- ارسالها
- 458
- امتیاز
- 8,542
- نام مرکز سمپاد
- فرزانگان 2
- شهر
- تهران
- سال فارغ التحصیلی
- 1404
- مدال المپیاد
- برنز و طلای نجوم
- دانشگاه
- شریف
- رشته دانشگاه
- علوم کامپیوتر
"تصمیم گیرنده نهایی خودشه"
"اگه با حرفیش مخالفم دلیل منطقی میارم براش و نمیگم بچه های مردم رو حرف مادراشون حرف نمیارن اون وقت بچه ما دلیل میخواد :/"
"هم بهش حق انتخاب میدم (واسه کاری که تو آینده میخواد بکنه) هم هی بهش نمیگم اون چیزی که من میخواستمو انتخاب نکرده :/ (مثلا مامان خودم میگه یکیتونم آرزوی منو برآورده نکردین برین دکتر شین، بعد برمیگرده میگه البته من کاری ندارما
)"
"چتاشو نمیخونم"
"انقدر حساسیت نشون نمیدم که با دوستاش چی میگن و تا در مورد جنس مخالف با دوستش صحبت میکنه کلشو نمیبُرم"
"بهش نمیگم دوستاش باید مثل اون باشن که یه وقت از راه به در نشه، چون اینطوری که همیشه تو جمع بسته یه سری آدم با اعتقادات شبیه خودش بوده وقتی میره تو جامعه میترکه"
"واسه چیزای اعتقادیش مجبورش نمیکنم، اون تا آخر عمرش نمیتونه به فرمان من عمل کنه و وقتی از زیر دستم میره بیرون احتمال اینکه کلا برعکس همه اجبارام باشه خیلی زیاده"
"واسه دوست داشتن سرزنشش نمیکنم"
"اگه با حرفیش مخالفم دلیل منطقی میارم براش و نمیگم بچه های مردم رو حرف مادراشون حرف نمیارن اون وقت بچه ما دلیل میخواد :/"
"هم بهش حق انتخاب میدم (واسه کاری که تو آینده میخواد بکنه) هم هی بهش نمیگم اون چیزی که من میخواستمو انتخاب نکرده :/ (مثلا مامان خودم میگه یکیتونم آرزوی منو برآورده نکردین برین دکتر شین، بعد برمیگرده میگه البته من کاری ندارما
)""چتاشو نمیخونم"
"انقدر حساسیت نشون نمیدم که با دوستاش چی میگن و تا در مورد جنس مخالف با دوستش صحبت میکنه کلشو نمیبُرم"
"بهش نمیگم دوستاش باید مثل اون باشن که یه وقت از راه به در نشه، چون اینطوری که همیشه تو جمع بسته یه سری آدم با اعتقادات شبیه خودش بوده وقتی میره تو جامعه میترکه"
"واسه چیزای اعتقادیش مجبورش نمیکنم، اون تا آخر عمرش نمیتونه به فرمان من عمل کنه و وقتی از زیر دستم میره بیرون احتمال اینکه کلا برعکس همه اجبارام باشه خیلی زیاده"
"واسه دوست داشتن سرزنشش نمیکنم"








