• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

گفت و گوی منظوم

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع A M I N
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
شاعر جونم آشپزه
سوخته پلو میپزه :-"
آهای شاعر حیا کن
قابلمه رو رها کن
در دست من آواز می خوانند قاشق ها
با جان من پیوند خورده صد هزاران دیگ
می خواند زیر دسته‌اش آواز زیبایی
افتاده سرپوش و کلاهش هود و نالان دیگ:
شد ابر و باد و ماه و خورشید و فلک در من
بالای سر ابری و در دل سیل و سوزان دیگ
آتش به روی گاز مست بوی سبزی بود
در شعله‌اش می سوخت یا از هجر یاران دیگ؟
 
در دست من آواز می خوانند قاشق ها
با جان من پیوند خورده صد هزاران دیگ
می خواند زیر دسته‌اش آواز زیبایی
افتاده سرپوش و کلاهش هود و نالان دیگ:
شد ابر و باد و ماه و خورشید و فلک در من
بالای سر ابری و در دل سیل و سوزان دیگ
آتش به روی گاز مست بوی سبزی بود
در شعله‌اش می سوخت یا از هجر یاران دیگ؟
آتش به روی گاز نه اینکه مست بود
هر چه که بود و نبود را خورد هود
آرد را با خشم و آز کردند الک
بعد از آن با وردنه کردند فلک
مستی و اشک و غم و نفرت ببین
این دلیلش عشق باشد مه جبین؟؟
مستی آتش نه از روی غناست
عشق و آتش راهشان از هم سواست:-"
 
آتش به روی گاز نه اینکه مست بود
هر چه که بود و نبود را خورد هود
آرد را با خشم و آز کردند الک
بعد از آن با وردنه کردند فلک
مستی و اشک و غم و نفرت ببین
این دلیلش عشق باشد مه جبین؟؟
مستی آتش نه از روی غناست
عشق و آتش راهشان از هم سواست:-"
خاک آدم در الک چون بیختند
عشق و آتش را به هم آمیختند!
 
آخرین ویرایش:
Back
بالا