• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

جانا! سخن از زبان ما می‌گویی :-"

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Samandoon :D
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
تو تجسم نمادین آرمان های من هستی...
به همان اندازه زیبا...
به همان اندازه دست نیافتنی...
در مقابل چشمانم راه می روی...
و دستان من،
هیچ وقت،
هیچ وقت به تو نخواهد رسید
 
کاش تو زندگی بعدیم جای تو باشم.
میخوام مطمئن شم واقعا دوستم داشتی.
 
در قفس خیال تو تکیه زنم به انتظار
تا که تو بشکنی قفس پر بکشم به سوی تو
 
یک بار هم ای عشق من از عقل میندیش
بگذار که دل حل بکند مسئله‌ها را
 
سخت ترین ریاضت انسان؟
دوام ایمان به خداوندی که اجابت نمی‌کند،
و جوابت سکوت میشود، اما تو باور داری که در پس همین سکوت حکمتی هست...
 
شاید همین دردی که امروز تحمل میکنی، راه نجات تو باشد. برای اینکه هنرمند بشوی، باید حتماً انسان باشی.
 
به چه می اندیشی؟
به خزانی که گذشت.؟
به بهاری که نبود؟
به امیدی که کنون رفته به باد؟
یا به عهدی که دگر رفت ز یاد؟
به چه می اندیشی؟
به دوچشمی که تورا هیچ ندید.؟
به دستی که تورا هیچ نخواست.؟
یا به قلبی که برایت سخت از عشق نگفت؟
به چه می اندیشی؟
به بهاری دیگر، به امیدی دیگه یا به رفیقی دیگر...
 
کجا نشان قدم ناتمام خواهد ماند
و بند کفش به انگشت های نرم فراغت
گشوده خواهد شد؟
کجاست جای رسیدن،
و پهن کردن یک فرش
و بی خیال نشستن
و گوش دادن
به صدای شستن یک ظرف زیر شیر
مجاور؟

-سهراب سپهری
 
Back
بالا