• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

تصور ما از کاربران [سری4]

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Zed
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
وضعیت
موضوع بسته شده است.
پاسخ : تصور ما از کاربران [سری4]

به نقل از می :
صورت گرد
تقریبن :دی
قد 158
169 :-"
نه چاق نه لاغر
اوهوم :)
احساساتی
خودم فک نمیکنم زیاد احساساتی باشم ،شایدم تلقینه :دی
منفی باف
خیلی کم با توجه به شرایط موجود
زیاد کلمات رو کتابی میگه
ن اتفاقن اینجوری نیسم زیاد :)
ممنون از تصورت :)


به نقل از sadlove :
مریم >:D< ;;) :-* :-* :-*
مهرناز :x :x :x

خب من زیاد پستاشو اینا رو نخوندم بیشتر خارج از فروم در ارتباطیم برا همین استدلالی ندارم از اینجا ک بخوام بیان کنم . اما خب از دید روانشناسی از روی رفتاراش و خلقیاتش حدسیاتی (حدسیاته . اون شناختایی ک دارمو نمیگم .) ک دارم اینان :

دختر آرومیه و منطقی و مهربون . تو خانواده اصلا آروم نیستم اما تو جمع دوستام یه کمی،منطقیم، مهربونو دیگ من نباید بگم :دی
روحیه لطیفی داره فک کنم :د نه اونقدرا لطیف :))
و فقط کافیه بدونه مشکلی براتون پیش اومده حتی اگه کمکی از دستش بر نیاد حرفایی میزنه ک سعی کنه ارومتون کنه . خودمم از این وضعیت حس خوبی میگیرم.
اهل دوستیای گروهی نیست همیشه یکی دو تا دوست داره اما خیلی صمیمی .
اهل دوستیای گروهیم هستم اما با یکی دو نفر توی گروه همیشه صمیمی ترم،توی گروه شخصیتای زیادی هس و من نمیتونم با همشون یه جور برخورد کنم طبیعتن و در مورد دوستای خیلی صمیمیم حتما برام خیلی مهمن که تا اون حد باهاشون صمیمیم ;) :دی :دی
دختر قوی عی هست . احتمالا
نجیبه . موچکر :)
زبر و زرنگ ب نظر میرسه "-: فقط به نظر نمیرسه ها،میشه گفت زرنگم :دی :-تعریف از خود :))
. یکمم یه کوچولو شیطنت میکنه گاهی . شاید یه کم بیشتر
اشپزیش خوبه :د بد نیس،اما خیلی حال و حوصله سر گاز واسادن ندارم :-"
خونه داری بلده :د اوهوم ;)
بچه ها رو دوست داره :د نه خیلی زیاد :-"
مذهبی و معتقده . بلی :)


زیاد قابل اعتماد نیست همیشه "-: (اشاره میکنم ب اون دفعه ای ک منِ بیچاره رو از خواب بیدار کردین بعد گوشیو گذاشتین اسپیکر با بعضیا ("-:) صداشم در نیاوردین "-: )خبر رسیده که بعضیا اعتراف کردن کار خودشون بوده،من بی تقصیرم :))

ایشون عاشق فرانسه و فرانسویه در حدی ک رشتشو هم تو همین زمینه انتخاب کرد و خب حس میکنم بخاطر این علاقش مترجم موفقی میشه ! (یکی اواتارای قدیمیش و صوبتایی ک تو بانگاش شده "-: )
و کلن ایفل دوست هستن ایشون "-: (اشاره ب کادوی زهرا و عکس ماه عسل "-: )
کاملا درسته،عاشق فرانسه و پاریس و ایفلم به شدت :x
عکس ماه عسل
:))
نقاشی کشیدن و نشستن بین مداد رنگا رو دوست داره => خیلی حوصله داره .
نقاشی اینا واقعن حوصله هنری میخوان ک من ندارم :د
آره نشستن بین مداد رنگیارو خیلی دوس دارم اما خیلی حوصله هنری ندارم،فقط برای هنرایی که خیلی دوس دارم حوصله به خرج میدم :دی


بعدم اینکه بعضی چیزا رو ب روی ادم نمیاره . (نگم بهتره :د) ب هر حال من همیشه از این بابت شرمندشم X_X
دوس ندارم تو کار کسی فضولی کنم واسه همین نمیپرسم،اگه هم بپرسم واس اینه که اگه بتونم کمک کنم :) دشمنت شرمنده ;)
بعضی چیزای دیگه رو هم ب روی ادم نمیاره ولی یه حسایی بم میگه پشت سر ادم با زهرا در موردش حرف میزنن :-s :D
کدوم چیزا؟ :دی

فلن همینا ب ذهنم رسید :د
مرسی عزیزم >:D<

[/quote]
به نقل از زهرا :) :
++MaRyAm++ ----> بست بست فرند >:D< :x
زهرا :) ------->بست بست بست فرند >:D< :x :x
اینو باید توضیح بدم ک وقتی من از چهار ماهه پیش با مریم شب و روز گذروندم توصیفش میکنم ... گفتن ذکر کنم :-" :دی
ایشالا4سال ;)
بفرمایید :دی


شناخت من از مریم یه شناخت 5ساله س و دوستیمون یه دوستی 4 ساله
دفه ی اول ک دیدمش (اردوی معارفه ی مدرسه بود اگه اشتباه نکنم ) جز کسایی بود که با خودم گفتم " یاد بگیر ازش ، بزرگ شو یکم :-" " ... یه بچه ی مظلوم ِ ساکت جدن اینطوری به نظر میومدم؟ :))
شاید حتی ب اینم فک کردم که چقد با بکس سر ب سرش بذاریم ک کم هم حرص ندادیم بهش ،خدا بگذره از سر تقصیراتمون :-"
برو هفت شبانه روز از این کارت استغفار کن [-( :))
بعد یه سال که گذشت به طور کامل فهمیدم
از ان نترس ک های و هوی دارد
از ان بترس ک سر به توی دارد
یا یه همچین چیزی
چی شد اینو فهمیدی؟ :دی

پتانسیل بالایی واسه شیطنت داره و پایه ی هر گونه خرابکاری ----> از اونجایی که چهره ی مظلومی داره ، عامل اجراییه خوبیه :دی
استاد مایی :دی توام اصولن مغز متفکر خوبی هستی :))

خودش فکر میکنه احساساتی نیس ولی هست اینو وقتی میشه فهمید ک یه عکس از آریانا میبینه
اما خیلی احساساتی نیستم،شایدم تلقینه :-"
جا داره بگم یه ذره عدل تو رفتار. این دختر نی ... تبعیض بین آریانا و زهرا بیداد میکنه
آریانا کوچولوعه خب خیلی شیرینه،زهرا فقط حرص دادن بلده :دی به هر حال بیشتر دقت میکنم از این به بعد :)

تقریبا وابسته ب کانون خانواده ، دلتنگی هاش برای مامانش اینا اینو نشون میده ولی خوب زیاد بروز نمیده
وابسته که هستم اما ن اونقدر زیاد :دی

یه اخلاق خوب داره و اون اینه ک اگه چیزی ناراحتش کنه صاف و پوست کنده بهت میگه
میخوام اصاب خودم راحت باشه میگم که نخوام خودم حرص بخورم :))

اهل تعارف و اینا نیس ، حداقل با من ، و این زندگی رو راحت میکنه :)
خیلی اهل تعارف نیسم اما با تو کلن راحتم :)

اگه به یه چیزی پیله کنه تا قضیه رو کامل نفهمه دست بردار نی :-"
موقعیت مشابه برام پیش اومد که دس برداشتم :))

اگه نخواد حرفی بزنه هیچ جوره نمیتونی از زیر زبونش بکشی ------> (یه چیزی بود ک که من فک میکردم نیست ، بعد دیدم هست ) [مریم م اینو یادم نرفته 9بهمن ک داریم برمیگردیم باید بهم بگی :دی ]
حالا فکرامو میکنم ببینم چ جوری بپیچونمت :دی :-"
وقتایی ک حالت خوب نیس و نمیتونی تصمیم منطقی بگیری خیلی خوب کمکت میکنه ( اخرین مورد امروز عصر :دی ، قبلیش هم بعد اربعین بود :-" )
باید به یه دردی بخورم خو :))

در آخر بعد همه ی اینا بگم ک :
گرچه این خوبیا رو داره ولی ... یه دوست عین مریم داشته باشی دشمن نمیخوای :))
با تچکرات فراوان از شما :))
به نقل از Prosur :
مریم ;;)
ویدا ;)
خیلی نشده که باهاش چت کنم اما خواننده ی چت هاش با دیگران تو گروه بودم؛
دختر اجتماعی ـیه، باحوصله تقریبن اجتماعی اما حوصله رو نه زیاد :دی
:D،رنگ بنفش دوست :-" بیشتر صورتی دوست اما بنفشم بدم نمیاد :)
~ به خاطر تنها عکسی از پروفایلش که یادمه. یه دختر بود با سویشرت بنفش که به سمت چپ خودش نگاه می کرد و چهرش معلوم نبود. :-" :D
شهروندی قانونمند. خوبه اگه اینجوری باشم :دی
البته که فک می کنم به نوعی تحت فشار شرایط بوده در این بعد! متاسفانه بله :) به خاطر این:
طرفدار نظم و برنامه ریزی. اوهوم :))
دختری که معمولا استرس و دغدغه داره و شخصیت "تِیک ایت ایزی" گیری نداره.ولی سعی می کنه که این بیخیالی رو با جمله به خودش تلقین کنه :-"
اتفاقن چون "تیک ایت ایزی"گیرم این کلمه رو با خودم تکرار می کنم :دی
به حکمت و مصلحت خداوندی معتقده. بلی :)
طرفدار استقلال یافتگی.شدیدن :-"
+ فعالیت مستمرش تو تاپیک بیت های قشنگ؛ طرفدار شعر و شاعری.
از قبل دوس داشتم اما تازگیا به طرز عجیبی دنبال شعر و شاعر و اینام :دی
بلد نیس نقش بازی کنه. :-" بلدم اما خیلی پرفکت نیس،سوتی میدم :دی :-"
فوتبال دوست. بلی،بسیار ;)
از جمله افرادیه که "خرید درمانی" روش تاثیر داره. از بعد روانشناسی قضیه اگه نگاه کنیم. :-" خیلی تاثیر داره،اصن روحم شاد میشه :))
مورد 1 و4 رو که در پست هاش رویت کردم، خودش درست کرده بود. پس هنرمند و با ذوقه+ آشپزی بلد. :D ممنون ازت،آشپزیم بلدم :) :دی
+مدرکی دیگر:اعتماد به نفس و خودباوریش در سطح قابل تحسینیه+ جزو معدود افرادیه که شجاعت اینو داشته که بره رشته ای که بهش علاقه داره درس بخونه =D> اعتماد به نفسم بد نیس اما خود باوری نداشته باشم کلن زندگی محوم میکنه،واقعن خوشحالم که این رشته رو میخونم :) :دی
:-"
چیزی که مشهوده کلن در پست های ایشون اینه که از لحاظ اعتقاداتش و باورهاش در سطح خوبیه، ینی به واسطه ی همین موارد هس که کسب آرامش می کنه. اوهوم :)
طرفدار رئال و رونالدو و سپاهان و ذوب آهن! و این ینی این که بارسایی و پرسپولیسی نیس؛ صوبتی ندارم دیگه در این باب. :|
ذوب آهن ن خیلی اما رئال و سپاهان شدیییییید :)
منم صوبتی ندارم :دی عاخه پرسپولیس؟ویدا ناامیدم کردی
:))
:D
الان یادم اومد که چند تا پست تو تاپیک والیبال هم داشت. کلن ورزش دوسته. :D
بلی ورزش میدوستم،بسیار :)

نتیجه گیری نهایی: انسان برونگرایی ست!: )
سو سو ام ن خیلی درون گرا ن خیلی برونگرا :)

ممنون از این که وقت گذاشتی :)
 
پاسخ : تصور ما از کاربران [سری4]

خب اینم از این

تا یک هفته( تا آخر روز شنبه) آینده وقت دارید که تصوراتتون از Prosur رو بگید
 
پاسخ : تصور ما از کاربران [سری4]

خب اول که سلام!
بعدش من رفتم از اون پستای قدیمی کنکاش کردم که گردگیری شه مصلن!
دوستان رعایت کنین حتی من که تازه واردم می دونم که اینجارو نباید با چت روم اشتباه گرفت
شدیدا معتقد به جمله ی لج درآر "چت ممنوع" ایشون از اول مدیر گروه به دنیا اومده بودن! :D :D

یه سری کلاس های توجیهی اختراع و برگزار می کردم در این رابطه که چگونه عقل خود را به کارگیریم؟ چون فکر می کنم 100درصد مشکلات انسان های گذشته و حال ( به احتمال زیاد اینده) بر اصل فقدان مخ و منطق استواره ;D ;D
شاید منطقی
متمایل به منطق مطلق #شرلوک هلمز طور

منطق رو دوست دارم،ادم منطقی رو دوست دارم،همه ی تلاشم رو هم میکنم که یه ادم منطقی باشم!
بیشتر سعی میکنه راه عقلو بره و و از روی احساس تصمیم نمیگیره!

ته دلا دوست ندارم بزرگ بشم /یه سری چیزا هست که ادم وقتی بهشون فکر میکنه پشتش می لرزه اصلا دوست ندارم به اونا برسم X_X X_X X_X X_X
از آینده میترسه! هم اینکه یه سری چیزا تو زمان حالو دوست دره که نمیخاد بگذره ازشون و هم اینکه از روبرو شدن با یه سری مسائلی که کیفیتشون واسش مبهمه واهمه داره!

تو خونه ی ما با وجود قدرت برتری در مقام مادر (که اتفاقا خیلی روی درسای فرزندان خود حساس می باشن)هیچ کس نمی تونه بیشتر از ساعت 8 صبح بخوابه
آرزوی خواب تا لنگ ظهر! عقده ای نشی یه وخ! :-"
بسوزه پدر استرس
استرس ؛ مرگ خاموش
شدیدا استرسی!
عد به من میگن چرا اینقد با خودت خودکار میاری سرجلسه در جواب این افراد باید بگم که : اولا جیبامو ندیدی هنوز :))
استرسش اینگونه هم نمود پیدا کرده گاها! :-"
از زمانی که باسواد شده اینقد خودشو لوس می کنه،به همین بهانه هم کلی از مامان بابام هدیه می گیره ~X( ~X( ~X(
پس من چی اخه؟؟؟؟ :( :( :(
حسووووووووووووووود :D
داشتم دیوونه می شدم دیشب خواب زلزله دیدم.
خواب هاش شدیدا تحت تاثیر احوالاتشه! مغزش خیلی هوشیاره!
اول از همه شعر به توان دو هزار!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
ادبیاتی و اهل شعر و اینا! متعاقبا دارای روحیه ی لطیف و حساس! #روانشناسی طور
ظاهرشون یه چیزه باطنشون یه چیز دیگه؛ باهات گرم می گیرن ولی وقتی نزدیکشون نباشی ازت فاصله می گیرن ،داشته هاشونو به رخ این و اون می کشن در حالی که در مقایسه با خیلیا هیچی ندارن...هیچی واقعا
از دورویی بیزاره!! خودش آم صاف و صادقیه!
از یه سری چیزا خیلی عصبانی میشه که نمیتونه تحمل کنه اصن!
تو اردو خیر سرم می خواستم با نگاهم لهش کنم
علاقمند به ارتباط چشمی :))
× ستاد شبگردان بیکار سمپادی حوصله سر رفته !
بیکار بوده یه زمانی! خدا توفیق داده رستگار شده! :D

- به خاطره های ریحانه گوش بدم: تامل درباره ی اینده ;D
ریحانه ی اول راهنمایی بهترین لحظات زندگیم را می سازند این روزها
اینقد که هی ریحانه رو ببینی و با خودت بگی این دختر چقد فسقلی بود و الان چقد لیدی طور داره میشه!
قطعا خاطرات امروز بعد از ظهر با ریحان، پتانسیل این رو داره که بزنه تو دهنِ همه ی حسرت ها. 8-^
ما دوستایی که به قول ریحان همون یک درصدیم
به فردی به نام ریحانه شدیدا علاقمنده! :x
قدرت فراموش کردنشو نداره ;;)
جزو بهترین دوستاشه!
الانم لیدی طور شده! :> B-)
 
پاسخ : تصور ما از کاربران [سری4]

دقیقا نمیدونم باید از کجا شروع کنم ولی دوستی منو و ویدا ی دوستی قدیمیه...
دوستیمون داره11ساله میشه...
خب دقیقا یادم نیس کی؟کجا؟چ جوری با ویدا آشنا شدم ولی اولین خاطرات از ویدا همکلاسی سوم دبستانم بود که سر کلاس ی موضوعی رو مطرح کرد و خانم انوری معلممون تشویقش کرد بعد چند دقیقه خانم انوری از بچه ها پرسید که ویدا چی گفت و ن تنها کسی بودم که تو کلاس جواب دادم فک کنم از همون موقع باب آشنایی ن با ویدا باز شد...
ویدا اصولا آدم پر هیجانیه و خیلی خیلی خاطره داره....بیشتر از مامان بزرگا حتی
 
پاسخ : تصور ما از کاربران [سری4]

پراسر...... ویدا......

*بامزگی فوق العاده و توانایی تعریف کردن داستان به روش مخضوض خودش و کلا کار ها و چیز هایی که فقط مال خودشه کافی است فقط یک بار چند ساعتی رو با هاش بگذرونین تا بعد از اون در هر دور همی که نیست به شدت جاش خالی باشه........

*[quote author=Prosur]
اعتراف می کنم وقتی بچه بودم فرق دقیق بین خر و الاغ رو نمی دونستم!
;D ;D ;D
[/quote]
حالا این که یه چشمه شه ولی کلا از این قبیل مشکلات فرق بین دو چیز و اینا زیاد داره......... :))

*[quote author=Prosur]
بدتر از اونایی که وقتی شوخی می کنی جدی می گیرن، اونایی هستن که وقتی جدی میگی شوخی می گیرن...
[/quote]
در اینجور مواقع به شدت عضبانی میشود...... دیده شده که گاهی ضورتشم سرخ میشه کاملا..... جدی ها .....:دی

*[quote author=Prosur]
اعتراف میکنم نصف “آره یادم میاد” هایی که گفتم چاخان بوده
حوصله نداشتم طرف تعریف کنه!! ;D ;D
[/quote]
به عقیده ی من حافطه اش از ۷۵٪ انسان هایی که دیدم بهتره ........ چرا واقعا...؟؟؟؟!!

*[quote author=Prosur]
من از ضعف بدم میاد...متنفرم!از این که خودمو ناراحت نشون بدم، بدم میاد...............................الان فقط عصبانیم!عصبانی
[/quote]
اینو کاملا جدی میگه...... بار ها و بار ها دیده شده و علتش هم به تضور من انتطار بیش از حدیه که از خودش داره و دوست داره که از کمال توانایی هاش استفاده کنه و به هیچ عنوان به کمتر از اونم راضی نمیشه........ خلاضه که خودش برای خودش از هر معلم سخت گیری هم سختر گیر تره.........

*[quote author=Prosur]
اعتراف می کنم در اوان بچگی جک هایی می سرودم از خودم بس طویل...
[/quote]
کلا داستان سرایی و انشا و ایناش حرف نداره.....

*[quote author=Prosur]
از همون اول که کلا همینجوری ردیف ردیف به صندلی ها میخورم کلا دکور دگرگون میشه با ورود من!
[/quote]
کلا به این ور اون ور زیاد میخوره ..... تو خیابونم زیگزاگ راه میره ...... :سوت

*[quote author=Prosur]
- به پند و اندرز های گاه و بی گاه نیلوفر گوش بدم: خخخخخخخ :)) :)) خودش فک می کنه می تونه مارو خانوم کنه ولی خب من بیشتر تمرین یه گوش در یه گوش دروازه می کنم تا اینجای کار هم که جز سودمندترین تمرین های من بوده ;D با تشکر از نیلوفر
[/quote]
به هیچ وجه به حرف های بخت برگشته ای به نام نیلوفر گوش نمیدهد علی رغم اینکه نیلوفر تا مرز کندن مو های خودش پیش برود....... :سوت

*[quote author=Prosur]
خودِ درونم میگه در آخرین نفس های تعطیلاتت کنارش باش و نخواب... چَشم
[/quote]
پایه اس آقا پایه.........

*[quote author=Prosur]
چرا من ی مدته نمتونم حرف بزنم؟
چرا نمتونم اجتماعی باشم؟
چرا دلم برای خیلی از ادمایی ک زنگ می زنن و میگن دلتنگتیم ، تنگ نشده؟
[/quote]
کلا همش با خؤدش بو با رفتار خؤدش درگیره و فکر میکنه که در اکثر چیز ها ضعیف عمل میکنهو و بیشتر این چیز ها هم به خاطر مقایسه ی خودش با دیگران و در نطر گرفتن رفتار یه سری ها ه عنوان رفتار نرماله که فکر میکنه نرمال اینه که اونجورر باشه....... گرچه که از تضورات خودش خیلی بهتره به نطر من.....

*[quote author=Prosur]
چقدر چقدر چقدر برقراری ارتباط با آدمایی ک فرق شوخی و جدی رو نمی فهمن انزجار آوره!
[/quote]
کلا ی سری چیز ها از قبیل این بالایی به شدت اعضابشو به هم میریزه و تا حد زیادی واسش قابل تحمل نیست

*[quote author=Prosur]
- مرض داری؟
- حرف شما متینه :)
- پس قبول داری مشکل از خودته؟
- حرف شما متینه :)
حالت خوبه؟
- حرف شما متینه :)
- وااااااا! !!
- حرف شما متینه :)
-. ..
× آخخیییشششششش.... :))))))))
پاسخنقل قول
[/quote]
ولی اخیرا به درجه ای از عرفان رسیده که دیگه اضن اینا واسش مهم نیست...... فکر کنم اینا از اثرات همون نیلوفر کچل همون چند تا پست بالاست.....

*[quote author=Prosur]
و من تممام این مدت مورد عنایت افرادی واقع شدم
به غایت بی خرد
که با کلام های پر ز در و گوهرشون(!!!) نیش زدند و زجر دادند و اشک ریختاندند؛
[/quote]
کلا حرف های دورو بریاش اذیتش میکنه با اینکه سعی میکنه که بی توجه باشه ولی همینجوری دور سرش میچرخه و کلافه اش میکنه خب کسانی که اذیتش کنن هم اگه زیاد نباشن خودش خودشو اذیت میکنه و اگر از خودش و عملکردش راضی نباشه حتی نگاه کردن بقیه رم برداشت به تاسف و اینا میکنه...

*[quote author=Prosur]
׫جاده به جز جدایی هیچی به من نداده...مثل تموم عالم-مهستی»
[/quote]
کلا علاقه ی خاضی به این آهنگ داره و به دلایل مختلف ازش یاد میکنه

*[quote author=Prosur]
به نظرتون بد نیس آدم ندونه دوست صمیمیش در چه سطحی فوش بلده؟ :-"
[/quote]
کلا سوالات جالبی داره از اهمین قبیل که گاهی میپرسه و من کلا میمونم...... و جدی هم براش سواله.....

**توضیح۱: تا حد ممکن به پست اضافه میشود بعدا
**توضیح ۲: اگر چیزی تو توضیحات هست که از پست ها نتیجه نمیشه بر مبنای دوستی نزدیک ۸ ساله ایه که باهاش دارم.....
 
پاسخ : تصور ما از کاربران [سری4]

خب ویدا ;;)

بگم که بنده بدلیل معذوریت از استفاده از نقل قول خودداری میکنم و سعی میکنم از داده های خودم یکسری نتیجه گیری ها داشته باشم :D :-"

_دیده شده این بشر از حدود۷-۸ سال پیش تا عصر حاضر تغییری در طرز لباس پوشیدن جینگیلی مستان(واژه ی بهتر یافت نش:دی) نداده بعنوان مثال یه تصویر واضح از ش با شلوار قرمز و شنل آبی و جورابهای آویزونی دار که آویزونیهای رنگانگش از کفش بیرون زده دارم: دی
=>خودش رو پایبند قوانینی که بنظرش مسخره میاد نمیکنه اگر در هیبت یک لباس بخوام توصیفش کنم شبیه جوراب راه راه رنگارنگه :>

_به نظرش خوندن مقاله از کتاب مفیدتره+حوصله ی گوش دادن زیاد نداره اشاره به اون پستی که میگه"اعتراف میکنم نصف وقتایی که میگم یادم میاد،یادم نیومده فقط حوصله ی گوش دادن ندارم"
=> دوست داره سریع نتیجه ی کارشو ببینه+کاری رو که از نتیجش مطمئن نباشه شروع نمیکنه+آدم بی حوصله(اصلاح کن خودتو :D)

_وقتی یکی از اعضای خانوادش سردرد میشه با دوستاش بیرون نمیره با اینکه ممکنه مدت زیادی همو نبینن
=> حس خانواده دوستی بسیار زیاد :لایک

_توی راه ۲-۳کیلومتری مدرسه با دیدن ذکور تغییر مسیر داده بنده را همراه خود ۵-۶بار بطور زیگزاگی به این طرف و آن طرف خیابان کشانده ;))
=>پسر فوبیا#قطعی :))

_"من خنگم،من بی لیاقتم،من شایستگی چیزایی که الان دارمو ندارم"جملاتی ان که به کرات ازش میشنوید بعد از خراب کردن یک امتحان
=>انسان مسئولیت پذیری هست کلا+مشکوک به خود خنگ پنداری :))+حدسم اینه که وجدانش زیادی بیداره :D والا آدم اینقد خودملامتگر :-"

_تا لحظات آخر امتحان نکته مرور میکنهو تا قبل پخش سوالات سوال و نکات کلیدی میپرسه :-"+تا چیزی رو که میخواد بدونه نفهمه طرف مقابلشو کچل میکنه
=> خلاصه که از آن آدمهای دست از طلب نداره.. ;)

_سوابق دهشتناک اردویی که بعنوان مثل یکبار از هشت صبح تا سه عصر ۵ وعده پر خورد در حالیکه ما درحال انفجار بودیم بعد در راه برگشت اطهار گرسنگی میکرد :-" به گزارشات موثق نامبرده در ان روز نهار و شام هم صرف کرده :D
=>سیستم گوارشی قابل بررسی و کلا مشکوک : دی

همین دیگه خیلی زحمت کشیدم#انتطار جبران در آینده ی نه چندان دور :-"
 
پاسخ : تصور ما از کاربران [سری4]

سلام.....من به ببدبختی اومدم ویکم گیجم خواب بودم....برای همین چرت وپرت شد زیاد تحویل نگیرین!!!!!!


خب مورد اول :
ایشون هم به همانطور که همه ما بودیم موقعی فقط یک ستاره داشته......و در بانگ ها صفحه اول به این موضوع اشاره کرده!و مثل اکثر ما چون با ذوق وشوق به این مسئله اشاره کرده که یک ستاره ای شده....پس احتمالا خیلی با عشق میومده سایت!

مورد دوم:احتمالا در همان زمان ها مقادیری جوگیر هم بوده!چرا که در تاریخ 19 زوئن بانگ زده مدتی میرم و ده روز بعد سروکله ش پیدا میشه وبانگ میزنه

حتی اگه کسی بهت بدی کرد بازم هیچ وقت قلبش رو نشکون...! :-< :-<
چون فقط یه قلب داره...! :( :(
بزن دندوناشو بشکن که ۳۲ تا داره لامصب...!! ;D ;D

ین درواقع مدت کوتاهی که برای خودش در نظر داشته نیاد سایت ده روز بوده!وبعدش خیلی خوشحال برمیگرده!


مورد سوم:
احتمالا انسانی است که به کلمات دقت میکنه وبراش مهمه....از همونایی که بینِ
[یک]
- میشه سعی کنی تو زندگی من نباشی؟
+
-زندگیم خیلی اضافه ـس. تو که اضافی نیستی!

[دو]
-میشه سعی نکنی تو زندگیم باشی؟
-اضافه میشی رو زندگیم!

×این دو تا فرق دارن با هم بچه جون :))
این جملات فرق میزارن.......البته بنده خودم هم فرق میزارم اما از اونجایی که خیلیا نمیزارن میشه ویدا رو حساس روی کلمات وبیان اونا دونست


مورد پنجم:
به نظر من از اون دسته آدماییه که مثلا برین مترو میبینین واستاده گوشه مترو بعد با یه لبخند مبهمی نگاهت میکنن....وهندزفری توگوششونه وانگار خیلی زندگیشونو دوست دارن!

آدم وقتی ندونه با خودش چند چنده، لحظه هاش رو تو "نگاه کردن" خلاصه می کنه. کار خاصیم نمی کنه. فقط نگاه می کنه. این بقیه ـن که تو اینجور شرایط تازه جلوه می کنن! وقتی می فهمن تنها کاری که از دستت برمیاد، نگاه کردنه. این قسمت قضیه اصلا بد نیس. تازه دورُ برتم پر میشه از رنگای جورواجور.حس های مختلفی رو هم تجربه می کنی. حس های بد هم، خوب میشن اگر بعد از لمس کردنشون، قدر حس های خوب رو بیش تر تر بدونی. دنیات عوض میشه. خودتم عوض میشی در آخر. "زندگی هم با تحول آغاز میشه نه با تولد".
قسمت بد قضیه اما، اونجاس که قرار نبوده هر کسی جزو هر بقیه ای باشه. قرار بوده یه آدمایی رو خیلی دوست داشته باشی. قرار بوده اونا هم_خون_نواز باشن. قرار بوده.قرار بوده. قرار بوده...
× من ناراحت نیستم از این که تو اینقد منفوری. تو هر بار، باعث میشی به کسایی که مثل تو نیستن، بیشترعشق ورزی کنم؛ بیشتر، بعد از یه دقیقه ندیدنشون دلم تنگ بشه براشون. بیشتر، حس کنم چقدر خوشحالم از داشتنشون. بیشتر به این فکر کنم که چقدر "بهترین قسمتِ بدترین" ـه مَنَن.
××خیالم وقتی راحت میشه از پوچ و تهی بودنت، که خیال ن. راحت باشه از بی ارزش بودنت. وقتی می بینم ن. آرومه و خیالش راحت، دلم قرص میشه. می فهمم که لازم نیس ازت متنفر باشم. فقط برات آرزو می کنم به "نگاه کردن" نیوفتی. به خاطر ن. ؛ اون برخلاف تو الهه ی احساسه. تازه، تو برخلاف من، هیچ کسی رو نداری تا مایه ی دلگرمیت باشه. تو هیچ کسی رو کنار خودت نگه نداشتی...
×××هر وقت خواست برگرده به خودِ اصلیش، حتما بهش میگم یه کام بک استیج برگزار کنه. که قشنگ بتونی تغییراتشو ببینی. که هر بار دیدیش هی بهش نگی چقدر تغییر کردی. فک نکنم بشناسیش تو نگاه اول، به خاطر همین حتما بهش میگم یه کلاه بذاره رو سرش که اسمش روش نوشته شده باشه! فقط به خاطر انبساط خاطر تو: ))

چون به هرحال با کسی که حالا به هر صورت رفتارایی انجام داده که مطابق میلش نبوده واذیتش کرده اینطوری حرف زده.....وخب کار خوبی میکنه اصلشم همینه آدم نباید برای اذیت کننده ها خودشو ناراحت کنه.....و اینکه احتمالا انشا خوبی داشته تو مدرسه....کلا ح. ب هاش خیلی از لحاظ نگارشی قشنگه....


مورد ششم: براساس پستهایی که اخیرا در انجمن نوروساینس داده واکثرا هم راجب هیپنوتیزم وبه فروید هم اشاره میکنه میشه گفت کتاب روش روانکاوی فروید رو خونده ویا یکی دیگه که توش اسمی از هیپنوتیزم برده شده!پس احتمالا به روانشناسیم علاقه داره یا حداقل خواسته یکم درباره ش بدونه


مورد هفتم: کلا براساس مجموع پست هاش وشناخت کلی که ازش دارم کتاب خونه...وآدم پایه وفانیه....ولی حس میکنم اگه از خودش بپرسم شاید بگه که دوتاشخصیت داره....یکیش یه آدم گوشه گیره که میشینه کتاب میخونه وپتو میپیچه دورش کنار شومینه با لیوان قهوه ،با جامعه میونه خوبی نداره وتماشا کردن مردمو ترجیح میده
شخصیت دوش آدمیه که اونقدر شاده که هیچ چیز وهیچ کس نمیتونه مانع شادیش بشه و احتمالا لباسای رنگی رنگی داره.......
 
پاسخ : تصور ما از کاربران [سری4]

فقط در یک جمله بگم شخصیت بسیار مرموز و جذابیه اینو از پستاش(که من هر چی سعی کردم روانکاویشون کنم نتونستم) میشه فهمید
 
پاسخ : تصور ما از کاربران [سری4]

ویدا هستن، ماه هستن ؛؛) :د

+یه دخترِ خیلی مودب، باهوش، فهمیده، مهربون و حساس ه.
+از واژه چیدن، واژه خوندن، واژه ها رو بی نهایت بار تکرار کردن لذت می بره :د
+شخصیت ثابت و متعادلی داره. یعنی هیچ جوره تحت تاثیر فضا و جو قرار نمی گیره و همیشه متد خودش ُ داره.
+اندکی وسواس های مختلف داره "-:
از قبیلِ وسواسِ کامل داشتن هرچیزی، مطمئن شدن از تمام یافته ها با جزئیات.
(این وسواس وقتی به شخصیتِ خودش می رسه، خیلی شدیدتر می شه!)
+خب من قبلن به اشتباه تصور می کردم که دختر آروم و خیلی کم حرفی ه! اما ظاهرن از شنیده شدن بیشتر از شنیدن لذت می بره!
+سخته براش از گذشته و آدم هاش بگذره. می تونه هربار واسه هر اتفاقِ کوچیکی که خیلی قبل افتاده، ناراحت بشه و خسته نمی شه از اول مرور کردنِ علل هر اتفاقی رو.
+کمال گرا، ترقی خواه و به دنبالِ پیشرفت. (با این که به خاطر کمال گرا بودنش دنبالِ تغییرات و پیشرفت های بزرگه، اما از طرفی چون ذهن دقیق و ریزبینی داره و به جزئیات اهمیت می ده، قدرِ پیشرفت های کوچیک ش رو هم می دونه!)
+تعداد پستاش تو انجمن روان شناسی قابلِ توجه ه و خب، طبیعتن به روان شناسی علاقه داره. اما علت علاقه ش، بیشتر تمایل ش به خودشناسی ه. البته حس هم دردی و درکِ خوبی از احساساتِ بقیه داره و سوالات جالب و عمیقی هم به ذهنش می رسه. در کل با بقیه مهربون تر ه از خودش!
+ایشون هم از اون مدلاست که "لحظه ها رو جمع می کنه." و از تک تک اطرافیان هم همین انتظارُ داره! مثلن اگه شما یادت نباشه اولین باری که هم دیگه رو دیدید، دقیقه ی چاردهم مثلن یه هواپیما داشته از بالا سرتون رد می شده، حافظه تون در حد ماهی گُلی ه """-:
+از جملاتِ مثبت و امیدبخش! خوشش میاد و تاثیر هم می گیره ازین جمله ها.
+ذهنِ خلاقی داره و از پیچیده کردنِ مسائل خوشش میاد "-:

پ.ن:من جدن خسته م واسه نقل قول -_-
حتا چندتا نقل قول جمع کردما، ولی وسطا بی خیال شدم! خیلی سخته خب، شما چطور می تونید؟ ((:
 
پاسخ : تصور ما از کاربران [سری4]

سلام ;;)

~rey han
بعدش من رفتم از اون پستای قدیمی کنکاش کردم که گردگیری شه مصلن!
کار خوبی کردی. :D البته از زمان ارسال اون پست ها تا الان یکمی خیلی زیاد تغییر کردم :-"

شدیدا معتقد به جمله ی لج درآر "چت ممنوع" ایشون از اول مدیر گروه به دنیا اومده بودن! :D :D
یه قاعده ی کلی هس، اونم این که من هم خیلی به قوانین احترام میذارم و هم اینکه خیلی قوانین رو دور میزنم :-" ؛البته مسلما این دو پدیده همزمان با هم رخ نمیدن. کاملا بستگی به حال و هوام داره این قضیه والبته شرایط موجود! دیگه این که من اولین و اخرین باری که از یه جمله با مفهوم "چت ممنوع" استفاده کردم، تو همون پستم بود که البته واسه هفت پشتمم بس بود. :))

شاید منطقی
متمایل به منطق مطلق #شرلوک هلمز طور
درسته.از من آزمون شخصیت گرفتن و نتیجه ی اصلی هم همین بود که شخصیتی منطقی دارم. :-"

بیشتر سعی میکنه راه عقلو بره و و از روی احساس تصمیم نمیگیره!
درسته. خیلی در حق احساسم ظلم می کنم :-" :D

از آینده میترسه! هم اینکه یه سری چیزا تو زمان حالو دوست دره که نمیخاد بگذره ازشون و هم اینکه از روبرو شدن با یه سری مسائلی که کیفیتشون واسش مبهمه واهمه داره!
درسته :D

آرزوی خواب تا لنگ ظهر! عقده ای نشی یه وخ! :-"
دو سه باری خوابیدم. :-" ینی بیشتر حالت آزمایش کردن داشت.اونقدرام که فکر می کردم هیجان انگیز نبود. :)) همون تعداد دفعاتی که تا ظهر خوابیدم وقتی از خواب بیدار شدم حالم خوب نبود . :-" به جای این که خستگیم بیشتر در بره تو اون مدت خواب، خستگیم بیشتر هم شده بود!

شدیدا استرسی!
شدیدا درسته! #-o

استرسش اینگونه هم نمود پیدا کرده گاها! :-"
آره آره! :))

حسووووووووووووووود :D
من چون هر چی آدم حسود دیدم به بهترین شکل ممکن منفور بودن خودشون رو بهم اثبات کردن، همیشه با خودم میگفتم نباید مثل اونا باشم؛ که تاثیر هم داشت از همون بچگی :D. به طور کل آدم حسودی نیستم ولی به حال خودم حسرت زیاد می خورم.
البته این نکته رو بگم که تمام چارچوب های اخلاقی من واسه خواهرم صدق نمی کنه. :D من زیاد سر به سرش میذارم. :D :-"

خواب هاش شدیدا تحت تاثیر احوالاتشه! مغزش خیلی هوشیاره!
من نمی دونم چرا فقط وقتی حالم بده خواب هامم مستفیض میشن! :-?

ادبیاتی و اهل شعر و اینا! متعاقبا دارای روحیه ی لطیف و حساس! #روانشناسی طور
ادبیات رو دوست میدارم. اما احساسات؛ بعضی وقتا مثل یه تیکه سنگم اما بعضی وقتا هم به شدت احساساتم فوران می کنن. :D

از دورویی بیزاره!! خودش آم صاف و صادقیه!
از یه سری چیزا خیلی عصبانی میشه که نمیتونه تحمل کنه اصن!
این از دورویی بیزار بودن و گرایش داشتن به سمت همون صداقت و راستی هم باز برمی گرده به آدمای دورو و دروغ گویی که تا به الان به هر دلیلی باهاشون برخورد داشتم.
البته اعتراف می کنم اینجوریم نیس که تا حالا دروغ نگفته باشم :-"

علاقمند به ارتباط چشمی :))
من علاقمند نیستم! :)) اعتقاد دارم! اونم چون دو سه بار خیلی غیر ارادی اتفاق افتاده و نتیجه مثبت هم در پی داشته. :D :))

بیکار بوده یه زمانی! خدا توفیق داده رستگار شده! :D
خدا به شما هم از این توفیق ها دهاد! :D

به فردی به نام ریحانه شدیدا علاقمنده! :x
قدرت فراموش کردنشو نداره ;;)
جزو بهترین دوستاشه!
الانم لیدی طور شده! :> B-)
تکذیب نمی کنم. :-"

×ریحان منظورم از این که تو چند وقت اخیر خیلی تغییر کردم این بود که اگر درباره ی اون پست ها همون زمانی که ارسال شدن می پرسیدی، جواب های خیلی متفاوتی می گرفتی. :D

~Ghazale Khanoom

دقیقا نمیدونم باید از کجا شروع کنم ولی دوستی منو و ویدا ی دوستی قدیمیه...
دوستیمون داره11ساله میشه...
ینی من یازده ساله دارم تحملت می کنم؟! :)) :D :-*

خب دقیقا یادم نیس کی؟کجا؟چ جوری با ویدا آشنا شدم ولی اولین خاطرات از ویدا همکلاسی سوم دبستانم بود که سر کلاس ی موضوعی رو مطرح کرد و خانم انوری معلممون تشویقش کرد بعد چند دقیقه خانم انوری از بچه ها پرسید که ویدا چی گفت و ن تنها کسی بودم که تو کلاس جواب دادم فک کنم از همون موقع باب آشنایی ن با ویدا باز شد...
همین جا بود. از اول هم گلوکز بودی. :)) :D

ویدا اصولا آدم پر هیجانیه و خیلی خیلی خاطره داره....بیشتر از مامان بزرگا حتی
 
وضعیت
موضوع بسته شده است.
Back
بالا