• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

حرص درارترین لحظات زندگی

وقتی یه نفر مثلا یه چیزی ازت میدونه هی میگه بگم بگم ! بعد که خصوصی ازش میپرسی میگه نه باید در حضور عموم بگم !! بعدم میذارت تو کنجکاوی میره !!! :-w@-)
 
ده تا صندلی با اون حجم رو یه جا چهار طبقه تا سالن اجتماعات میبرم و معاون عزیزم بهم میگه: برشون گردون پایینo_O



اون اسانسور مدرسه هم که نقش شلغمو داره:/
 
وقتی کیف پولتو جا گذاشتی و دوستات اطرافت نیستن که قرض کنی و تا نه شب که میان دنبالت باید دووم بیاری :/
 
گوش دادن به آهنگای تتلو دو وعده صبح - ظهر به لطف راننده سرویس تمام طول سال تحصیلی ...
 
وقتی یه ساعت یچیزو تو گوش دوستت یواش توضیح میدی کسی نفهمه بعد که تموم شد تازه میگه چییی؟من نشنیدم:|
ینی اون لحظه دوس دارم خفش کنم:|:|:|
 
وقتی قراره اردو برین مسافرت و دو روز قبلش ابله مرغون میگیری ~X(
 
یکی خنگ بازی درمیاره :|
و مجبوری هی بهش توضیح بدی
که البته بازم نمیفهمه
 
وقتی مجبوری واسه امتحان ساده‌ی نهایی قران که تو ۳ دقیقه اول تمومش کردی ۲۵ دقیقه بشینی تا قانون"باید از نصف تایم امتحان بگذره" رو نقض نکنی!
 
وقتی که از مچ دستت تا ارنج رو بدبختی پره تقلب میکنی؛ ولی حتی یه سوال هم از اونا نمیاد:/

و دقیقا از اونجایی سوالا میاد که موقع تقلب نوشتن با خودت گفتی ولش اینجا مهم نیست:/
 
امتحان ریاضی ترم دوم من فقط ترم دومو خوندم و گفتم بغل دستم فقط ترم اولو بخونه ، متاسفانه از هم جدامون کردن و من ۱۵/۱۶ میگیرم و اون ۱۱/۱۲:|
 
Back
بالا