• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

فانتزی هاتون

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع anaana251223
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
یه دختر سفید لپ گلی خوشکل مومشکی داشته باشم که ویالونیست باشه.عصرا موهای بلندشو ببافم،بنشونمش ترک دوچرخه ببرمش کلاس موسیقی.
 
یکی از فانتزیام اینه که
عروسی یه فرد نزدیک باشه حالا داییام یا خواهرم
فلش آهنگای ماشین با من باشه
دیجی هم من هدایت کنم:))
نقشه شومم ندارم اصلاااا ;))
 
با دوستم از یه گلخونه کوچیک مراقبت کنیم

یه بهار خواب بالای پشت بوم بسازم
 
تک و دو بزنم و به رویاهام برسم ،
به دانشگاه پرینستون !
فیزیک حالت جامد
شرکت بزنم
ازون بزرگا
جهان رو بگردم ...
بعد برگردم تو همین ایران زیبا
شهر خوب مشهد
کنار آدم های خونگرم محله مون
برم تو همون فلافلیه که دیواراش با عکس فردین و بهروز وثوق تزئین شده
یخچالش هنوزم میرندا و کانادا و کوکا شیشه ای داره
فلافل بفروشم .
برم حرم ...
با همون تاکسی زردا که
رانندش حمیرا گوش میده :)
از کنار عطر فروشی ها و عطر های رنگاورنگشون رد بشم
برم سر راه ، آبمیوه رضا ، یک هویج بستنی بخورم
به حرم که رسیدم
اون قسمت که کیف ها رو تحویل میدن
من همه چیمو تحویل بدم
کیفم ،
لباسام ،
پولم ،
دانشم ،
غرورم ...
بشکنم و برم داخل
همون کنارا
همون جایی که سایه بون ها رو میذارن
سرمو بندازم پایین و ...
گریه کنم ،

گریه کنم و
گریه کنم

آخه میدونی ...
به قول علی آقای پاشا
تا زندگی ناسالم نداشته باشی
زندگی سالم بهت کیف نمیده :)

مرسی که خوندی
 
مثل این فیلمای تخیلی هستناا که شخصیت اصلی فیلم یهو یه اتفاق عجیب براش میوفته هاا اونجوری بشم یا بتونم در زمان سفر کنم و برگردم به دو سه سال پیش خیلی چیزها رو تغیر بدم یا مثلا یه روز صبح بیدار شم ببینم خیلی چیزا تغیر کرده خلاصه مثل فیلما دیگه


به جز اینا دوست دارم برم قطب شمال یا جنوب فرقی نداره کدوم فقط یکی از دوتا که سرده و هیچکسم نیست یا برم جنگلای آمازون اونجاهایی که هیچکسی نیست یه خونه با چوب بسازم و خوراکی ایناهم از طبیعت بردام ولی لعنت بهش که حالشو ندارم
 
به عنوان استعداد برتر ببرنم اون ور آب
خدایی خیلی خوبه ها فکرشو بکنین
 
Back
بالا