• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

گفت و گوی منظوم

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع A M I N
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
اگر خود خواستی تا خر بمانی
به جای نان خود بردار یونجه
و گر قصدت نبوده هجو بنده
یه جوری هجو گو این جا بگنجه ((:
نون و پنیر و های بای
ما دیگه رفتیم بای بای[-|
(در را می کوبد...:)) )

ب. ن:
(در را آرام باز میکند)
هجوم نه از روی کین است
اقتضای طبیعتم این است
( در را محکم تر می بندد) :))
 
آخرین ویرایش:
گرمای هزل از محفل عاشقان هزل رفته
وای بر من زین مکان دلبر بی بدل رفته
 
وقتی که من نباشم اوضاع همین روال است (#الکی=)) )
کو عارض و جم و فیض؟ این هم جای سوال است؟ (#انکاری)

#بی_قافیه
به خدا اگر که بود و نبودت یک پاپاسی مهم باشد
این لفظ بی وزن و بی قافیه همان بهتر که نباشد
 
من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش... :-":))
مصراع به مصراع پیش نرو
یکباره سخن گو، از قشم به کیش نرو
نیک و بدت را برای خود نگاه دار
از قصد و بی قصد رقص جنبان ریش نرو :))
 
قومی متفکرند در هجو امین
قومی پی‌شان فتاده اندر ره کین
خود گفته بدم ز پیش راهی به از این
گو بیتی و بگذار دلیلش به زمین
 
امین حرمت داره نه لذت
امین اصالت داره نه وحاقت
امین کراش هر چی دافه
همون دافی که موی آفریقایی میبافه
امین شاعر شعر سمپادی
مشعور به شعر های زیادی
مکن تو امین را نکوهش
که زلفان او میکند در دل دافا شورش
حالا که کردم مدح آن زیبا رو
بیا بنما این پایین لایکی بهر او

به به چشمم روشن :-w:-"
وقت آن است که خون موج زند در دل من
زین تغابن که شمع هر محفل گشته زلفانش
:)):-"
 
Back
بالا