• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

مشاعره

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع mohad_z
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
اقا باشه...

این قلب ترک خورده من بند به مو بود
من عاشق او بودم و او، عاشق او بود
دوران شکوه باغ از خاطرمان رفته‌است
امروز که صف‌در‌صف خشکیده و بی‌باریم

دردا که هدر دادیم آن ذات گرامی را
تیغیم و نمی‌بّریم؛ ابریم و نمی‌باریم
 
دوران شکوه باغ از خاطرمان رفته‌است
امروز که صف‌در‌صف خشکیده و بی‌باریم

دردا که هدر دادیم آن ذات گرامی را
تیغیم و نمی‌بّریم؛ ابریم و نمی‌باریم
موی من مانند یال اسب مغرورم سپید
روزگار من شبیه کتری چوپان سیاه
 
آنکه خوابش حاصل قرص است و اشک نیمه ‌شب
فرق روز شنبه با آدینه می‌داند که چیست؟
تو پنهانی درون من، چو روح خفته در جانم
به هرجا میرم انگار، تو قبل از من همان جایی
 
تو پنهانی درون من، چو روح خفته در جانم
به هرجا میرم انگار، تو قبل از من همان جایی

یک عمر زخم بر جگرم بود و سوختم
یکبار هم برای تماشا نیامده است

ای مرگ جام زهر بیاور که خسته‌ایم
امشب طبیب ما به مداوا نیامده است
 
یک عمر زخم بر جگرم بود و سوختم
یکبار هم برای تماشا نیامده است

ای مرگ جام زهر بیاور که خسته‌ایم
امشب طبیب ما به مداوا نیامده است
تو از کدوم سیاره‌ای نور کدوم ستاره‌ای
که با نگاه شیشه‌ای از جنس سنگ خاره‌ای
با تو نمونده چاره‌ای جز قلب پاره‌پاره‌ای
بی‌خبر از پیاده‌ای اگه هنوز سواره‌ای
 
تو از کدوم سیاره‌ای نور کدوم ستاره‌ای
که با نگاه شیشه‌ای از جنس سنگ خاره‌ای
با تو نمونده چاره‌ای جز قلب پاره‌پاره‌ای
بی‌خبر از پیاده‌ای اگه هنوز سواره‌ای
‌یک قصه بیش نیست غم عشق وین عجب
کز هرزبان که می‌شنوم نامکرر است
 
تیره روزانه جهان را به چراغی دریاب
که پس از مرگ تو را شمع مزاری باشند
دارد به جانم لرز مي افتد رفيق انگار پاييزم
دارم شبيه برگ هاي زرد و خشك از شاخه مي ريزم
 
دارد به جانم لرز مي افتد رفيق انگار پاييزم
دارم شبيه برگ هاي زرد و خشك از شاخه مي ريزم
میهمان گرچه عزیز است ولیکن چو نفس
خفه می‌سازد اگر آید و بیرون نرود

صائب
 
Back
بالا