• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

مشاعره

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع mohad_z
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
به دیدار اجل باشد اگر شادی کنم روزی
به بخت واژگون باشد اگر خندان شوم گاهی
یارم چو‌قدح بدست گیرد بازار بتان شکست گیرد
هرکس که بدید چشم او گفت کو محتسبی که دست گیرد
 
یارم چو‌قدح بدست گیرد بازار بتان شکست گیرد
هرکس که بدید چشم او گفت کو محتسبی که دست گیرد
در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی
خرقه جا این این گرو باده و دفتر جایی
 
تا عهد تو در بستم، عهد همه بشکستم
بعد از تو روا باشد، نقص همه پیمان ها
آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است
با دوستان مروت با دشمنان مدارا
 
از درد سخن گفتن و از درد شنیدن
با مردم بی درد ندانی که چه درد است
تا توجه می‌رود از چشم تو روی لبت
در نبوسیدن سخن بر ناتوانی میکنم
من فقیر صحبتم لالم ز شرم چشم تو
با دزدی بوسه گذران زندگانی میکنم
 
تا توجه می‌رود از چشم تو روی لبت
در نبوسیدن سخن بر ناتوانی میکنم
من فقیر صحبتم لالم ز شرم چشم تو
با دزدی بوسه گذران زندگانی میکنم
می روی و گریه می آید مرا
اندکی بنشین که باران بگذرد
 
Back
بالا