• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

حرص درارترین لحظات زندگی

وقتی سره جاخالی های امتحان کل صفحه با جزییات یادت میاد اعم از شماره صفحه و توضیح عکس و حتی کلمه اینوری و اونوریش ولی خود کلمه رو یادت نمیاد:/
 
وقـــتــیـهــ کــهــ قــضـاوتــ اشــتــبــاهـــ مـــیـــشــیـ
.
وقــتـــیـهـ کـــهـــ بـــایـــد از خـودتـ دفـــاعـ کـنـــیـــ ولـیــ بــهـــ خـــاطـــر فــرامـــوشــکــاربـــوندنـــتــ ... فـــرامـــوشـ کـنــیـ چــهـــ اتـفــاقـیـــ افـــتـــادهــ بـودهــ و چـرا و نـمـیـــتـونـــیــ دفـــاعـ کـــنــیــ :(.....مـــنــ زیـاد ایـــنــ مـشـکــلــو داشــتــمـــ:(
 
وقتی ظهر یا نصف شبه و میخوام بخوابم ولی هم اتاقیم طبق معمول میخواد درس بخونه و این چراغ زرد بدرنگ بی صاحاب همش روشنه و رو نرو من-_-
 
وقتی فقط دنبال بهونه می گرده که ایراد بگیره:|
 
آخرین ویرایش:
وقتیه که فهمیدم مترجم شوت یه کتابی اسم یکی از شخصیتها رو ترجمه کرده و اینکه به دلیل ترجمه ی افتضاح تازه فصل اخر کتاب فهمیدم که شخصیت اصلی دختره نه پسر اونم اگه یه جا باباش نمی گفت دخترکم نمی فهمیدم!
و اسم یه شخصیتو ترجمهههه کردهههههه. اسمووو ترجمههه کرده سرمو به کجا بکوبونم؟
 
آخرین ویرایش:
وسط یه امتحان خیلی مهم که کلی براش درس خوندی یه آهنگ تو ذهنت پلی میشه...بدترین اینکه بجا آهنگای جدیدو بروز و باحال(!)یه آهنگ از عهد بوق تو ذهنت گیر کرده~X(
 
وفتی حاضر شدی بری بیرون و دستشویت میگیره ، از قضا دمپایی رو میپوشی و خیسه ...... !
 
Back
بالا