• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

استاد شجریان

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع maleck :)
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • تگ‌ها تگ‌ها
    شجریان


اینو دیدم فک کردم مناسبه اینجاس
ی دوست داشتم براش شجریان فرستادم ی بار گفت بیکاری از اینا گوش میدی دیشب رفتم اینستا دیدم استوری کرده و ابراز تاسف و از این حرفا :)
ترجیح دادم استوری چک نکنم کلا:/
 
ی دوست داشتم براش شجریان فرستادم ی بار گفت بیکاری از اینا گوش میدی دیشب رفتم اینستا دیدم استوری کرده و ابراز تاسف و از این حرفا :)
ترجیح دادم استوری چک نکنم کلا:/
واقعا اینجور ادما ابراز تاسف براشون خیلی کمه...
طرف اصلا نمیدونه استاد چندتا آلبوم داره و یا حتی ی بارم یکی از کاراشون رو نشنیده بعد نوشته خسرو اواز رفت.:/ واقعا وات د هل؟!
 
پارسال سال کنکورم بود و من بر حسب شرایط دور و برم و شرایط خودم خسته بودم و کلافه. دراون اوضاع بود که رباعیات خیامشون رو شنیدم "هنگام سپیده‌دم خروس سحری،
دانی که چرا همی‌کند نوحه‌گری؟
یعنی که: نمودند در آیینهٔ صبح
کز عمر شبی گذشت و تو بیخبری!"
از اون موقع هر وقت از همچی خسته میشدم پیش خودم ذوق میکردم که حالا وقتشه رباعیات خیام رو بشنوم تا صداشون جادو کنه.
یا یادمه وقتایی که عصبانی از همچی بریده بودم و میرفتم یه گوشه ای که از هر آدمی دور باشم به شجریان پناه می اوردم تا بخونه:
"می‌کوبم بر دَر
پنجه می‌سایم بر پنجره‌ها
من دچار خفقانم، خفقان
من به تنگ آمده‌ام از همه چیز
بگذارید هواری بزنم!"
دیروز عصر مامانم گریه میکرد ولی بنظرم مرگ برای شجریان حکایت غمگینی نیست.برای او مرگ هم بخشی از موسیقی عشقی هستش که سراسر زندگیش آوازش رو با استادی سر داده بود.
 
در کنارِ کیش مهر که صدای همیشگیِ بچگیم بود،"مستان سلامت میکنند"از ثابت ترین چیزهایی عه که توی ناخودآگاهم نشسته و همیشه میشنیدمش
تا اینکه این چند سال اخیر از اون دنیایِ فقط درس خوندن خارج شدم و فهمیدم موسیقی ای هست اینجا؛و بعد از آشنا شدن با همایون فهمیدم که پدرش فقط نمادِ موسیقیِ سنتی یا اون آقایی که توی بچگیم صداش رو شنیدم نیست
اینقدر کلیشه ای نیست و دنیایی برای ما ساخته که واقعا عجیبه
ناراحتم از اینکه چقدر دیر شناختمش و خوشحالم از اینکه همین چند صباحِ آخر فهمیدم این آدم فقط یه لیبل یا یه اسم نیستش
خیلی بیشتر از این حرفاست...
 
این چ منطق غلطیه ک میگید اگر‌ کسی کارهای ایشون رو دنبال نمیکرده نباید برای مرگش تسلیت بگه؟؟....
یعنی اگر شما بلد نیستید انتگرال بگیرید نباید از مرگ خانوم میرزاخانی ناراحت میشدیذ و براش استوری میذاشتد؟
یا اگر توی طب سررشته ندارید نباید مرگ یه پزشک بزرگ رو تسلیت بگید؟
اقای شجریان یکی از نماد های موسیقی سنتی ایرانی بود به هر جهت و خب هر ایرانی ممکنه از مرگش ناراحت بشه و این ربطی ب دنبال کردن کاراشون یا موافقت با عقاید و سلیقه های سیاسی ایشون نداره.
 
این چ منطق غلطیه ک میگید اگر‌ کسی کارهای ایشون رو دنبال نمیکرده نباید برای مرگش تسلیت بگه؟؟....
یعنی اگر شما بلد نیستید انتگرال بگیرید نباید از مرگ خانوم میرزاخانی ناراحت میشدیذ و براش استوری میذاشتد؟
یا اگر توی طب سررشته ندارید نباید مرگ یه پزشک بزرگ رو تسلیت بگید؟
اقای شجریان یکی از نماد های موسیقی سنتی ایرانی بود به هر جهت و خب هر ایرانی ممکنه از مرگش ناراحت بشه و این ربطی ب دنبال کردن کاراشون یا موافقت با عقاید و سلیقه های سیاسی ایشون نداره.

نظرتون محترم هستش
اما ی پیام تسلیت فرق داره با ده تا عکس استاد رو گذاشتن ده تا از فیلمارو شیر کردن و در واقع پیرهن دریدن
 
بچه ها ؛ دلم خواست چند تا " تصنیف " که این روز ها زیاد گوش میدم رو باهاتون به اشتراک بذارم که
[ طاقت ما گرچه بس درد آزمود
درد او از طاقت ما بیش بود ! - ابتهاج ]

۱) کاروان
[ ای شادیِ جان ، سروِ روان ، کز برِ ما رفتی
از محفل ما ، چون دلِ ما ، سوی کجا رفتی ؟ - رهی ]

۲) بگذار تا بگرییم
[ بگذار تا بگرییم چون ابر در بهاران
کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران
هر کو شراب فرقت روزی چشیده باشد
داند که سخت باشد قطع امیدواران ! - سعدی ]

۳) کبوتر از فراقت من می کنم شیون ...

۴) درد دل
[ مگر به روی دلارام یار ما ، ور نی
به هیچ وجه دگر ، کار بر نمی آید !
ز بس که شد دل حافظ ، رمیده از همه
کنون ز حلقه زلفت به در نمی آید ! - حافظ ]

۵) شیدایی
[ زین دایره مینا ، خونین جگرم ، مِی ده
تا حل کنم این مشکل در ساغر مینایی ! - حافظ ]

۶) ساکنِ جانِ من [ خودم آوازش رو ترجیح میدم ]
[ ای ساکن جان من ! آخر به کجا رفتی ؟
در خانه نهان گشتی یا سوی هوا رفتی ؟
رفتی تو بدین زودی ، تو باد صبا بودی
ماننده بوی گل با باد صبا رفتی ! - مولانا ]

۷) رندان مست
[ ای آرزوی آرزو ! آن پرده را بردار ازو
من کس نمی دانم جز او ، مستان سلامت می کنند
ای ابر خوش باران بیا ، وی مستیِ یاران بیا
ای شاه طراران بیا ، مستان سلامت می کنند ! - مولانا ]

۸) یاد ایام
[ درد بی ‌عشقی ز جانم برده طاقت ، ورنه من
داشتم آرام تا آرامِ جانی داشتم ! - رهی ]

۹) غم با طبیبان
[ یا رب ! امان ده ، تا باز بیند
چشم محبان ، روی حبیبان ! - حافظ ]

۱۰) بوسه های باران
[ گفتی به روزگاری ، مهری نشسته ، گفتم :
بیرون نمی توان کرد ، حتی به روزگاران ! - م.سرشک]
 
Back
بالا