• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

بیرون رفتن با دوستان

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع نگار
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
یادباد روزگاری که شر کنکور بر ما نازل نشده بود و هرشب یه جا پلاس بودیم! میگفتن تا 11 خونه باش ولی خب گاهی اوقات پیش میومد از متروی آخر جا میموندم و تا 1 پیاده روی بود داستان : )) از وقتی ریشم بلند شد دیگه انگار خطری تهدید نمیکنه ولی قبلش یه بارم خفت شدم که خاطره فان و تلخی بود :/
امسالم که اوج قانون گریزیمون این بود که ساعت 10 و نیم که از مدرسه در میومدیم راهو طولانی میکردیم یا تا 12 و نیم 1 تو کوچه ها پرسه میزدیم و غر!
چقد دلم گرفته واقعا...
 
من شهرستان که پدرم خودشون با ماشین من رو می‌رسوندن و ...، ولی خب برادر بزرگم با اینکه فارغ‌التحصیل لیسانس هم بودند باید تا موقع شام و تاریکی خونه می‌بودند. گاهی می‌رفت پیش دوستاش و خب خانواده کلاً شاکی می‌شدند که نباید تا دیروقت بمونه. منم تو تبریز عموماً خودم سعی دارم تا قبل تاریکی خوابگاه باشم ولی خب خیلی وقتها حوالی ۹-۹:۳۰ (آخر وقت مجاز) برگشتم و خب، خانواده منعم نکردند و صرفاً تأکید که رعایت امنیت کن. :-?
انصافاً شب‌گردی و قدم زدن تو تاریکی خیلی خوبه و می‌چسبه و آرامش می‌ده. :-<
پ.ن: عموماً من تنهایی می‌رم سینما و کتاب‌فروشی و ... . یعنی تفریحاتم همین کتاب‌فروشیا تنهایی رفتن ه. برای همین کم پیش اومده با دوستام تا دیروقت باشم!
 
ماه رمضون که تا الان سه چهار بار ساعت 11 شب رفتم بیرون تا 3 و 4 صبح :D
 
من فکر کنم هردفعه با دوستام رفتم بعدامتحانا یا کلاسای مدرسه بوده...یعنی من همش با فرم مدرسه خوش گذروندم D:
البته یک دوستی دارم که خانوادم خیلی قبولش دارن طوری که اگه بهشون بگم من با زینب میرم پارتی مختلط میگن برو حله !!
 
من با دوستام ماهی یک بار میرم بیرون و خب قانون خاصی نیس جز اینکه قبل تاریکی هوا بیام خونه:)
پ.ن: امسال تابستون من و دوستم تقریبا هر هفته میرفتیم بیرون:D
***
بعد یه سال، اینم هم دیگه وجود نداره :)) دوبار شب بیرون بودم :))
 
من معمولا با دوستام میرم دوچرخه سواری پیاده روی ازادی مطلق البته حداکثر تا ساعت دیر طول نمیکشه چون اگه بریم یا ضبح میریم یا عصر اینا :-w
 
بهترین تفریح همین بیرون رفتن با دوستاس.آما خانواده قبل و بعدش پدر ادمو درمیارن.وقتی میرسی خونه عین چی لباساتو بو میکشن نکنه یه وقت سیگار کشده باشی جیباتو میگردن و کلی قرتی بازی دیگه.قبلشم یه سازمان جاسوسی تشکیل میدن ببینن این دوستان ما از موساد و داعش نباشن.خلاصه اون چند دیقه ای که ادم با دوستاشه میشوره میبره همه اینارو.
 
تا ۱۶ سالگی و اینا محدودیت قبل از تاریکی هوا داشتم و اینکه اون دوستی که باهاش میرفتم بیرون هم باید مورد اعتماد میبود
الان ولی محدودیت خاصی ندارم تنها یا با دوستام و اینا مشکلی نیست البته به جز وقتایی که مثلا تنبیه میشم :-"
وگرنه پنج صبح هم رفتم بیرون
ده شب هم برگشتم خونه
هم تنها هم با دوستان :-"
ولی محدودیت رفتن به یه سری جاهارو دارم مثلا خیابونایی که خلوتن و اینا باید با آژانس برم یا تنها نرم اصلا که خب محدودیت های درستین و خودمم قبولشون دارم
 
از شانس قشنگ من که هرکدوم از دوستام یه شهرن:/
یکی قشمه،یکی زنجانه،یکی تهران و چندتا کرمانشاه...
ولی خب اونایی که کرجن اگه شرایطش باشه میزارن همو ببینیم
ولی نمیزارن تنها برم بیرون شاید خونشونو بزارن:Woman_with_white_cane:بیرونم مثلا اگه بخوایم بریم پارک مامانم خواهرمو میزاره پیش مامان بزرگم واونم میاد پارک با مامان دوستام حرف بزنه
ولی خیلی سخت نمیگیرن واسه قرار گذاشتن
مشکل اینجاس که تو کرونا فقط بعضیا میان بریم بیرون:|
#غبار_روبی_تاپیک_ها
 
خب از اونجایی که تقریبا مامان بابا دوستامو میشناسن پس مشکلی با بیرون رفتن ندارن و بارها شده که با رفقا رفتیم پارک و .... برای ساعت هم دیگه واضحه قبل 8 و 9 باید خونه باشیم..
 
Back
بالا