• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

پادکست نوشابه زرد

از این فاز داستانی بیایم بیرون و اپیزودا صرفن مختص سایت و پیرامونش باشه؟یا ب همین ترتیب ادامه بدیم؟

  • بیاید بیرون

  • ادامه بدید


نتایج فقط بعد از رای‌دادن قابل مشاهده هستند. لطفا الکی رای ندید!
یجورایی چون متن حالت داستان داره زیاد نمیشد ب سایت ربطش داد
پرواز خانمم وقتی متنو گرفت برا ادیت هیچی اع سایت توی متن نبودو تاجایی ک میشد ربطش داد
وگرن اگ مثه پادکست صفر بود میشد خیلی بیشتر اسم بچه هارو اورد و باشون شوخی کرد
اگ ک دوس دارین بجای روند داستانی، متن یچیزی مث پادکست صفر باشه نظراتونو بگین تا بچه ها روند کارو عوض کنن و داستانو بزاریم کنار&
 
سلام رفقا :)
چطوریییین؟؟!
برگشتیم با اپیزود اول سری پادکست نوشابه ی زرد
این اپیزود خط داستانی داره و سعی شده ب سایت مرتبط باشه (=
توی این مدت مشکلات زیادی پیش اومد هم برای پادکست هم برای بچه ها ):
فلذا این اپیزود اونطوری ک میخواستیم نشد #_#
ایشالا اپیزود بعدی حتمن جبران میکنیم :)

اپیزود اول سری پادکست نوشابه زرد :)

ارمغان: سلام، شما در حال شنیدن اولین اپیزود، نوشابه زرد هستید
موزیک
محمد: این پادکست هدفش فان و شوخی با همه چیزه
مخصوصا اعضای سایت اگه مطلب حقی فهمیدین مشکل از مخ خرخون خودتون و اون کنکورِ ک خب اینم ب ما چه
مایا: این قسمت خط داستانی داره ولی یه عالمه
شخصیت پیازی و لایه لایه گذاشتیم توی داستان حسابی سرخشون کردیم.
محمدرضا:داستان درمورد اطرافیای اوسا بقاله
ک انگار توی زندگی قبلیشون جمیعا از تیمارستان فرار کردن.
خلاصه یروز از اون روزای پرکارِ اوسا بقال
بود ک اصغر مشتری ثابت اوسا درو وا کرد
صدای در
اصغر:بهههه سلام اوس بقال،مطهریه گلو گلاب
اوس بقال:ها؟ینی چ بچه، مگ داری با رفیق رفقات حرف میزنی؟
اصغر:شرمندم اوسا اشتِب کردم. جناااب اقای
مطهری(تیک ب مناظره)
اوسا بقال : ها؟ چی میخای دوباره تو پسره علاف؟هی زرتو زرت میای مغازه من مگ اینجا سمپادیاس؟
امین: نه نی نی سایته
مایا:امین پسر مطهری بود که کسی دقیق سر از کارش در نمی آورد
اصغر: اوسا من ک دیگ از بِ بسم الله تا میمِ اخرمو
گفتمو میدونی که پسر کاری ام هسم
بقال: اره!خیلی بچه کاری هستی فقط یکم بیکاری، بیکاری ام یدونه ر داره .
اصغر: اونم درست میشه ایشالا، کیلیدساز که رف
الان ریموت ساز اومده قول کار داده بمون. تازه مسکنم میده
بقال:کیو داری میگی؟
مدرسان شریف
چی؟
مدرسان شریف
اصغر:اوسا ول کن اینچیزارو من که قبلا شاگرد خودتم بودمو میشناسیم،تازه مهم دله دل، ک اونم پیش پرنیان خانمِ شما گیره
بقال: هوی!بچه اسم دختر منو چرا مث اسپم اویزن دهنتمیکنی؟بیا برو تا بنت نکردم
اصغر:اوسا اخه گناه من چیه؟
محمد :بله همینطور که شنیدین دل این اصغر ما پیش پرنیان خانوم دختر اوسا بقال بدجور گیر کرده
مایا: اما خب اوسا بقال ب این راحتیا دختر بده نیس خلاصه
همینطور که اوس بقال و اصغر باهم بحث میکردن یهو
رعنا: سلاام
مایا :بله ی خانوم با قدو بالای رعنا اومد توی مغازه بریم
ک بقیه داستانو بشنویم.
اوس بقال: یا استوقدوووس، اصغر برو اونور ببینم . بفرمایین خوش اومدیم ینی خوش اومدین قدم رنجه فرمودین
اصغر:اوسا پ این کارا چیه؟چرا یهو مث این کاندیدا مهربون شدی
اوسا:هیس بچه ببینم، خانم شما امرتونو بفرمایین
رعنا:اوسا بقال ک میگن شمایین؟
اوسا:بله بله(وی خرذوق میشود)خوده خودشم اوس بقاله معروف، البت بقال کیلیدسازم بم‌میگن
اصغر:اره،زارت
بقال:بچه ببند وگرن بن داِئمت می کنما، خانوم ایشونو ولش کنین، شما بفرمایین
رعنا:راستش من برای خرید نیومدم،برای امر خیر
اومدم
اوسا: (زیادی خر ذوق میشود) خدایا مرسی خدایا
میدونستم همیشه دعاهامو میشنوی، ببینید خانوم من و
همسرم رابطه خیلی عمیقی داشیم ولی همسرم متاسفانه توی عمق اون رابطه گم شد و هیچوقتم پیداش نکردم ولی با شما میسازم از نو، قصر
رویاهامو؛ بیا و ملکه ذهنم باش
رعنا:بله؟؟
امین:پدرشما چقد سریع fillinglove شدین،معماری این
رابطه از بنیاد سسته
رعنا خانوم:اقا چی داری میگی؟من برای دخترتون پرنیان خانوم اومدم، پسرم سامی پری جونو پسندیده
اوسا:ای کیییییسه
اصغر:هَن؟مگ اومدی بیلیسی بیگیری خانوم؟پری جونو پسندیده ینی چی؟ پرنیان خانم، نامزد منِ
اوسا:بیا برو اونور بچه الکی سیس عقاب نگیر دختر من
هنوز سیمگله
اصغر:چیچی گِله؟اگ منظورت گل و خاک انجن خوردشه،که خودممیتکونم براش
رعنا:سینگل اقای محترم سینگل!
اصغر:حالاچی هس این سیمگل سیمگل ک میگی؟ ممیزی نباشه ک من رو پرنیان خانوم غیرت دارم
محمد :ممیزی همون مثبت 18 س
رعنا:سینگل ینی امادس ک نامزد سامی جونم شه واهاها
اوسا:این سامی جون ک میگین الان کجا تشریف دارن؟
اصغر:بچمون رفته رای بده
امین: هه هه!نه رفته یدونه ایمیل پیدا کنه تازه عضو سایت شه
رعنا:نخیر سامی رفته از مغازه بالایی شیرینی بخره
اوسا:البته خانم می رفت رای هم بده از نظر من مشکلی
نداشت چون من معتقدم انسان باید کاری کنه کمتر شکست بخوره
امین: من به هیچ کدوم اونقد اعتماد ندارم که 4 سال منتهی به 8 سال دزد نباشن، مخصوصا اون شاه دزدی که تو‌ میخوای بهش رای بدی
اوسا:فرزند ناخلف فقط وقتایی که میخوای برا مدیریت اقدام
کنی مینویسی در محضر شاهنشاه مطهری چش سفید؟! زهی خیال باطل بزارم مدیر شی، نقل قول غیرمستقیم ح.ب را آزاد خواهم کرد هه هه
بعد 12 ساال عمرا بذارم همچین کاری کنی. خانم خدارو شکرکنین اگه بچتون حرف گوش کنه
رعنا سامی من بیشتر حرف بزنِ
مایا : این بحث با اقتدار مطهری توسط کارن قفل شده است
تا قسمت بعدی که بریم شیرینی فروشی مش غلام و ببینیم اونجا چه خبره

فعلا خداحافظظ!
picsart_07-07-12.45.39_t8d1.jpg

اینترو @armaghannn
صدای اوس بقال ==》 محراب @..Mehrab..
صدای اصغر ==》 امیر @amirvictor
رعنا هم رعناس خب @رعـنـا
صدای امین ==》 کاوه @karen.m
راوی دختر ==》 مایا @Maia
راوی پسر ==》 محمد @phoenix_s9
طراح کاور =》 حنا @حَنا(:
نویسنده پیکره اصلی متن ==》 امیر و ادیت ==》 پرواز @پرواز
میکس و مسترینگ ==》 محراب


نظرتون راجب پادکست چی بود؟
کدوم یکی از شوخی هارو فهمیدین؟ :-"
انتقاداتتون یا پیشنهاداتتون رو حتمن بهمون بگین *-*
اوکی اصغر و سامیمو بدین برم قول می‌دم دوتاشونو راضی نگه دارم
: )))))))
 
یجورایی چون متن حالت داستان داره زیاد نمیشد ب سایت ربطش داد
پرواز خانمم وقتی متنو گرفت برا ادیت هیچی اع سایت توی متن نبودو تاجایی ک میشد ربطش داد
وگرن اگ مثه پادکست صفر بود میشد خیلی بیشتر اسم بچه هارو اورد و باشون شوخی کرد
اگ ک دوس دارین بجای روند داستانی، متن یچیزی مث پادکست صفر باشه نظراتونو بگین تا بچه ها روند کارو عوض کنن و داستانو بزاریم کنار&
رفقا نظرتون راجب این رو میشه بمون بگید؟
اگه ازین فاز بیایم بیرون دستمونم باز تره و راحت تر میشه نوشت
فلذا لطفن نظرتون رو بمون بگین :)
ممنون
 
رفقا نظرتون راجب این رو میشه بمون بگید؟
اگه ازین فاز بیایم بیرون دستمونم باز تره و راحت تر میشه نوشت
فلذا لطفن نظرتون رو بمون بگین :)
ممنون
بیاید بیرون

چیزی که شما رو نکشه قویترتون میکنه:-":))
 
به‌شخصه آهنگ‌ها و متن رو دوست نداشتم.
ولی خسته نباشین.
 
میخواین چند قسمت دیگه داستان رو ادامه بدین و یه چهارتا ماجرا توش بذارین و پایان پندیشم درست باشه -سر و ته‌ش رو هم نیارین یعنی- بعد از اون بدون داستان بسازید تا ببینیم چجوریه و کدوم بهتره. با یه مقدمه‌ی داستان و یه قسمت صفر که نمیشه قضاوت کرد :-‌"
این اولای داستانه تازه و بنظرم متنش شروع بود فقط و ادامه داره....ولی باید اصلاح کرد نوشتنو من بیشترین تقصیر رو این دفعه داشتم چون اصلا به گروه نویسندگی وقت نکردم کمک کنم الان که تایمم آزاده امیدوارم بتونیم کارمون رو بهتر کنیم
 
بچه ها دهنتون سرویس الان نزدیکه چهاره صبحه و از دیروز تا حالا نخوابیدم که بتونم زمانه خوابمو درست کنم ولی گفتم قبل از خواب برم پادکستتون رو گوش بدم بعد برم بخوابم .
ولی خب اینقد پادکستتون پر انرژی بود که فک کنم تا خوده صبح بیدارم
موسی ، محراب دهنتونو

خب من داستانه اصلیو از زبونه خوده موسی شنیدم (امیر خودمون) و کلی باهاش خندیدم .
به نظر من خیلی با ظرافت تونستین به سایت ربطش بدین آما خیلی از شوخی های دسته اول و ناب موسی رو بعد از دوبار گوش دادن نتونستم بشنوم چون کاملا حذفش کرده بودین و فک کنم این مسئله که می خواین یه جوری مرتبطش کنین با فضای سایت داره به داستان لطمه میزنه چون من داستانه اصلیو از زبونه خوده موسی شنیدم و واقعا پتانسیله خیلی بالایی داشت. کارتون حرف نداشت از صدای مایا (اگه اشتباه نکنم ) بیشتر استفاده کنین چون بسیار حرفه ای گویندگی میکنه و تونه صداش و لحنشو واقعا درست انتخاب میکنه و عیار پادکستتونو میبره بالا.
امید وارم حرفام بتونه به پیشرفتتون کمک کنه و اینکه اگه کسی خوشش نیمده و نتونسته تا ته داستانو گوش کنه مشکل از خودشه نه شما (انتظار دارم درک کنین چون اینا رفیقامن و دارم ازشون حمایت میکنم قصده توهینم ندارم )کارتون و با قدرت ادامه بدین و بترکونین .
 
بچه ها دهنتون سرویس الان نزدیکه چهاره صبحه و از دیروز تا حالا نخوابیدم که بتونم زمانه خوابمو درست کنم ولی گفتم قبل از خواب برم پادکستتون رو گوش بدم بعد برم بخوابم .
ولی خب اینقد پادکستتون پر انرژی بود که فک کنم تا خوده صبح بیدارم
موسی ، محراب دهنتونو
این فحش بود؟ تعریف بود؟ انگیزه‌دهی بود؟ چی بود؟؟؟ :)):))
 
تازه وقت کردم گوش بدم.
خیلی خیلی بهتر از قبل بود.موسیقی های بینش فوق العاده بود شخصا بنظرم تو انتخاب خیلی متناسب و عالی بودن.
الان که داشتم گوش میدادم صدای بین محراب بقال و محمدرضای شاگرد که مکالمه اصلی بین اینا بود،نسبتا شبیه هم بودن و یکم تو اواسط مکالمه ذهن ممکن بود دچار اشتباه بشه که کی الان داره حرف میزنه.
بقال اگه صدای کلفتری داشته باشه و تن صدای بالاتری داشته باشه یا کلا به فرد دیگه که کلا صدای متفاوتی داشته باشه طوری که تمایزش با صدای محمدرضا کاملا قابل تشخیص بشه واقعا مشکلی نیست و به حرفه ای شدن نزدیکتر میشید : ))))
در مورد صدای رعنا،بنظرم رعنا یا باید اگه طبق شخصیت داستانی که داشت یا با کشیده حرف زدن مخلوط با عشوه خاله زنکی(:))) حرف میزد یا صدای به خانم محترم و معمولی میداشت‌.اما صدای رعنا حس میکردم یه چیزی بین این دوتا بود.

همین دیگه.
فقط قدیمی ترای سایتم سعی کنن به تکونی به خودشون بدن و حضور میهمان داشته باشن تو بعضی قسمتها و همکاری کنن اینطوری واقعا یه پادکست همه چی تموم از سمپادیا بیرون میاد.
و اینکه درست گفتن در مورد مانور دادن روی بعضی شخصیت های سایت.
در مورد حاشیه های اخیر یا کاربرای نسبتا جدید هم بینش حرفی بزنید یا حتی بحثهای داخل حرف بزن که اکثرا یادشون مونده :))

تا همینجا هم خیلی خسته نباشید
عالی بودید انگیزه و پشتکارتون قابل تحسینه :]
موفق باشید.
 
پس من چرا اینقدر اهنگاشو دوس داشتم :|
حتی اخریش ادمو به قر میاورد
________________
نظر من اینه زود قضاوت نشه و داستان حداقل باید ۲قسمت دیگه ادامه داشته باشه تا بشه گفت خوبه یا نه
 
سلام بچه ها خیلی خسته نباشید*_*

یکم نقد کنیم و نظر شخصی‌مون رو بگیم؟ اول پادکست رو با یه ریتم آهنگ ملایم شروع میکردین و بعدش ارمغان با ذوق میگفت سلام، به نظرم جذابتر بود
مورد دوم، موافقم با اون عزیزی که میگفت از صدای مایا استفاده بیشتری داشته باشین. و به نظرم در کنارش بقیه ی اعضا هم تمرین بیشتری داشته باشین، مثلا من از صدای اصغر با توجه به نقشش خیلی حسی رو دریافت نمیکردم، حس میکردم صرفا داره از روی یه متن میخونه(به جز اون تیکه ای که غیرتی میشد سر پرنیان) .. از صدای اوس بقال حس دریافت میشد، و از صدای رعنا نیز هم
بعد یه چیزی؟ یهویی امین از کجا شروع به حرف زدن کرد؟ نبود تو مغازه که، بود؟:))
و یه چیز دیگه.. صدای محمدرضا و محراب شباهت زیادی داشت واقعا، فقد لحن صحبتشون تفاوت داشت.. این دونفر گفتگوی پشت سر هم نداشته باشن بهتره. و اینکه یکی‌شون سعی کنه یکم صداش رو تغییر بده موقع حرف زدن:))
انتخاب آهنگ ها خوب بود، اما آهنگ آخر همش یکم زیاد نبود؟ من به شخصه از آهنگ آخر لذت بردم، اما حس کردم اینکه همه ی آهنگ وجود داشت، یکم حوصله سر بر میشد، به خصوص برای کسایی که این مدل آهنگ ها رو اصلا گوش نمیدن در حالت عادی (بدین صورت که آدم گوشی رو روشن میکرد ببینه چقد دیگه تموم میشه) .. به نظرم تیکه ی اوجش رو میذاشتین کافی بود
و اینکه.. عملکردتون خیلی بهتر شده، اما به نظرم اگه موضوع ساخت پادکست هاتون، مث پادکست اولی باشه، میشه شوخی های بیشتری رو انجام داد و بیانشون کرد.. اما این داستان اوس بقال رو هم تا پایان پیش ببرین:) آها ضمنا! اگه امکانش رو دارین، شخصیت های بیشتری از بچه های سایت رو وارد داستانتون کنین

ولی ولی، خیلی خوبه که دارین تلاش میکنین برای بهتر شدن. و واقعا خیلی دمتون گرم ❤️ شنوای اپیزود های بعدی‌تون هستیم:)
 
و اینکه اگه کسی خوشش نیمده و نتونسته تا ته داستانو گوش کنه مشکل از خودشه نه شما (انتظار دارم درک کنین چون اینا رفیقامن و دارم ازشون حمایت میکنم قصده توهینم ندارم )
دوست عزیز کسی اینجا قصد توهین نداره، صرفا همگی میخوایم این گروه، تو کارشون بیشتر پیشرفت کنن و ما با کیف بیشتری به پادکست هاشون گوش بدیم:)
اینکه آدم بگه مشکل از بقیه ست و کار من عالیه، باعث خود برتر بینی میشه که لطمه ی جدی ای میزنه به کارشون ها:)
به نظرم اگه دوست واقعی‌ ی این اکیپ هستی، اینجوری نگو..
 
سلام بچه ها خیلی خسته نباشید*_*

یکم نقد کنیم و نظر شخصی‌مون رو بگیم؟ اول پادکست رو با یه ریتم آهنگ ملایم شروع میکردین و بعدش ارمغان با ذوق میگفت سلام، به نظرم جذابتر بود
مورد دوم، موافقم با اون عزیزی که میگفت از صدای مایا استفاده بیشتری داشته باشین. و به نظرم در کنارش بقیه ی اعضا هم تمرین بیشتری داشته باشین، مثلا من از صدای اصغر با توجه به نقشش خیلی حسی رو دریافت نمیکردم، حس میکردم صرفا داره از روی یه متن میخونه(به جز اون تیکه ای که غیرتی میشد سر پرنیان) .. از صدای اوس بقال حس دریافت میشد، و از صدای رعنا نیز هم
بعد یه چیزی؟ یهویی امین از کجا شروع به حرف زدن کرد؟ نبود تو مغازه که، بود؟:))
و یه چیز دیگه.. صدای محمدرضا و محراب شباهت زیادی داشت واقعا، فقد لحن صحبتشون تفاوت داشت.. این دونفر گفتگوی پشت سر هم نداشته باشن بهتره. و اینکه یکی‌شون سعی کنه یکم صداش رو تغییر بده موقع حرف زدن:))
انتخاب آهنگ ها خوب بود، اما آهنگ آخر همش یکم زیاد نبود؟ من به شخصه از آهنگ آخر لذت بردم، اما حس کردم اینکه همه ی آهنگ وجود داشت، یکم حوصله سر بر میشد، به خصوص برای کسایی که این مدل آهنگ ها رو اصلا گوش نمیدن در حالت عادی (بدین صورت که آدم گوشی رو روشن میکرد ببینه چقد دیگه تموم میشه) .. به نظرم تیکه ی اوجش رو میذاشتین کافی بود
و اینکه.. عملکردتون خیلی بهتر شده، اما به نظرم اگه موضوع ساخت پادکست هاتون، مث پادکست اولی باشه، میشه شوخی های بیشتری رو انجام داد و بیانشون کرد.. اما این داستان اوس بقال رو هم تا پایان پیش ببرین:) آها ضمنا! اگه امکانش رو دارین، شخصیت های بیشتری از بچه های سایت رو وارد داستانتون کنین

ولی ولی، خیلی خوبه که دارین تلاش میکنین برای بهتر شدن. و واقعا خیلی دمتون گرم ❤️ شنوای اپیزود های بعدی‌تون هستیم:)
مرسی از نظرت فاطیما جان^^ بله ما از یسری اشتباهات اینجا درس میگیریم و از هم کمک میگیریم تا همو کامل کنیم.مسلما کسی که اشتباهاتمونو جلومون میگه و پیشنهاد برای حلش میده صلاحمون رو میخواد ممنون*.*
 
سلام رفقا :)
چطوریاییین؟
پادکست نوشابه زرد ی گروه جدید تاسیس کرده ک ممد @phoenix_s9 مسئولیتش رو ب عهده گرفته..
این گروه مسئولیت پادکست های نیم نوشابه زرد رو ب عهده گرفته :)
قراره محوریت پادکست های نیم نوشابه ی زرد روی سایت، اتفاقاتش و بچه ها باشه "-:
picsart_07-13-12.12.42_bzc.jpg

* ...The first episode is coming soon *


تو پرانتز بگم داستان اوسا بقال و اصغر ادامه پیدا میکنه اما دیگه ربطی ب سایت نخواهد داشت و داستان با روند خودش جلو میره :)
مسئولیت این گروه ک تحت عنوان پادکست های یک نوشابه زرد معرفی میشن رو مایا ب عهده گرفته :) @Maia
و ممنون از @armaghannn ک مسئولیت مدیریت جفت گروهارو داره و به بچه ها کمک میکنه :)
و همچنین از حنا بابت کاوراش :)
 
Back
بالا