، می توانند بار دیگر توسط جامعه دیده شوند.

اما چیکار باید کرد؟! :-??

× تاپیک در این مورد پیدا نکردم ، اگر بوده قبلا ترکیب شه لطفا :-"
 
پاسخ : من یک آدم منزوی هستم !!!؟

ادمی که منزوی وگوشه گیر باشه نشانه ی افسردگیه.
مثن کسی که تویه مهمونیه همه دوره هم جمع شدن باهم حرف میزنن میگنُ می خندن بعد اون فرد بیاد بره یه گوشه ای بشینه با کسی حرف نزنه یا مثن. اهل خانواده دارن میرن بیرون تفریح مثن بگه من حوصله ندارم....
ادمم وقتی احساس می کنه وجودش مفید نیست تو جامعه وزندگی والبته احساسه تنهایی کنه وفکرکنه کسی پیشش نیست...
 
پاسخ : من یک آدم منزوی هستم !!!؟

به نقل از ZedZi :
این قدر راحت نمیشه در مورد افسردگی کسی اظهار نظر کرد.
شاید بنده خدا دچار درد فلسفی شده باشه در خودش فرو رفته باشه. یا بخواد به درونش فرو بره که خودش رو بهتر بشناسه.
شاید این دلایل هم باشه. ولی منزوی بیش ازحد ازافسردگیه. خیلی وقتا ادم میخواد با خودش تنها باشه به قول شما خودشو بهتر بشناسه.

ولی باز نمیدونم افسردگی میشه حسابش کردیانه؟ :-?
 
پاسخ : من یک آدم منزوی هستم !!!؟

به نقل از نيلوفر ب. :
شاید این دلایل هم باشه. ولی منزوی بیش ازحد ازافسردگیه. خیلی وقتا ادم میخواد با خودش تنها باشه به قول شما خودشو بهتر بشناسه.

ولی باز نمیدونم افسردگی میشه حسابش کردیانه؟ :-?

باید چیکار کنه ؟! :-??
 
پاسخ : من یک آدم منزوی هستم !!!؟

به نقل از F@|-|!mEh :
باید چیکار کنه ؟! :-??
باید بره ورزش کنه،کلاس ورزش خوبه مثن.... بره یه اهنگه شاد بزاره مثن یه نیم ساعت برقصه. بره پیاده روی با دوستان، سعی کنه با اهل خانواده حرف بزنه مخصوصن بامادر که محرمه رازه، از تنهاییُ وگوشه گیریت صحبت کن که چرا باید منزوی بشی؟ جز اینکه خودت عذاب بکشی؟بعد یکم فکر کن ببین ارزش داره روزای جوانیتو انقدر الکی خراب کنی؟ فایدش چیه!؟
 
پاسخ : من یک آدم منزوی هستم !!!؟

چرا مثل یه بیماری با این قضیه برخورد میکنین؟
نیازای هرکس فرق داره. بعضیا تنهایی رو بیشتر لازم دارن چون برخورد با مردم خسته کننده ست، چون با خودشون یا یکی دو نفر که بهشون نزدیکن خیلی خوشحالترن تا با یه جمع بزرگ.
اگه می بینین یکی تو مهمونی و پایکوبی با بقیه گرم نمیگیره فکر نکنین افسردگی ذاتی داره، شاید همون مهمونی دلیل ناراحتیشه و منتظره هرچه زودتر بره خونه و تو اتاقش با یه کتاب یا فیلم یا آهنگ یا غذا برای خودش جشن بگیره.
همه نیاز به شلوغی و مهمونی زیاد ندارن. همه نیاز به ده تا دوست ندارن. همه نیاز به همسایه هایی که باهاشون احوالپرسی داشته باشن ندارن.
برای توجیه درونگرایی هم لازم نیست دلایل فلسفی و انزوای عرفانی و خودشناسی و این چیزا بیارین. فقط اینکه قبول کنین که آدما با هم فرق دارن بسه!!!
 
پاسخ : من یک آدم منزوی هستم !!!؟

به نقل از پری ناز :
چرا مثل یه بیماری با این قضیه برخورد میکنین؟
نیازای هرکس فرق داره. بعضیا تنهایی رو بیشتر لازم دارن چون برخورد با مردم خسته کننده ست، چون با خودشون یا یکی دو نفر که بهشون نزدیکن خیلی خوشحالترن تا با یه جمع بزرگ.
اگه می بینین یکی تو مهمونی و پایکوبی با بقیه گرم نمیگیره فکر نکنین افسردگی ذاتی داره، شاید همون مهمونی دلیل ناراحتیشه و منتظره هرچه زودتر بره خونه و تو اتاقش با یه کتاب یا فیلم یا آهنگ یا غذا برای خودش جشن بگیره.
همه نیاز به شلوغی و مهمونی زیاد ندارن. همه نیاز به ده تا دوست ندارن. همه نیاز به همسایه هایی که باهاشون احوالپرسی داشته باشن ندارن.
برای توجیه درونگرایی هم لازم نیست دلایل فلسفی و انزوای عرفانی و خودشناسی و این چیزا بیارین. فقط اینکه قبول کنین که آدما با هم فرق دارن بسه!!!
آخه یک نکته ای هم که هست آدم ها درون گرا هم باشند به هر حال با چند نفری در ارتباطند که پیش اون ها شاید کمتر درون گرا باشند. فک کنم وقتی بحث انزوا پیش می‌آد کسی رو می‌گیم که کلاً ارتباطات اجتماعیش رو قطع کرده.
 
پاسخ : من یک آدم منزوی هستم !!!؟

به نقل از Poria1999 :
و اگه خود فرد از این راضی باشه چه مشکلی هست؟
خوب منم بالاتر گفتم باید دید دلیلش برای این کار چیه. اگر به خواست خودش با هدفی باشه فک نکنم بشه به اون فرد گفت منزوی. :-?
ولی در هر صورت آدم‌ها به هم نیاز دارند مجبورند رابطه داشته باشند. و برقراری روابط اجتماعی موثر هم یکی از نشانه‌های هوش هیجانی هست.
 
پاسخ : من یک آدم منزوی هستم !!!؟

من خودم آدم درونگرایی هستم و مدتی هم منزوی بودم. اما حالا میتونم بین انزوا و درون گرایی تفکیک فائل شم. درون گرایی از نظر روانشناسی یک ترجیحه ولی انزوا یک جور اجباره. این رو محمد رضا شعبانعلی در مورد درونگرایی نوشته که توصیه می کنم حتمن بخونید:
http://www.motamem.org/?p=4100&utm_source=newsletter&utm_medium=email&utm_campaign=مطالبی_برای_مطالعه

این رو هم خودم مدت ها پیش توی فیسبوک نوشتم وقتی که احساس میکردم همکلاسی هام راجع بهم کنجکاو شدن:
نمی دونم چرا همه دارن علیه تکنولوژی میشن! چرا همه جا دارن تبلیغ اجتماعی بودن رو می کنن! چرا اجتماعی بودن به عنوان یک ارزش شناخته میشه!
آمار ها نشون میده که از 30 تا 50 درصد هر جامعه ای رو افراد درون گرا تشکیل میدن و می بینیم که اکثر مشاغل برای برون گراها طراحی شده! تمام خونواده ها، رسانه ها و سیستم های آموزش و پرورش دارن افراد رو ترغیب به کار گروهی و کار در اجتماع می کنن... در حالی که اکثر نابغه های بشری در طول تاریخ از دسته ی درون گرا ها بودن.
درون گراها :
کم رو
دارای اعتماد به نفس پایین
ضد اجتماعی
خودخواه
و یا سطحی
نیستن!
اونا صرفاً ترجیح میدن ارتباطاتشون با مردم رو در رو نباشه! انسان ها رو از دور دوست دارن و ترجیح میدن وقت شون رو بیشتر با خودشون سپری کنن!


این مطلب رو هم یک دکتر روانشناس بسیار خوب که البته درونگرا هم هست، نوشته:
- بعنوان یه" آدم ِ درونگرا" و بخاطر نوع شغلی که دارم خسته ام...واقعا خسته ام از این تعداد آدمی که باید در طول روز ببینم...از اینهمه زنگ و تماس تلفنی که روی اعصاب من راه میرند...از اینهمه انرژی منفی که از مردم میگیرم ولی مجبورم نقاب پذیرندگی و معاشرت به چهره بزنم!
-واقعیت اینه که با هر آدمی که معاشرت میکنم بخشی از انرژیم از دست میره...جونم گرفته میشه..شبها سردرد و حالت تهوع میگیرم...بی خوابی های چند ساعته...!
-خسته ام از ژلوفن و ادویل و نُوافن!
-خسته ام ازین فامیل گسترده که هر روزی از هرهفته یا یکیشون میمیره ،یا یکی میزاد،یا یکی ازدواج میکنه یا یکی تو بیمارستان بستری میشه ومن باید حواسم به همه این مناسبتها و تشریفات باشه و توقع همگان رو برآورده کنم تا کسی ازم نرنجه !
-خسته ام از این همه تماس مادر و خواهر و خواهر زاده و برادر زاده که:پس چرا به ما سر نمیزنی؟!...از تماسهای دوستان که:آخه عوضی تو چرا اینقد بی معرفتی!؟
-خسته ام از اینهمه طعنه و کنایه و انتقاد که:چرا مدل ماشینتو عوض نمیکنی..چرا هنوز موبایلت مال عهد بوقه؟چرا سفر خارجی نمیری؟؟چرا لباس شیک و مد روز نمیپوشی؟؟!!
-خسته از اخم و قهر صبحگاهی ِ همسری که شبها یواشکی تختخواب رو ترک میکنم و میرم تو حال تا برای خودم آسوده و آرام تنهایی بخوابم!
-وقعیت اینه که :من هم دوست دارم و هم نیاز دارم که بتونم ساعات بیشتری رو با خودم خلوت کنم...دوس دارم تنهایی تو لب تاپ سیزن جدید سریال 24 رو ببینم...مطالعه شخصی داشته باشم...فتو شاپ درست کنم....دوس دارم بیام تو فیسبوک و عکسهای پروفایل صدها فرندم رو که تو شهرها و کشورهای مختلف تو منظره های زیبا ،از خودشون عکس گرفتند نگاه کنم و بهشون فکر کنم و کم کم خستگی از تنم بدر بره.
-راستش من آدمها رو دوست دارم ولی فقط با عکس و تصویر...اونهم فقط از راه دوور...نمیخوام زیاد بهم نزدیک بشن!
-بعنوان یه درونگرای تیپیک،باور کنید عین اکسیژنی که از هوا باید استنشاق کنم ،من به تنهایی و خلوت... به آرامش و سکوت نیاز دارم...خواهش میکنم...تمنا میکنم اجازه بدید در تنهایی ِ خودم زخمهای روزانه ام رو بلیسم و ترمیم کنم(رضا دلپاک)

همین طور میتونید سخنرانی سوزان کین رو درباره‌ی قدرت درونگراها ببینید: (زیرنویس فارسی رو هم میتونید انتخاب کنید.)
http://www.ted.com/talks/susan_cain_the_power_of_introverts
 
پاسخ : من یک آدم منزوی هستم !!!؟

به نقل از (619سابق) MSA :
من خودم آدم درونگرایی هستم و مدتی هم منزوی بودم. اما حالا میتونم بین انزوا و درون گرایی تفکیک فائل شم. درون گرایی از نظر روانشناسی یک ترجیحه ولی انزوا یک جور اجباره. این رو محمد رضا شعبانعلی در مورد درونگرایی نوشته که توصیه می کنم حتمن بخونید:
این رو هم خودم مدت ها پیش توی فیسبوک نوشتم وقتی که احساس میکردم همکلاسی هام راجع بهم کنجکاو شدن:

این مطلب رو هم یک دکتر روانشناس بسیار خوب که البته درونگرا هم هست، نوشته:
خوب که اینجا هم دوستان متممی داریم خود من ۲سالی هست متممی هستم
کتاب سکوت قدرت درون گراها مطالب جالبی رو نوشته...
 
Back
بالا