میپرم تو کوچه و خیابون غریبه و آشنا همه رو بغل میکنم |:
بس که این مدت کمبود بغل پیدا کردم ) :
بعدشم میرم تو هرکدوم از کافه ها چند ساعت میشینم همه این خونه نشینیا جبران بشه ((((:
با خیال راحت بدون ماسک میرم بیرون و همه دوستامو دعوت میکنم که بریم کل شهرو بگیردیم، یه تولد درست حسابی میگیرم و فکر کنم تا مدتها به خونه برنگردم بعدشم نقل مکان میکنم به تهران و میرم دانشگاهمو می بینم *_*
در کل انقدر بیرون میرم که جونم دراد.
از صبح وقتی هنوز آفتاب نزده بدون ماسک و الکل و با خیال راحت از خونه میزنم بیرون و تا شب ساعت ۱۲ بیرون میمونم
و هر جا دلم خواست دست میزنم و از هر جا دلمخواست غذا و خوراکی میگیرم و وقتی میرم سوار مترو بشم اگه جا نبود میشینم کفه مترو :___(((