• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

بیرون رفتن با دوستان

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع نگار
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
من با مامان و بابام خیلی دوستم شاید بیشتر از اینکه مامان بابامن،دوستای خیلی خوبی هستن برام
بخاطر همین تمام دوستامو کامل میشناسن چون دوستامون خونمونم میان
پس محدودیتی برا بیرون رفتن هیچ وقت نداشتم^^
حتی اگر دوستی رو نشناسن بهم گیر نمیدن چون بهم اطمینان دارن کاملا...
 
خب منم چون مامان و بابام دوستام رو می شناسن بیرون رفتن باهاشون محدودیتی نداره
فقط اگه بخوام بریم جای مثل کافه ساعتش یه خورده محدود میشه
وگرنه دفعه قبل که رفتم خونه دوستم ، ساعت 12 و نیم شب با اصرار مامان اون هم با این مضمون که زشته مردم می‌خوان بخوابن ، بر گشتم خونه!=))
 
دوستی که ندارم در حال حاضر جز فاطمه.خ
اونم هرازگاهی میاد خونمون
بیرون بابام میگه میخواین برین چیکار:/ ؟
تا قبل کنکور هم خونه ی فاطمه.ل زیاد میرفتم
اونم یه دفه اومد خونمون
ولی بیرون نه مامان بابای اون میزاشتن نه من

خاطرات بیرون رفتن با دوستا محدود میشه به دبستان که با مبینا بعد مدرسه میرفتیم معلم دور میزدیم
ازونجام میرفتیم خونه مامانبزرگش
و غروب بابام میومد دنبالم
حتی یه دفه ساندویچم خوردیم!( الان که فکرشو میکنم به بابام نگفتم چون احتمالا اجازه نمیداد!شایدم میداد)

آره دیگه
تو خونه ی ما بیرون رفتن با دوستا نداریم
کافه و سینماو اینا که جای خود دارد، با خانواده هم نمیریم چه برسه به دوستان!!
 
خونه ی دوست و تولد و اینا رو وقتی کم سن تر بودمم میتونستم برم پدر مادرم معتقدن نباید خیلی سخت بگیرن ولی خب معمولا با ماشین میرفتم یا خودشون منو میرسوندن جایی بعد اونجا با دوستام میبودم میگفتن تنها خطر ناکه بری ...ولی الان که 18 سالمه تازگیا اجازه دارم تنها برم بیرون که خب زیاد سفارش میکنن ماشین دیگران سوار نشو و هوا تاریکه نرو و که خب حق دارن دیگه جامعه کمی برای دخترا خطرناکه الان تنها برم خرید یا جایی اینا مشکلی ندارن ولی خب شهر دیگه نمیشه مثلا که اونم گفتن واسه دانشگاه میتونم برم فکر کنم بزرگتر که بشم کمکم اجازه بدن برم سفر یا ....
 
تا قبل ۱۶ و اولای ۱۶ زیاد از ۱۶ و نیم تا ۱۸ سالگیم(الان) خیلی کم ، کسی منو محدود نمیکنه صرفا چون اطرافیان الانم جوری نیستن که دلم بخواد باهاشون بگردم (: ولی خب با نازنین هم ورودی م در حد یه کافی شاپ و حرف از کلاسا و اینا سه چهار باری در ماه اونم روزی دو ساعت
 
من تا الان تا دم درم تنها نرفتم: ) (مبالغه نیستا!)
ولی خب با اینکه برم بیرون بادوستام به همراعه مامانم(از اونجایی که اونا مثله منن به همراه مامانامون)مشکلی نیست..
 
مشکلی با بیرون رفتن من ندارن، چند سال پیش هم خیلی گیم نت می‌رفتم :-" ولی خب یکی دو سالیه به ندرت با دوستام بیرون میرم، بنظرم چیز تازه‌ای وجود نداره پس همینجوری به ندرت باشه بهتره :))
 
از اونجایی که یادم میاد:
تا قبل سال هفتم: هوا تاریک نشده، با دوستایی که خانواده میشناسن
هفتم تا هشتم: درگیری با خانواده سر همین قضایا و شبایی که خونه نمی‌رفتم
هشتم تا همین پارسال: هرتایمی که رفتم و اومدم و با هرکسی که گشتم
امسال: خودم خودم رو منع کردم و هفته‌ای یا دو هفته‌ای یه بار اونم فقط با امید و محمدسعید :-"
 
انقد درگیر کارشون بودن و هستن که وقتی برای محدودیت برای من تعیین کردن , نداشتن : ))
خودم برای خودم یسری محدودیت ها گذاشتم ...
 
Back
بالا