• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

آیا حافظ شرابخوار بوده ؟

آیا حافظ شرابخوار بوده؟

  • بله ، شرابخوار بوده

    رای‌ها: 15 23.8%
  • نه غرق در عرفان شده (و از معشوق آسمانی می گوید)

    رای‌ها: 18 28.6%
  • هردو

    رای‌ها: 20 31.7%
  • هیچکدام

    رای‌ها: 5 7.9%
  • شکست عشقی خورده

    رای‌ها: 5 7.9%

  • رای‌دهندگان
    63
بله خب به گواه مستنداتی که از احوال و آراء او هست و بر اساس نظریات خودش به احتمال قوی شراب می نوشیده.حال،چه فرقی برای ما داره؟چه چیزی درباره او تفاوت خواهد کرد؟ شراب اصلی شعر اوست که مخمور کننده هر صاحبدلیست.
البته شخصا به همچین احتمال قوی‌ای در مورد حافظ معتقد نیستم... موضوع قابل بحثیه. شاید هم هیچ‌وقت به نتیجه‌ی روشنی نرسه.

صوراسرافیل عزیز!
به نظرت تلاش برای رسیدن به حقیقت به اندازه‌‌ی کافی مهم و ارزشمند نیست؟ حتما باید فرقی به حال ما بکنه؟ ما با یه شخصیتی روبه‌روییم داریم چیزهایی رو به‌ش نسبت می‌دیم. شعری رو می‌خونیم و معنی‌ای برای اون قائلیم. من فکر می‌کنم مهمه که چیزی که ما به شاعر نسبت می‌دیم چقدر حقیقت داره. خصوصا به کسی که به گواه آثار و زندگی‌ش اندیشمند بوده و فکر می‌کرده و عقایدی داشته.

چه چیزی در مورد او تفاوت خواهد کرد؟
مشخصه. برداشت ما از قسمتی از شخصیتش. مثلا از نحوه‌ی برخوردش با احکام دینی و نوع‌ دینمداری‌ش.
 
بحث مسخره ایه
ما که نمیخوایم باهاش ازدواج کنیم
ما به آثارش کار داریم
من ممکنه یه سری اخلاقای ون گگ رو نپسندم اما آثارش رو دوست دارم یا مثلا از نحوه نگاه موتزارت به سیاست بدم بیاد اما موسیقیش رو گوش بدم(اینا همش مثال بود من اینقدرا با کلاس نیستم حالا:|)
اصلا شاید همین اخلاق های عجیب یا "بد"ش باعث خلق این آثار منحصر‌به‌فرد و زیباش شدن
بنابراین قرار نیست با همه چیز یه نفر کنار بیایم چون هرکسی ضعف و قوتی داره تازه همین اخلاقی که میگم ضعفه هم شاید از نظر یکی دیگه نقطه قوت باشه!!
پس اصلا برای من مهم نیست که شراب میخورده یا نه
 
اگر منظور در باب تحقیق در احوال و آراء او باشه،نه،چرا تحقیق مشکلی داشته باشه.منتها همونطور که خودتون هم ذکر کردید،ما نمیتونیم با یک اطمینان کامل و با نظری مبرهن در این باره نظر بدیم و احتمالا هرگز نخواهیم فهمید.اما حرف من بیشتر معطوف کسانی بود که این قضیه رو نه یک وجه شناخت برای حافظ،بلکه وجه ارزش گذاری او میدونن.ارزش حافظ با چنین چیزی تغییر نخواهد کرد.صرفا تفسیری که از شعر او می کنیم و چیزی که از عقیده او می فهمیم تغییر خواهد کرد.
در هر صورت موضوع قابل بحث و مهمیه.
اینکه به یک نتیجه نمی‌تونیم برسیم هم تغییری درش ایجاد نمی‌کنه. چون خیلی‌ها معتقدن شراب واقعیه و خیلی‌ها هم معتقدن شراب واقعی نیست و این هر دو با «به‌ نتیجه‌ی قاطع نمیشه رسید» متفاوت و متضاده و باید سرش بحث شه.
اینکه حالا تاثیری روی قضاوت ما داره یا نه مال مراحل بعد اینه که راست و دروغ قضیه برامون روشن شد و کاری به این تاپیک نداره چندان... موضوع مستقلیه که ذیل نقد اخلاقی حتی میشه مطرحش کرد و بحث کرد.
ممنون از مصاحبت
 
خواجه رندان

با اینکه دیوان حافظ سراسر سرود عشق و مستی است باز این رند جهانسوز حقیقت حال خود را چنان از هر کس پنهان می‌دارد که از سخن او به درست نمی‌توان دانست که آیا مقصود او ازین عشق و شراب در واقع عشق مجازی و شراب شیرازی است یا آن عشقی که صوفیان از آن سخن می‌گویند و آن شرابی که کنایه از جذبه و فنایش می‌شمارند. شاید هر دو باشد اما کیست که بتواند یقین بداند که در هر جا مقصود چیست؟ این ابهام رندانه از بوی ریا خالی نیست اما در روزگار وی که می‌توانست نقاب ریای خویش را بدرد و چهره واقعی خود را نشان دهد؟ روزگار وی روزگار فساد، روزگار دروغ و روزگار ریا بود. روزگاری بود که احوال عامه روی به فساد داشت و اخلاق اشراف _ مثل زمان ما _ از مذهب منسوخ به سوی مذهب مختار* می‌گرایید. وحشت و بدگمانی بر همه چیز چیره گشته بود و بیداد و خشونت در هیچ جا ایمنی باقی نگذاشته بود. در چنین محیطی هر روح حساس که بود دائم بین ریا و رندی سرگردان می‌شد، از این‌رو بود که حافظ با همه نارضایی که از زاهدان ریاکار داشت خود گه‌گاه رندانه ریا می‌کرد و با سخنان دوپهلو سعی می‌کرد از قال و مقال عوام بگریزد و از همین سبب بود که این ایهام و ابهام صفت بارز سبک بیان او شده است.

* اشارتست به رساله اخلاق‌الاشراف عبید زاکانی که در طی آن شاعر از اخلاق حمیده به عنوان مذهب منسوخ و از اخلاق رذیله به عنوان مذهب مختار سخن می‌گوید و بدینگونه اخلاق اشراف عصر خویش را انتقاد می‌کند. عبید زاکانی معاصر حافظ بوده است و کتاب او _ اگرچه مبالغه‌آمیز و به قصد هجو و هزل است _ به هر حال تا حدی معرف اخلاق عصر حافظ است.


با کاروان حُلّه
عبدالحسین زرین‌کوب
 
بهش میگفتن حافظ چون کل قرانو حفظ بوده.
ایناییم ک میگی نماد عشق و یار و مطالب عرفانیه. چرا تشبیه کرده... نمیدونم دیگه
 
از چار چیز مگذر گر عاقلی و زیرک
امن و شراب بی‌غش، معشوق و جای خالی
 
Back
بالا