• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

حرص درارترین لحظات زندگی

SAREH AKBARI

کاربر حرفه‌ای
ارسال‌ها
482
امتیاز
1,991
نام مرکز سمپاد
۳
شهر
تهران
سال فارغ التحصیلی
1400
بعضی از لحظه ها واقعا حرص ادمو در میارن؛ که دو تا حالت داره
۱- دوست دارین خودتونو خفه کنین
۲- دوست دارین شخص دیگه‌ای رو خفه کنین

اون لحظاتتون رو تعریف کنیم تا حستونو درک کنیم:/
 
ده خط تایپ میکنم بعد یه لحظه سرمو میارم بالا و متوجه میشم همش انگلیسی تایپ شده:/

ولی حرص درار تر از اون وقتیه که یکی هم بغلم نشسته و زل زده به مانیتور؛ میبینه داره انگلیسی تایپ میشه ها ولی صداش در نمیاد:|
 
سر آزمونا یا امتحانای مدرسه بغل دستیت سرماخورده باشه بعد آب ریزش بینی داشته باشه اوووف خیلی رو مخه آدم دلش میخواد خرخرشو بجوعه:-l
یا وقتی مهمون داریم بچشون ک احتمالا خیلی تخس و شر و پررو و فضول و بی خاصیت و غیره ست ....:((:-l بیاد تو اتاقت همه اتاقو بهم بریزه به همه ی وسیله هات بلااستثنا دست بزنه برداره بره واس خودش اه خیلی رو مخه..:|
 
وقتی ک سر امتحان مراقب میاد بالا سرت خیره به برگه ت :/ آدم از فکر کردن میفته لامصب -_-
 
مثلا وقتی داری تلفن صحبت میکنی
یکی هی اینور میپرسه کیه
کیه
کیه
چی میگه؟؟
 
وقتی یه پتوی کوچیک رومه و با بدبختی میخوام خودمو زیرش جا بدم:/

انگار یه حسی بهم میگه تو باید اون زیر جا بشی به هرقیمتی:/
 
وقتی داری راه میری یهو یکی میاد جلوت بعد تو میری چپ اونم میاد چپ میری راست اونم میاد راست و....

این چرخه تا اونجایی ادامه پیدا میکنه که من از خنده غش کنم و وایسم:/
 
آخرین ویرایش:
حرص درآر ترین لحظه وقتی که تو مجبوری با چادر سفره رو برای یه علامه آدم پهن کنی و جمع کنی و پسرا هم رو به روت نشستن و علاوه بر کمک نکردن ارد هم میدن:-w
یه جای دیگه که بازم حرصم میده اینکه چرا همه قدشون از من بلندتره؟!!!!o_O
 
Back
بالا