• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

جانا! سخن از زبان ما می‌گویی :-"

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Samandoon :D
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
هزار مرتبه شویم زبان به مشک و‌ گلاب
هنوز نام تو‌ بردن کمال بی ادبیست
 
این روزها عمیقا:
خوش کنی خاطر من را به نگاهی سهل است
سوی تو گوشه چشمی ز تو گاهی سهل است...
 
تا چه خواهد شد در این سودا سرانجامم هنوز،
بر لبم جامَت هنوز....
 
با ماشین وارد گاراژ خانه‌ شدم، درِ گاراژ را بستم و به اندازهٔ سه ترانه در ماشینِ خاموش نشستم؛ با خودم فکر کردم: اندوه گاهی به شکلِ نشستن در ماشینِ خاموش است، به شکلِ جایی نرفتن...!
ابراهیم سلطانی
 
آبی که از این دیده چو خون میریزد
خونیست بیا ببین که چون میریزد

پیداست که خون من چه برداشت کند
دل می خورد و دیده برون می ریزد
مولانا
 
یه جایی توی قلبت هست که روزی خونه‌ی من بود
به این زودی نگو دیره به این زودی نگو بدرود
 
قابل بحث ندارم سخنی خاموشم
و در این یخ‌زده ایام هیاهویم نیست،
گرمی و شوقم نیست،
بودنم پوشالی‌ست،
و رگ عمر عزیز می‌زند لیک درونش خالی‌ست.

_فرامرز اصلانی
 
Back
بالا