+(در حال پرسیدن سوالای عجیب و غریب)
–جواب این سوالات تو دست من نیست، بلکه دست خودته. جرئتش رو داشته باش و از خودت بپرس اصلا چرا این سوال ها ازارت میده ؟ و فقط اون لحظست که به عمقش میرسی
+ خب من میخوام بدونم اعتقاد داشته باشم یا نه!
–باور...چیزی نیست که بدانی نورا...باور پرش توی تاریکیه. بدون اینکه مطمئن باشی چیزی آن سوی دیگر وجود داره...
+ مثل قبانی؟! (شعر معروفش: عشق رمان شرقی نیست که به وصال ختم شود بلکه بی کشتی به دریا زدن است با علم اینکه رسیدن محال است)
–شاید...شاید مثل قبانی.