• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

فانتزی هاتون

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع anaana251223
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
عاشق یه پسری بشم (ترجیحا از خودم بزرگتر باشه) بعد اون بهم کم محلی کنه و منم فقط اذیتش کنم(بدون شکستن غرور و پایین اوردن شخصیتم) بعد مدت ها بدونم اون داره با یه دختر دیگه ازدواج می‌کنه
منم روز ازدواج با یه لباس مجلسی ساده و سیاه و یه کفش پاشنه دار ساده یه عینک دودی و یه کلا با پر سیاه (کلا سر تا سر یه تیپ مشکلی و شیک)
با یه رژ سرخ! (انگار می‌خوام برم مجلس ختم!!؟) برم مراسم ازدواجش . با غرور وافاده وارد مجلس شم و خوشحال و شاد باشم جلو همه...
بعد اون آدم حرفه و خفنی که باهاش هماهنگ کردم از یه نقطه دووور به عروس شکلیک کنه...
منم اول خودمو نگران و ترسیده نشون بدم و بعدم یواش یواش غیب شم برم ...
حالا اون پسر مورد علاقم افسرده و ناراحته...
منم به عنوان یه دوست یا همکار
برم تو زندگیش یواش یواش ...
عاشقش کنم...
.
‌‌.
.
.
.
((((:
 
اینکه شیرقهوه ای که مادرم برام میخره از شرکت میهن باشه:_)
#سطحی_ترین
پ.ن: شیرقهوه پاکتیای میهن شیرین ترن، همچنین شیرقهوه مزرعه ماهشام رو هم دوست دارم چون یکم مزه تلخ قهوه رو بیشتر داره.
 
روانشناس بشم و در اینده با یه روانپزشک ازدواج کنم
( یا بالعکس )
بعد دوتایی باهم تو یه تیمارستان کار کنیم :-":))
 
اینجا فانتزیاتونو بگید مهم نیست چقد مسغرس :D
از فانتزیام یکیش اینه که بعضی وقتا میشینم خودمو تصور میکنم که رتبه تک رقمی کنکور شدم بعدش رفتم تو پیامهای بازرگانی صدا و سیما کتاب های تستمو تبلیغ میکنم مثلا میگم من با استفاده از فلان کتاب توانستم درصد زیست خودرا صد بزنم و...
 
از پرورشگاه یه بچه به سرپرستی قبول کنم :)
خیلی عجیبه از بچگی دوس داشتم...
 
یه سیستم بهتر از سیستم آریا کئوکسر مال من بود[-o<
برگرفته شده از کتاب گاو ها پرواز می کنند،خفاش ها ماکارونی میخورند
 
یه hp z8 workstation و یه rog zephyrus g15
البته قیمت این دوتا رو هم دست کمی از قیمت خونه مون که 6 سال پیش خریدیم نداره :)
 
جدیدا یکی از فانتزیام این شده بشینم لایکای کامنتارو ب تعادل برسونم...
هر کی لایکش کمتر باشه در حد توان کمکش میکنم:/
 
مثل فیلما از این ادم پولدارا باشم که کسی نمیشناستشون ولی میتونن تو یه شب کل دنیا رو زیر و رو کنن
 
یکی از فانتزیام اینه برم تورهای مختلط کویرگردی ثبت نام کنم
مختلط بودن صرفا جهت بهتر بودن فضا
اینکه توی کویر زیر آسمون پرستاره کلی آدم دوره هم بینیمو حرفای قشنگ بزنیم یکی عم اون وسط ی سازی بزنه و ما دور آتیش سیب زمینی و سوسیس کباب کنیم...
هی:)

آخرش ی روز انجامش میدم
نه ب اون فکر نکن... فکر نکن.. نکن.. ولی قبول دارم..
یکی کویر یکی ام جنگل.. خیلی خوبه با تور

از فانتزی های بنده اینه ک ی بار تو بحثای سیاسی شرکت کنم و مامان خانم چش غره نره و بعدا کلی غر نزنه ک اینا مال سن تو نیست..
یا اوووم ی بار کاملااا اونجوری ک دوس دارم باشم.. بدون نقاب و بازی و ادا...
یا ی بار ماکارونی بریزم رو کله ی یکی ببینم وقتی آویزون میشه و میریزه تو صورتش چجوری میشه😂🤣
این غذا های من در اوردی ی اسکلی رو ب خورد خودش بدم بفهمه چی میکشیم ما
ی مدت هر چند کوتاه بتونم با یکی در ارتباط باشم(مجازی ن)

فعلا همینا یادمه
 
Back
بالا