Lorca
کاربر فوقحرفهای

- ارسالها
- 1,015
- امتیاز
- 6,851
- دانشگاه
- دانشگاه تهران
- رشته دانشگاه
- زیستشناسی سلولی و مولکولی
پاسخ : اخبار اجتماعی
آمارها میگویند تعداد کسانی که آزار و تجاوز جنسی را به پلیس گزارش میدهند و خواستار مجازات متجاوز میشوند در کل دنیا ناچیز است. مثلا در آمریکا ٦٨ درصد قربانیان و در هند ٩٠ درصد آنها ترجیح میدهند سکوت کنند. نماینده معاونت راهبردی قوه قضائیه آمار تجاوز جنسی گزارششده در سال ٩٣ در ایران را حدود یکهزار و ٣١٣ مورد عنوان کرده و بعضی مسئولان با استناد به همین آمار آن را با آمار تجاوز در کشورهای اروپایی مقایسه کردهاند و گفتهاند: «تجاوز به عنف در کشور ٤٠ برابر کمتر از امنترین جای اروپاست». خانواده ندا، دختری ٩ساله از روستایی در استان زنجان، از معدود کسانی هستند که تجاوز جنسی به دخترشان توسط معلم مدرسه را به پلیس گزارش کرده و خواستار مجازات متجاوز شدهاند. اما اتفاقی که افتاده این است که پلیس متجاوز را دستگیر و خیلی زود آزاد کرده و دادگاه بدوی باوجود گزارش پزشکیقانونی جرم را «رابطه نامشروع» تشخیص داده و خانواده ندا میگویند متجاوز آزادانه میگردد و برای آنها مزاحمت ایجاد میکند و حتی از روزنامه «مردم نو» که این فاجعه را گزارش داده، شکایت کرده است. فقدان حمایت قانونی و جوابهای سربالای مسئولان آموزشوپرورش استان باعث شده آنها دستبهدامن رسانهها شوند. درحالیکه ترجیح عمومی بر مسکوتماندن آزار جنسی و تجاوز است و همین سکوت، مهمترین عامل در پابرجایی و ازدیاد این آزارهاست، اقدام خانواده ندا در گزارش اتفاقی که دخترشان هفتهها با زجر و سکوت درگیرش بوده، از رفتن به مدرسه سر باز میزده و حالا بهخاطر آزارهای روانی ناشی از آن سلامتش به خطر افتاده، ستودنی است. خانواده ندا درگیر مصلحتهای رایج نشدند و جلو عرفی که قربانی را مقصر و شریک جرم متجاوز میداند سر خم نکردند. آنها به مراجع قانونی شکایت کردند، جواب لازم را نگرفتند ولی پا پس نکشیدند. خانواده ندا میتوانند الگوی کسانی باشند که ترس از آبرو چنان بر زندگیشان سایه انداخته که حق خود را نادیده میگیرند و به سبب همین نادیدهگرفتن، به متجاوز قدرت بیشتری میبخشند؛ ترسی که بیدلیل نیست، همین حالا هم خانواده ندا بیپناه شدهاند و میخواهند روستا و شهر خود را عوض کنند. اما باید از آنها حمایت کرد و همراهشان از نهادهای قانونی جواب خواست. هرچند این جواب، روان آزرده ندا را در کوتاهمدت و چهبسا بلندمدت التیام نمیبخشد اما دریچه کوچکی برای رهایی از این چرخه سکوت باز میکند. خیلیها و از جمله گزارشگر یکی از روزنامهها آینده سیاه و پر از غمی برای ندا متصور شدهاند. محتومبودن این تباهی و پذیرفتن آن بهعنوان سرنوشتی بیچونوچرا غمانگیز است و غمانگیزتر اینکه میدانیم بخش بزرگی از این تباهی از سوی جامعه به قربانی تحمیل میشود؛ جامعهای که تمام حق را به قربانی نمیدهد، او را بیرحمانه قضاوت میکند و مسئول و مقصر بلایی میداند که به سرش آمده. میشود بهجای وحشتکردن صرف، گفتن اینکه دیگر هیچکجا جای زندگی نیست و احساس بیچارگیکردن، با کمک هم، فرهنگی را که دعوت به سکوت میکند تغییر دهیم، به کمک هم نگاههای ناعادلانه و تبعیضآمیز را از بین ببریم و از حق کودکان و تمام کسانی که قربانی آزار و تجاوز میشوند بیقیدوشرط حمایت کنیم. تجاوز و آزار بلای آسمانی نیست که در مقابلش سر خم کنیم و تنها انتظارش را بکشیم. میتوان با آموزش، آگاهیبخشی، همدلی و ایجاد حس امنیت (حداقل در محیط خانواده) از وقوع آن تا جای ممکن پیشگیری کرد؛ بعد از اتفاق، همراه قربانی برای احقاق حقش تلاش کرد و پس از محرزشدن ظلم، قربانی را رها نکرد و روند پیشگیری و درمان را کامل بهجا آورد. وظیفه دشواری بر دوش ما نیست، قدم اول و مؤثرترین قدم، اصلاح نگاه خودمان است. خیلی ساده میشود زندگیهای بسیاری را از تباهی نجات داد، حیف که این ساده بهآسانی به دست نمیآید.
گزارش از مرضیه رسولی در روزنامه شرق.
آمارها میگویند تعداد کسانی که آزار و تجاوز جنسی را به پلیس گزارش میدهند و خواستار مجازات متجاوز میشوند در کل دنیا ناچیز است. مثلا در آمریکا ٦٨ درصد قربانیان و در هند ٩٠ درصد آنها ترجیح میدهند سکوت کنند. نماینده معاونت راهبردی قوه قضائیه آمار تجاوز جنسی گزارششده در سال ٩٣ در ایران را حدود یکهزار و ٣١٣ مورد عنوان کرده و بعضی مسئولان با استناد به همین آمار آن را با آمار تجاوز در کشورهای اروپایی مقایسه کردهاند و گفتهاند: «تجاوز به عنف در کشور ٤٠ برابر کمتر از امنترین جای اروپاست». خانواده ندا، دختری ٩ساله از روستایی در استان زنجان، از معدود کسانی هستند که تجاوز جنسی به دخترشان توسط معلم مدرسه را به پلیس گزارش کرده و خواستار مجازات متجاوز شدهاند. اما اتفاقی که افتاده این است که پلیس متجاوز را دستگیر و خیلی زود آزاد کرده و دادگاه بدوی باوجود گزارش پزشکیقانونی جرم را «رابطه نامشروع» تشخیص داده و خانواده ندا میگویند متجاوز آزادانه میگردد و برای آنها مزاحمت ایجاد میکند و حتی از روزنامه «مردم نو» که این فاجعه را گزارش داده، شکایت کرده است. فقدان حمایت قانونی و جوابهای سربالای مسئولان آموزشوپرورش استان باعث شده آنها دستبهدامن رسانهها شوند. درحالیکه ترجیح عمومی بر مسکوتماندن آزار جنسی و تجاوز است و همین سکوت، مهمترین عامل در پابرجایی و ازدیاد این آزارهاست، اقدام خانواده ندا در گزارش اتفاقی که دخترشان هفتهها با زجر و سکوت درگیرش بوده، از رفتن به مدرسه سر باز میزده و حالا بهخاطر آزارهای روانی ناشی از آن سلامتش به خطر افتاده، ستودنی است. خانواده ندا درگیر مصلحتهای رایج نشدند و جلو عرفی که قربانی را مقصر و شریک جرم متجاوز میداند سر خم نکردند. آنها به مراجع قانونی شکایت کردند، جواب لازم را نگرفتند ولی پا پس نکشیدند. خانواده ندا میتوانند الگوی کسانی باشند که ترس از آبرو چنان بر زندگیشان سایه انداخته که حق خود را نادیده میگیرند و به سبب همین نادیدهگرفتن، به متجاوز قدرت بیشتری میبخشند؛ ترسی که بیدلیل نیست، همین حالا هم خانواده ندا بیپناه شدهاند و میخواهند روستا و شهر خود را عوض کنند. اما باید از آنها حمایت کرد و همراهشان از نهادهای قانونی جواب خواست. هرچند این جواب، روان آزرده ندا را در کوتاهمدت و چهبسا بلندمدت التیام نمیبخشد اما دریچه کوچکی برای رهایی از این چرخه سکوت باز میکند. خیلیها و از جمله گزارشگر یکی از روزنامهها آینده سیاه و پر از غمی برای ندا متصور شدهاند. محتومبودن این تباهی و پذیرفتن آن بهعنوان سرنوشتی بیچونوچرا غمانگیز است و غمانگیزتر اینکه میدانیم بخش بزرگی از این تباهی از سوی جامعه به قربانی تحمیل میشود؛ جامعهای که تمام حق را به قربانی نمیدهد، او را بیرحمانه قضاوت میکند و مسئول و مقصر بلایی میداند که به سرش آمده. میشود بهجای وحشتکردن صرف، گفتن اینکه دیگر هیچکجا جای زندگی نیست و احساس بیچارگیکردن، با کمک هم، فرهنگی را که دعوت به سکوت میکند تغییر دهیم، به کمک هم نگاههای ناعادلانه و تبعیضآمیز را از بین ببریم و از حق کودکان و تمام کسانی که قربانی آزار و تجاوز میشوند بیقیدوشرط حمایت کنیم. تجاوز و آزار بلای آسمانی نیست که در مقابلش سر خم کنیم و تنها انتظارش را بکشیم. میتوان با آموزش، آگاهیبخشی، همدلی و ایجاد حس امنیت (حداقل در محیط خانواده) از وقوع آن تا جای ممکن پیشگیری کرد؛ بعد از اتفاق، همراه قربانی برای احقاق حقش تلاش کرد و پس از محرزشدن ظلم، قربانی را رها نکرد و روند پیشگیری و درمان را کامل بهجا آورد. وظیفه دشواری بر دوش ما نیست، قدم اول و مؤثرترین قدم، اصلاح نگاه خودمان است. خیلی ساده میشود زندگیهای بسیاری را از تباهی نجات داد، حیف که این ساده بهآسانی به دست نمیآید.
گزارش از مرضیه رسولی در روزنامه شرق.
کد:
http://sharghdaily.com/News/92668/%D8%A8%D9%84%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C

