• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

مشاعره

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع mohad_z
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • لایک
امتیازات: riri
هر زمان نو می‌شود دنیا و ما
بی خبر از نو شدن اندر بقا
 
آمد دی خیال تو گفت مرا که غم مخور
گفتم غم نمی‌خورم ای غم تو دوای من
 
نگفتی بی وفا یارا که دلداری کنی ما را
الا ار دست میگیری بیا کز سر گذشت آبم
 
  • لایک
امتیازات: riri
ما ز یاران چشم یاری داشتیم
خود غلط بود آنچه می پنداشتیم
 
  • لایک
امتیازات: riri
می روی و گریه می آید مرا
اندکی بنشین که باران بگذرد
 
  • لایک
امتیازات: riri
در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن
من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می رود ! ...
-سعدی
دور از رخِ تو دم به دم از گوشهٔ چشمم
سیلابِ سرشک آمد و طوفانِ بلا رفت
حافظ
 
  • لایک
امتیازات: riri
  • لایک
امتیازات: riri
  • لایک
امتیازات: riri
  • لایک
امتیازات: riri
  • لایک
امتیازات: riri
دلا منال ز بیداد و جور یار که یار
تو را نصیب همین کرد و این از آن دادست
حافظ
تو را با غیر می بینم صدایم در نمی آید
دلم می سوزد و کاری ز دستم بر نمی آید
اخوان ثالث
 
تو را با غیر می بینم صدایم در نمی آید
دلم می سوزد و کاری ز دستم بر نمی آید
اخوان ثالث
در قفس خیال تو تکیه زنم به انتظار
تا که تو بشکنی قفس بر بکشم به سوی تو
 
  • لایک
امتیازات: riri
  • لایک
امتیازات: riri
  • لایک
امتیازات: riri
دل می رود ز دستم صاحبدلان خدا را
دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا
آخر آرزویش می‌ماند بر دل و ندارم چاره ای
می‌رود و شاید روزی امد ز زیبارویم آوازه ای
 
  • لایک
امتیازات: riri
Back
بالا