• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

آیا حافظ شرابخوار بوده ؟

آیا حافظ شرابخوار بوده؟

  • بله ، شرابخوار بوده

    رای‌ها: 15 23.8%
  • نه غرق در عرفان شده (و از معشوق آسمانی می گوید)

    رای‌ها: 18 28.6%
  • هردو

    رای‌ها: 20 31.7%
  • هیچکدام

    رای‌ها: 5 7.9%
  • شکست عشقی خورده

    رای‌ها: 5 7.9%

  • رای‌دهندگان
    63
شاید اونقدر درجه عرفانشون زیاد بوده که برای به تصویر کشیدن اونها برای ادمهای دیگه ازین الفاظ استفاده میکنن . مثلا ممکنه در اون زمان شراب خوردن و مست بودن برای مردم عادی بوده...
 
  • لایک
امتیازات: bio2
در ظاهر از ی سری اشعار اینجور برداشت کردن .
حتی ی عده میگن تشیع بوده ی عده میگن تسنن بوده .
و خب حالا مگه مسلمونها الان هیچکس شراب نمیخوره ؟ تو همین جامعه خودمون مثلن . شراب ی حکم حرام داره . همونقدری ک دروغ داره تهمت داره حق خوری داره روزه نگرفتن غیبت زنا همه اینا گناهن ، ایا همه همشو رعایت میکنن همه ؟
حالا باز من توجیه نشدم . شراب بخوره ، چی میشه ؟ کافر باشه ، چی میشه ؟ مسلمانی باشه ک شراب میخوره ، چی میشه ؟


اشعارش چ ربطی ب عقایدش داره من نمیفهمم . چ ربطی ب نامه اعمالش داره ؟
ن ، ولی تو همین پستم بالا توضیح دادم ، معصوم ک نیست ک بخواییم توقع داشته باشیم هیچ گناهی نکنه .


خب تهش چی بشه ؟ بفهمیم مسلمانی بوده ک شراب میخورده چ تاثیری در دیوانش و اشعارش ک ما ازش استفاده میکنیم یا نمیکنیم داره ؟
به نظر بنده آشنایی با عقاید یک شاعر بر روی فهم بهتر اشعارش تاثیرگذاره.
 
فکر کنم اسپمه بعدا حذف میکنم ،
آخه چرا اینجوری میکنید ، اینکه ممکنه ماها اطلاعات کافی نداشته باشیم دراین مورد درسته ...ولی حرف زدن راجع بهش چه اشکالی داره؟ مگه این همه تاپیکی که تو سایت زده شده، داخلش فقط آدمهایی که علم کامل به موضوع داشتن نظرشونو گفتن؟
درسته من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش ،ولی چه اشکالی داره این حرف ها زده بشه و احیانا وقتی میخونیمش بفهمیم منظورش واقعا چی بوده! ؟
البته میشد نظرسنجی یه جوری باشه که به سمت خوب و بد بودن شراب یا حافظ! نره و خود کلمه ها تو ابیات مدنظر باشن.
 
اگر به دیوان به چشم تفریح و لذت نگاه کنیم که بخونیم و صرفا از زیبایی ظاهری لذت ببریم فرقی نداره
اما اگه به چشم یک اندیشمند به حافظ نگاه کنیم و بخوایم مسیر زندگی ازش بگیریم به نظرم فرق کنه
سوای هر دوی اینها شما می تونید شراب خوار نباشید و فرض بگیرید حافظ شراب خوار نبوده و اونوقت دستور العمل زندگی ازش بگیرید که بسیاری اینکارو کردن و به نتیجه رسیدن
در مقابل شراب خوار هم دیدم که از اشعار حافظ برای تاکید بر رفتارش استفاده کرده و به نتیجه رسیده
برای همینه که بهش میگن رند
 
شاید اصلا این نحوه بیان کردن ظریف و هنرمندانه به این صورت که هر مخاطبی رو جذب کنه چه کسی که اعتقادی نداره چه کسی که اعتقاد داره;;):D
 
باید به دیدگاه نمادی حافظ هم توجه کرد و البته اندیشه ای که داشته، حافظ در مقابل زهد و کناره گیری از مردم و همینطور نکوهش ظاهر و ریا شخصیتی رو توصیف میکنه به اسم رند! که این یک شخصیتیه ک یه روز پشمینه میپوشه فرداش میره میخونه و در عین حال از نظر حافظ جایگاهش از بقیه شخصیت ها بالا تره
در بعضی شعر ها حافظ زیرکانه مانور داده تا حرف های کنایه آمیزی رو با چاشنی تملق بار حاکم زمان یا محتسب و اینا بکنن

بعد ازین توصیفات مطرح کردن همچین مسایل مضخرفی ک هدفش تخریب شخصیتی حافظ یا توجیه شراب خوردن باشه رو درک نمیکنم

حتی اگر هم فرض رو بر خوردن بگیریم اندیشه ای ک توی غزل های حافظه رو میشه امروزی هم دید
انسان های متملق و جانماز آب کش و آمران بمعروف ک بویی از حقیقت عمل نبردن
ادمای مستی ک حرفای درست و حسابی میزنن
و...
خلاصه اینکه اگه این دیدگاه نمادین نبود الان هیچ ارتباطی نمیشد با شعر برقرار کرد
بی روی تو ای سرو گل اندام حرام است
در مذهب ما باده حلالست ولیکن!
 
نه من و نه شما در سطحی هستیم که بتوانیم شخصیت حافظ را نقد کنیم
من از کسی که دکترای ادبیات فارسی از دانشگاه بهشتی دارد پرسیدم؛

در جواب گفت
چون شاعران به معشوق اسمانی می نگریسته اند و کارهای دنیوی برایشان بیهوده بوده است
با چشم حقارت به این موضوعات می پرداخته اند
یا در معنای مجازی از ان استفاده میکردند
شاید دلیل دیگرش این بوده که اجازه استفاده از ان را نداشتند


یکی از جذابیت شعر در ان دوره (سبک عراقی) همین بوده است
 
به نظر من بستگی داره شراب خوار رو چی تعریف کنیم . اگه منظور کسی باشه که مدام از شراب استفاده کنه نبوده . آدم مست که نمیتونه شعرهایی با همچنین عمقی بگه. ولی اگه منظور کسی باشه که توی اون فضای خانقاه و می کده میرفته و میومده و حالا هم یا به ظاهر یا واقعا یه لبی تازه میکرده کاملا محتمل و ممکنه.
چون که بر پایه جهان بینی ایشون کلا نباید دنبال چیزی جز حقیقت و حقیقت بینی بود . پس اگه داره از این الفاظ استفاده میکنه شایسته اینه که اطلاعات کافی نسبت به مغبچه و می کده و پیر مغان داشته باشه وگرنه داره حرف نسنجیده میزنه. پس این نظریه که کلا هیچ اشاره ای به این موضوعات نداره، هم از پایه و اساس ردد هست.
 
اتفاقا به نظر من یه آدم عاقل نمیتونه چنین شعرهایی رو بگه. شعر جوششی هست نه کوششی که بشینی فکر کنی و دودوتا چارتا کنی و نیاز به عقل و فکر و اینا داشته باشی. شعر کوششی اصلا عمق نداره ولی شعر جوششی که از درون میاد و خود شاعر متوجه نیست دقیقا که چقدر آرایه ادبی داره.
مورد دوم اینکه به نظرم این استادای ادبیاتن که نشستن آرایه ادبی در آوردن و برای اینکه دستور زبان داشته باشیم روی همه چیز فرمول و قاعده گذاشتن.
مورد بعدی هم اینکه شراب شیراز خیلی معروفه. حتی تو خارج از ایران هم اسم شراب شیراز به گوش میخوره و تو فروشگاه ها دیدم. (البته واسه شیراز نیست ولی به این اسم هست و احتمالا منظور روش درست کردنش هست) خب به نظرم با وجود این معروف بودنش مردم قطعا میخوردن دیگه. درست نمیکردن برن صادرات کنن که!
شیراز یکی از شهرهایی بوده که مردم دیندار زیاد داشته. و تعداد امام زاده ها تو استان فارس به صورت قابل توجهی خیلیییی زیاده. در عین حال شرابش هم معروف بوده. خب کیا شراب درست میکردن و میخوردن؟ همین مردم که مسلمان هم بودن!
 
Back
بالا