• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

پدر مادرم اشتباه کردن من نمیکنم!

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع galeger
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
"تصمیم گیرنده نهایی خودشه"
"اگه با حرفیش مخالفم دلیل منطقی میارم براش و نمیگم بچه های مردم رو حرف مادراشون حرف نمیارن اون وقت بچه ما دلیل میخواد :/"
"هم بهش حق انتخاب میدم (واسه کاری که تو آینده میخواد بکنه) هم هی بهش نمیگم اون چیزی که من میخواستمو انتخاب نکرده :/ (مثلا مامان خودم میگه یکیتونم آرزوی منو برآورده نکردین برین دکتر شین، بعد برمیگرده میگه البته من کاری ندارما :|)"
"چتاشو نمیخونم"
"انقدر حساسیت نشون نمیدم که با دوستاش چی میگن و تا در مورد جنس مخالف با دوستش صحبت میکنه کلشو نمیبُرم"
"بهش نمیگم دوستاش باید مثل اون باشن که یه وقت از راه به در نشه، چون اینطوری که همیشه تو جمع بسته یه سری آدم با اعتقادات شبیه خودش بوده وقتی میره تو جامعه میترکه"
"واسه چیزای اعتقادیش مجبورش نمیکنم، اون تا آخر عمرش نمیتونه به فرمان من عمل کنه و وقتی از زیر دستم میره بیرون احتمال اینکه کلا برعکس همه اجبارام باشه خیلی زیاده"
"واسه دوست داشتن سرزنشش نمیکنم"
 
هیچکسو با یکی دیگه مقایسه نکنم
معیار های یک بچه ی خوب رو عوض کنم
فقط چیزای بد رو نمیبینم ، بیشتر کارای خوب ادما رو میبینم و صد تا نمره خوبو فدای یه نمره بد نمیکنم
میزارم به عقایدش باور داشته باشه ( حتی اگه مخالف باشم )
 
اصلا نمیزارم تک بعدی شه
مثلا به بهانه اینکه حواست فقط به درس باشه اجازه ندم کارای دیگه رو امتحان کنه... اتفاقا تشویقش میکنم تو زمینه های زیادی، ورود پیدا کنه
به اشتباهاتش گیر نمیدم و دوست دارم خودش یاد بگیره چیکار باید کنه و چیکار نباید کنه، البته اگه ازم مشورت خواست اکیه ولی براش تعیین تکلیف نمیکنم حتما باید اینکارو کنی یا نکنی
از همه مهمتر دوست دارم وقتی کنار منه بهش خوش بگذره و اینطوری نباشه که تو دلش بگه چند دقیقه با مامان حرف زدم اعصابم کلی خورد شد... میخوام باهم مثل دوست باشیم
 
برای بچم دلسوزی های مزخرف نمیکنم. بعضی وقتا سختی کشیدن بچه، بزرگترین کمک به اونه. لقمه حاضر آماده دستش نمیدم باید یادبگیره برای حقوقش بجنگه.
 
اینکه ازدواج نکنیم یا کلا بچه دار نشیم در مواقع نادری ممکنه محقق بشه ولی به شخصه اگر روزی فرزندی داشته باشم ، امیدوارم مادری باشم (اشک هایش رابا چادر گلدار پاک می‌کند و تسبیح فیروزه ای را در دستش میچرخاند🤣) که استقلال رو به معنی دیگه ای به فرزندش آموزش میده ، یاد میده چجوری قبل از همه خودش رو دوست داشته باشه ، اونوقته که میتونه بقیه رو هم دوست داشته باشه ....امیدوارم حداقل اون اعتماد به نفسش مثل من نباشه🤣
 
هرگز به خاطر حرف مردم و فامیل آرامش روانش رو بهم نمی ریزمم...............
 
بچه ارو لوووووس( مهمه ها) بار نمیارم..زرت زرت از عواطف‌ پرش نمیکنم..
کاراشو براش انجام نمیدم...
ی‌ چند باری پشتش در میام‌بعد میزارم خودش دعواهاشو بکنه..
از بچگی کلاس ورزش میفرستمش حتما( ترجیحا رزمی)
تحت هیچ شرایطی نظر کوفتی ملتو ب حرف بچم ارجحیت نمیدم..
دم ب دیقه نمیرینم تو اعصابش
غر نمیزنم سرش
مجبورش نمیکنم تبدیل بشه ب ایده آلی ک من میخوام

لازمه بگم عکس همه اینا الان میافته تو خانواده؟
 
بچه بزرگم رو بخاطر رفتار بد بچه کوچکترم سرزنش نمیکنم و مدام نمیگم که تو بایر براش الگو باشی. و مسئولیت خواهر یا برادر کوچکترش رو روی دوشش نمیزارم.
حتی اگه خیلی سرم شلوغ باشه یه ساعت مشخص در روز مخصوص حرف زدنش با خودم میزارم تا عادت نکنه حرف ها و احساساتش رو تو خودش بریزه.

(بازم یادم اومد میام اضافه میکنم)
 
نه در حدی سخت گیر میشم که فردا وارد جامعه شد خیلی آسیب ببینه نه هم در حد خیلی خیلی زیادی آسون نمیگیرم چون بازم آسیب میبینه
خانواده من مورد اولی رو خیلی دارن و بخاطر سخت گیری شون در هر کاری واقعا خیلی عذاب میکشم:)
 
این تفکرو در پیش نمی‌گیرم که همه خوبن و زندگیشون گل و بلبله، و ما بَدیم.
 
از بچگی یک کلاس ورزش و یک هنر ثبت نام میکردم
سعی میکردم در کنار درس مهارت پول درآوردن هم بهش یاد بدم
 
تو حال بدیاش تنهاش نمی‌ذارم،
جوری باهاش رفتار میکنم که منو محرم غم و غصه هاش بدونه...
هیچ وقت با کسی مقایسه ش نمیکنم!
و بهش یاد میدم از حق خودش دفاع کنه و خودشو ضعیف نشون نده
 
Back
بالا