- ارسالها
- 83
- امتیاز
- 73
- نام مرکز سمپاد
- -
- شهر
- تهران
- سال فارغ التحصیلی
- 1403
- دانشگاه
- IUST
- رشته دانشگاه
- معماری
یک چند به کودکی به استاد شدیم/دوستان عیب کنندم که چرا دل به تو دادم
باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرایی
یک چند ز استادی خود شاد شدیم
یک چند به کودکی به استاد شدیم/دوستان عیب کنندم که چرا دل به تو دادم
باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرایی
من ندانستم از اول که تو بیمهر و وفایییک چند به کودکی به استاد شدیم/
یک چند ز استادی خود شاد شدیم
یا رب نظر تو برنگردد/من ندانستم از اول که تو بیمهر و وفایی
عهد نابستن از آن به که ببندی و نپایی

ترسم که اشک در غم ما پرده در شودیا رب نظر تو برنگردد/
برگشتن روزگار سهل است
ترسم که اشک در غم ما پرده در شود
وین راز سر به مهر به عالم سمر شود

یار آن بود که صبر کند بر جفای یاردر ره منزل لیلی که خطرهاست در آن/
شرط اول قدم آن است که مجنون باشی
رطلی که بغلتید شناسند و دگر هیچ/یار آن بود که صبر کند بر جفای یار
ترک رضای خویش کند بر رضای یار
دست بریدم ز خاکرطلی که بغلتید شناسند و دگر هیچ/
دور فلک و گردش اختر نشناسند
تا راه نمودند به ما دیر مغان را/دست بریدم ز خاک
تن به فلک داده ام
کشته اگر باشدم
ارج به من داده است

آتش است این بانگ و نای و نیست بادتا راه نمودند به ما دیر مغان را/
خوش میگذرانیم جهان گذران را
