• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

حرص درارترین لحظات زندگی

وقتی همیشه پای گوشیم ولی دو ساعت میرم میخوابم و برمیگردم میبینم اونی ک هفته ای ی بار آنلاین میشه و خیلیم مشتاقم باهاش حرف بزنم تو همون وقت یا زنگ زده یا ۲۰ تا پیام داده -___-
 
اینکه مجبور باشی یک مشت اراجیف رو در کتاب جغرافیا و یک مشت اراجیف‌تر رو در کتاب استان شناسی بخونی (در حالی که در طول سال لاشم وا نکردی)
[کتاب را می‌بندد و با فحشی دیگر به خواب می‌رود]
 
جواب آخر تست رو درست در بیاری بعد گیج بازی در بیاری اشتباه وارد کنی تو پاسخنامه ! یعنی تا فیها خالدون آدم میسوزه
 
وقتی فکر کنی چرا دستای سرد بی جون پدرتو بوس نکردی برای آخرین بار ( ببخشید که اینطور نوشتم درسته خوب ننوشتم ولی واقعیته زندگیه منه متاسفانه ... )
 
وقتی کاملا متوجهی طرف مقابل داره دروغ میگه ولی متاسفانه به دلایلی نمیتونی چیزی بگی یا بزنی تو دهنش :-w~X(
 
وقتی قراره برین اردو و میری به پدرت میگی که رضایت نامه بنویسیه میگه: هر جامیرین من خودم میبرم ، اتوبوس مدرسه خطرناکه و اعتبار نداره :(
 
وقتی که از برادر یا خواهر بزرگترت (مخصوصابرادر ) یه آتو خوب داری و مامانت داره از اون طرفداری میکنه ولی تو نمی تونی چیزی بگی ......
 
وقتی بابام به دختر عمه هام زیادی توجه میکنه!
متاسفانه تنها چیزی که توش حسودی مینم همینه بابا ماله من:/ به هیچ کسی هم نمیدمش
 
Back
بالا